فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

6-5) مشقت در زندگی

همان گونه که بیان شد جهد غافلانه، جهد بی توفیق است و جهد بی توفیق، جان کندن و مشقت بی معنا بردن است. آنچه تلاش و کوشش این جهانی را معنا دار و لذت بخش می کند، پرتو هشیاری است که از زندگی پایدار و سعادت جاودان بر آن می تابد. یکی از دلایل کسب آرامش از طریق کسب آرامش از طریق یاد خدا، همین است. یاد خدا، موجب آرامش دل و تسکین قلوب می شود. بر اساس آیات قرآن هر کس از یاد خداوند، رویگردانی کند و غفلت ورزد، در زندگی این جهانی چنان دچار مشقت، رنج و عذاب می شود که جز در رحمت الهی از آن، نتوان رهایی یافت. نتیجه طبیعی اعراض غافلانه از یاد خدا و بی خبری از نعمات الهی، گرفتار آمدن به معیشت پر رنج و عذاب است.
و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا(طه - 124)
و به تعبیر جامی:
می رود عمر گرانمایه و ما غافل از او -
وه که جزمحنت و اندوه نشد حاصل از او

6-6) قساوت دل

آثاری که از غفلت بر شمردیم، به قساوت دل آدمی منجر می شود. غفلت به تدریج موجب خودباختگی، حریم شکنی و بزهکاری می گردد و گناه و بی شرمی بر دل آدمی قساوت می آورد. همبستگی بین غفلت و قساوت دل، در روایات گوناگونی بیان شده است، از جمله در روایتی از امام باقر (ع) نقل شده است:
ایاک و الغفله! ففیها تکون قساوه القلب. (158)
از غفلت بپرهیز! زیرا قساوت قلب در آن شکل می گیرد.
غفلت ناشی از گستاخی است و سبب دریده شدن پرده ادب و عبودیت است. بی خبری، حرمت کبریائی را می شکند و بر دل آدمی نیز قساوت و سنگدلی می زند. در روایتی از امام علی (ع) می خواهم که فرموده اند:
من غلبت علیه الغفله مات قلبه (159)
غفلت بر قلب هر کسی چیره شود دل او می میرد.
بر اساس همین روایت می توان گفت قساوت قلب و دل مردگی از آثار غفلت مستقر و مراتب شدیدتر از آن است. (160)

6-7) آفت مدیریت

غفلت و بی خبری، علاوه بر آثار زیانبار بر شخصیت آدمی، آفات ویرانگری در مناسبات سازمان و مدیریت دارد. غفلت سبب مس شود، مدیران نگرش یک بعد یافته و از واقع بینی نسبت به واقعیات مربوط به سازمان خود محروم گردند و از تصمیم گیریهای دقیق باز مانند. توضیح مورد پژوهانه (161) آسیب غفلت در مدیریت را با توجه به نسبت هشیاری و بی خبری با آنچهمدیریت خوانده می شود، می توان توضیح داد. می دانیم که بر آورده نشدن انتظارات افراد سبب ناخوشنودی و نارضایتی آنها می گردد. چنین نارضایتی موجب بروز دغدغه و و تشویش می شود که اصطلاحاً درد نامیده می شود. درد از حیث اینکه مسبوق به نوآوری و دگرگونی است یا سابق بر آن، به دگرگونی به دو گونه درد سازنده و بازدارنده مسبوق به دگرگونی است و موارد آن، تشویشی است که پس از معرفی و یا اجرای طرح، در افراد پدید می آید و سبب بروز آن نیز برآورده نشدن انتظارات قبلی افراد در اثر اعمال دگرگونی است. این نوع تشویش، مانع خلاقیت و بازدارنده نوآوریها است. مراد از درد سازنده، تشویشی است کخ در اثر عدم اجرای دگرگونی و یا ادامه وضعیت پیشین پدید می آید و دگرگونی، نوآوری و خلاقیت مسبوق به چنین تشویشهایی است و لذا تشویش و درد سازنده نامیده می شود. از آنجا که هر چه سطح آگاهی و تعهد مدیران و مجریان افزایش یابد، الگوی تغییرات و انتظارات آنها نیز تغییر کرده و کیفیت تشویش و درد آنها از مخرب و بازدارنده و سازنده و مثبت تبدیل می گردد، به همین دلیل، افزایش سطح آگاهی و تعهد مدیران با دو عنصر تشویش سازنده و خلاقت و نوآوری همبستگی دارد. به همین دلیل است که عده ای مدیریت درد را عبارت از افزایش سطح آگاهی و تعهد مدیران و مجریان طرح دگرگونی در جهت اجرای موفقیت آمیز آن می دانند. بررسی و مقایسه بین هشیاری و غفلت ورزی مدیر، در نمودار شماره هفت آمده است.
نمودار شماره هفت - صفحه 131 کتاب