فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

6-8) مانع استکمال و عامل انحطاط

غفلت از موانع مهم در کمال طلبی آدمی است. کسی که از نقص و ناداری خویش بی خبر است و دغدغه ای از ناکامی خود ندارد، احساس کاذب بی نیازی یافته و لذا در مقام جبران نواقص خویش بر نمی آید و کمترین جهدی در جهت کسب کمالات نمی کند.
هر که نقص خویش را دید و شناخت -
اندر استکمال خود ده اسبه تاخت
زان نمی پرد به سوی ذوالجلال -
کو گمان می برد خود را کمال
فریفته شدن به کمالات پنداری که مراتب غفلت و پرده پندار است؛ موجب توقف انسان در استکمال و بلکه باعث سقوط و انحطاط آدمی می گردد. در روایتی از امام علی (ع)می خوانیم:
من طالت غفلته تعجلت هلکته (162)
هر کس غفلتش طولانی شود، هلاکتش شتاب می گیرد.
شیطان در ادبیات دینی، نمونه ای از سقوط ناشی از غفلت است. غفلت و غره شدن به مقام قرب، او را از دیدن واقعیت خویش و وقوف به منزلت آدمی محروم ساخت و لذا کبر آورد و بر آدمی حسد ورزید و علم عصیان فراز کرد. منشأ اصلی سقوط شیطان تصور پنداری او از کمالات خود بوده است. هر انسانی در معرض گرفتار آمدن به چنین بیماری هست. بیماری پندار کمال، و غفلت از نقصان، بدترین بیماری است که انسان را زا کمال جویی باز می دارد و به همین جهت است که در ادبیات روایی غفلت، زیان آورترین دشمن تلقی شده است.
علتی(163) برتر پندار کمال - نیست اندر جان تو ای ذو دلال (164)
از دل و از دیده ات بس خون رود - تا زتو این معجبی بیرون رود
علت ابلیس اناخیری (165)بدست - وین مرض در نفس هر مخلوق هست (166)
این اثر ویرانگر غفلت، در بعد اجتماعی به صورت انحطاط جوامع در می آید. یکی از عوامل انحطاط تمدنها شیوع بیماری غفلت بوده است. غفلت آنگاه که در فرهنگ سازمانی استقرار یابد، افراد، گرفتار آرزوهای طولانی بی اساس شده و از دیدن هویت و واقعیت جمعی خود محروم می شوند، نیروهای ملی ناشناخته می ماند و منابع ملی از بین می رود. نه از حوادث و تجربه های تلخ و شیرین و عبرتی اخذ می شود و نه از نزدیکی مرگ، دغدغه ای به وجود می آید. امیرالمؤمنین علی (ع)در نهج البلاغه ابتدا بیان می فرماید، عامل انحطاط تمدنها همین پرده پنداری است که چشمان مردم را از دیدن واقعیت نابینا ساخته است و سپس با زبان انگیزیشی مردم را از غفلت بر حذر می سازند:
و انما هلک من کان قبلکم بطول آمالهم و تغیب اجالهم حتی نزل بهم الموعود الذی ترد عنه المعذره و ترفع عنه التوبه و تحل معه القارعه و النقمه.
واقعیت جز این نیست که تنها دلیل هلاک و سقوط جوامع پیش از شما این بود که به آرزوهای دراز گرفتار آمدند و اجل هایشان را نادیده گرفتند تا تهدیدهای الهی، جامه عمل پوشید، تهدیدهایی که چون فرود آید، بر سینه هر توجیهی رد زند. توبه از میانه خیزد و همزمان فاجعه های کوبنده و خشم حق باریدن گیرند. (167)
امام علی (ع)به عنوان رهبری دلسوز در خصوص ابتلا امت اسلامی بر چنین بیماری خطرناکی، هشدار فراوان داده است. حضرت، روزگاری را پیش بینی کرده است که امت مسلمان نسبت به آیات الهی ناشنوا باشند و از قرآن صاحب ذکر، جز جز نقشی در میان نباشد و از اسلام بیدادگر جز اسمی به جای نماند. مساجد آباد باشند اما از حیث روشنگری و هدایت مردم، تهی گردند. ترسیمی که از انحطاط چنین فاجعه ای ارائه شده است، امنیت کاذب هر غافلی را از میان بر می دارد.
یاتی علی الناس زمان لایبق فهم من القرآن الارسمه و من الاسلام الااسمه و مساجد یومئذ عامره من البناء من الهدی. سکانها و عمارها شر اهل الارض. منهم تخرج الفتنه و الیهم تاوی الخطیئه یردون من شذغنها فیها، و یسقون من تاخر عنها.
این مردم را زمانه ای در پیش است که از قرآن مجید جز نقش و نکاری، و از اسلام جز نامی به جای نماند و در آن زمان بنای مساجدشان آباد، اما از معنا و روشنگری تهی است. مسجد سازان و مسجد نشینان آن روزگار، بدترین مردم زمین اند. فتنه از آنها بر می خیزد و گناه سوی آنها روی می کند. فتنه و فساد را بر گوشه گرفتگان، تحمیل کنند و تناسان و بازماندگان را پیش می رانند. (168)
یقول الله سبحانه فی حقت لا بثن علی اولئک فتنه تترک الحلیم فیها حیران و قد فعل و نحن نستقبل الله عشره الغفله
خداوند متعال می فرماید: به حق خودم سوگند که بر آنان چنان فتنه ای بر می انگیزم که بردبار و اندیشمند را سرگردان گذارم! و بدون تردید، تهدید خداوند انجام پذیر است. باری، لغزشهایی ناشی از غفلت، به خدای بزرگ پناه می برد.
عبارت اخیر نشان می دهد که منشأ اصلی تباهی های که در متن خطبه به آن اشاره شده، غفلت و بی خبری است. همچنین در این بیان به وضوح آمده است که تباهی های جامعه نشانه عذاب الهی است که جوامع گرفتار به غفلت در زندگی این جهانی گریزی از آن ندارند و در آخرت عذاب دردناکتری در انتظار آنان است.

