فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

6-3) جهد بی توفیق

انسان غافل همانگونه که بیان شد، مرد کار و تلاش نیست و اگر به دلایلی ناچار از تلاش و کوشش باشد، جهد او حاصلی ندارد. کوششی که انسان های هشیار را به کام می رساند، در کام غافلان شهد نمی شود زیرا خلاف تصور غالب، جهد لزوماً با توفیق همراه نیست. همراهی جهد و توفیق که در ادبیات اخلاقی و متون دینی به آن اشارت شده است، مشروط بر هشیارانه بودن جهد است. پس در بیان حکیم سنایی
جهد بر توست و(ره) خدا توفیق - زآنکه توفیق و جهد هست رفیق
تلاش انسان بی خبر او را به کام نمی رساند توفیق به شرطی لازمه جهد است که غافلانه انجام نپذیرد. (146) مولوی که بدون تردید از حکیم سنایی متأثر و ملهم است، سخن مجمل وی را با ذکر نمونه تاریخی قابل تأمل، توضیح می دهد:
گرچه جمله این جهان بر جهد است - جهد کی بر کام جاهل شهد شد؟
تلاش توام با بی خبری به دلیل اینکه بی ثمر است، در واقع جز جان کندن نیست، تلاشی بیهوده که از آن باید به خداوند رحمان پناه برد.
جهد بی توفیق جان کندن بود - زارزانی کم گر چه صد خرمن بود
جهد بی توفیق خود کس را مباد - در جهان والله اعلم بالسداد(147)
مولوی مثال بارز تلاش و بی توفیق ناشی از غفلت را تدبیر و تلاش فرعون می داند و هرچه وی تدبیر می کرد ناکام می ماند.
جهد فرعونی چو بی توفیق بود - هر چه او می دوخت آن تفتیق(148)بود (149)
احادیث فراوانی در بیان این حقیقت که جهد غافل بی توفیق است، در ادبیات روایی وجود دارد، از جمله روایتی از امام علی (ع)نقل شده است:
ایاک و الغفله و الاغترار بالمهله، فان الغفله تفسد الاعمال و الاجال تقطع الامال؛(150)
از غفلت و فریفتگی به مهلت پرهیز کنید چرا که غفلت، کردارها را تباه می کند و اجلها، امیدها را از بین می برند.
کفی بالمرء غفله ان یصرف همته فیما لا یعینه؛ (151)
مرد غافل را همین بس که همت خود را در امری صرف کند که کمترین کمکی به او ندارد.
کفی بالرجل غفله ان یضیع عمره فیما لا ینجیه؛ (152)
فرد غافل را همین بس که عمر خود را در اموری تباه کند که موجب رستگاری وی نیست.
روایات یاد شده نه تنها بی حاصلی جهد غافلان را بیان می کند بلکه به دلیل آن را نیز توضیح می دهند. غفلت و بی خبری، اعمال و رفتار آدمی را تباه می کند زیرا بی خبری موجب می شود که فرد غافل، همت خود را مصروف امری کند که به او یاری نمی رساند و عمر خود را در امری از بین می برد که نجاتش نمی دهد.
دلیل عمده ناکام بودن جهد غافلانه در این است که اثر بخشی و کارآیی فعالیت ها در گرو هشیاری دائمی نسبت به اهداف فعالیت است: آیا رفتار و تلاش هدفمند است؟ آیا کوشش نسبت به اهداف وفادار است؟ بنابراین غفلت موجب می شود انسان در زمینه هایی تلاش کند که برایش حقیقتاً سود ندارد و عمر خود را در میدانهایی از دست بدهد که مایه نجات او نیست. به تعبیر شیخ عطار نیشابوری:
چون ز اول تا به آخر غافلیست - حاصل ما لاجرم بی حاصلیست (153)
ممکن است، پرسیده شود، دلیل اینکه انسان غافل همت خود را مصروف امری بی فایده کند، چیست؟ پاسخ این است که غافل به حسابرسی خود نمی پردازد و دغدغه سود دهی ندارد، او به تلاش صرف، بسنده می کند. روشن است که مدیری که به حسابرسی سازمان خود وقوف کامل نداشته باشد، از خسارتهای وارد بر سازمان غافل می ماند. همچنین است حال انسان غافل که مدیر سازمان روانی خویش است اما از حسابرسی خویش بی خبر. به همین دلیل در نهج البلاغه می خوانیم:
من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر (154)
هر که به محاسبه خویشتن بپردازد، سود برده است و کسی که از آن غفلت بورزد، خسران می یابد.
نمودار شماره شش، صفحه 127 کتاب

6-4) کشتزار گناه و زشتی

غفلت، مزرعه مستعدی برای رشد و باروری رذایل اخلاقی و مفاسد اجتماعی است. منشاء بسیاری از رذایل، ببی خبری فرد است و انسان بی خبر خود، به عیب دیگران مشغول است و مرتکب گناه و غیبت می گردد.
غافلند این خلق از خود ای پدر - لاجرم گوین عیب همدگر (155)
همچنین است عجب، دنیازدگی، کبر، و خود خواهی، دروغگویی و دیگر بزهکاریها، انسان بیدار، قدر و منزلت خود را می شناسد و از بیماریهایی چون عجب،، کبر و خودخواهی مصون می گردد. چه سعادتمند است کسی که خود را بشناسد: رحم الله امر عرف قدره. اما کسی که از منزلت خویش بی خبر است و از موضع خویش در جهان هستی غافل، لاف کبر می زند و به گزاف، فخر می فروشد. چنین کسی نه خویش را می شناسد و نه دیگران را لذا نه حرمت خود را نگه می دارد و نه حرمت خلق را. منشأ چنین گستاخی و بی ادبی، فروگذاری غفلت آدمی از لباب و روح هستی است:
این تکبر چیست؟ غفلت از لباب - منجمد چون غفلت یخ از آفتاب
چون خبر شد ز آفتابش یخ نماند - نرم گشت گرم گشت و تیز راند
کبر ز آن جوید همیشه جاه و مال - که زسرگین است گلخن را کمال
کین دو دایه را افزون کنند - شحم و لحم و کبر و نخوت آگنند؟
دیده را بر لب لب (156)نفراشتند - پوست را زان روی لب پنداشتند (157)

6-5) مشقت در زندگی

همان گونه که بیان شد جهد غافلانه، جهد بی توفیق است و جهد بی توفیق، جان کندن و مشقت بی معنا بردن است. آنچه تلاش و کوشش این جهانی را معنا دار و لذت بخش می کند، پرتو هشیاری است که از زندگی پایدار و سعادت جاودان بر آن می تابد. یکی از دلایل کسب آرامش از طریق کسب آرامش از طریق یاد خدا، همین است. یاد خدا، موجب آرامش دل و تسکین قلوب می شود. بر اساس آیات قرآن هر کس از یاد خداوند، رویگردانی کند و غفلت ورزد، در زندگی این جهانی چنان دچار مشقت، رنج و عذاب می شود که جز در رحمت الهی از آن، نتوان رهایی یافت. نتیجه طبیعی اعراض غافلانه از یاد خدا و بی خبری از نعمات الهی، گرفتار آمدن به معیشت پر رنج و عذاب است.
و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا(طه - 124)
و به تعبیر جامی:
می رود عمر گرانمایه و ما غافل از او -
وه که جزمحنت و اندوه نشد حاصل از او