فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

6-4) کشتزار گناه و زشتی

غفلت، مزرعه مستعدی برای رشد و باروری رذایل اخلاقی و مفاسد اجتماعی است. منشاء بسیاری از رذایل، ببی خبری فرد است و انسان بی خبر خود، به عیب دیگران مشغول است و مرتکب گناه و غیبت می گردد.
غافلند این خلق از خود ای پدر - لاجرم گوین عیب همدگر (155)
همچنین است عجب، دنیازدگی، کبر، و خود خواهی، دروغگویی و دیگر بزهکاریها، انسان بیدار، قدر و منزلت خود را می شناسد و از بیماریهایی چون عجب،، کبر و خودخواهی مصون می گردد. چه سعادتمند است کسی که خود را بشناسد: رحم الله امر عرف قدره. اما کسی که از منزلت خویش بی خبر است و از موضع خویش در جهان هستی غافل، لاف کبر می زند و به گزاف، فخر می فروشد. چنین کسی نه خویش را می شناسد و نه دیگران را لذا نه حرمت خود را نگه می دارد و نه حرمت خلق را. منشأ چنین گستاخی و بی ادبی، فروگذاری غفلت آدمی از لباب و روح هستی است:
این تکبر چیست؟ غفلت از لباب - منجمد چون غفلت یخ از آفتاب
چون خبر شد ز آفتابش یخ نماند - نرم گشت گرم گشت و تیز راند
کبر ز آن جوید همیشه جاه و مال - که زسرگین است گلخن را کمال
کین دو دایه را افزون کنند - شحم و لحم و کبر و نخوت آگنند؟
دیده را بر لب لب (156)نفراشتند - پوست را زان روی لب پنداشتند (157)

6-5) مشقت در زندگی

همان گونه که بیان شد جهد غافلانه، جهد بی توفیق است و جهد بی توفیق، جان کندن و مشقت بی معنا بردن است. آنچه تلاش و کوشش این جهانی را معنا دار و لذت بخش می کند، پرتو هشیاری است که از زندگی پایدار و سعادت جاودان بر آن می تابد. یکی از دلایل کسب آرامش از طریق کسب آرامش از طریق یاد خدا، همین است. یاد خدا، موجب آرامش دل و تسکین قلوب می شود. بر اساس آیات قرآن هر کس از یاد خداوند، رویگردانی کند و غفلت ورزد، در زندگی این جهانی چنان دچار مشقت، رنج و عذاب می شود که جز در رحمت الهی از آن، نتوان رهایی یافت. نتیجه طبیعی اعراض غافلانه از یاد خدا و بی خبری از نعمات الهی، گرفتار آمدن به معیشت پر رنج و عذاب است.
و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا(طه - 124)
و به تعبیر جامی:
می رود عمر گرانمایه و ما غافل از او -
وه که جزمحنت و اندوه نشد حاصل از او

6-6) قساوت دل

آثاری که از غفلت بر شمردیم، به قساوت دل آدمی منجر می شود. غفلت به تدریج موجب خودباختگی، حریم شکنی و بزهکاری می گردد و گناه و بی شرمی بر دل آدمی قساوت می آورد. همبستگی بین غفلت و قساوت دل، در روایات گوناگونی بیان شده است، از جمله در روایتی از امام باقر (ع) نقل شده است:
ایاک و الغفله! ففیها تکون قساوه القلب. (158)
از غفلت بپرهیز! زیرا قساوت قلب در آن شکل می گیرد.
غفلت ناشی از گستاخی است و سبب دریده شدن پرده ادب و عبودیت است. بی خبری، حرمت کبریائی را می شکند و بر دل آدمی نیز قساوت و سنگدلی می زند. در روایتی از امام علی (ع) می خواهم که فرموده اند:
من غلبت علیه الغفله مات قلبه (159)
غفلت بر قلب هر کسی چیره شود دل او می میرد.
بر اساس همین روایت می توان گفت قساوت قلب و دل مردگی از آثار غفلت مستقر و مراتب شدیدتر از آن است. (160)