6-9) عذاب اخروی

سزای غفلت ورزانی که پس از اتمام حجت و آگاهی یافتن از راه سعادت، همچنان از آیات الهی و انذار آسمانی اعراض می کنند و بی خبری خود را تداوم می بخشند، آتش جهنم و عذاب الهی است. اینکه غفلت از یاد خدا از عوامل گرفتاری آدمی به آتش دوزخ است، مورد تاکید قرآن مجید است: ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم اذان لا یسمعون بها، اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون ( اعراف - 179)
و محققاً بسیاری از جن و انس را برابر جهنم واگذاردیم چه آنکه آنها را دلهائیست بی ادراک و معرفت و دیددگان بی نور و بصیرت، و گوش های ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراهترند.
بسیاری از مفسران بر مبنای این آیه شریفه گفته اند: عامل وارد شدن آنها در جهنم، همان غفلت از یاد خداوند است و آنچه انسان را زا عذاب الهی می رهاند، فقط ذکر خدا است. مفسران بزرگی چون شیخ طوسی در ذیل همین آیه، پرسشی کلامی را طرح کرده اند و پاسخ داده اند که گزارش مختصر آن مفید است: در پاسخ می توان گفت: مراد از غفلت در اینجا، اعراض از آیات و عدم التفات به آنها است. اعراض و روی گردانی، رفتار اختیاری است و همین رویگردانی اختیاری سبب می شود که فرد در زمره غافلان در آید. بر اساس آنچه در گفتار سوم در خصوص مراتب غفلت بیان شد، می توان گفت، عذاب اخروی مانند عذاب دنیوی، نتیجه طبیعی غفلت ورزی کسانی است که دچار غفلت مذموم شده اند و دو قسم غفلت گریزناپذیر و غفلت معذور، از این حکم بیرون هستند. غفلت مذموم، غفلت بعد از هشدارهای آسمانی، در مراتب سه گانه آن، غفلت مستقر، غفلت مضاعف، و غفلت جمعی، موجب عذاب الهی است که در دنیا به صورت فتنه و انحطاط پدیدار می شود و در آخرت به شکل آتش دوزخ تجسم می یابد. در چنین روز است که پرده پندار می افتد و انسان، غفلت خود را درک می کند اما جز حسادت و اندوه ثمری ندارد.

گفتار هفتم عوامل معرفتی غفلت

چشم حس همچون کف دستت و بس - نیست کف را بر همه اودست رس