فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

5-3) غفلت از آرمانهای قدسی

یکی از مراتب ظاهر بینی و غفلت از حقیقت، غفلت از آرمانهای والای انسانی است. زیرا بی هدف پنداشتن طبیعت و بیهوده انگاشتن حیات، از لوازم ظاهر بینی و نشناختن حقیقت است. غفلت از هدف، مراتب گوناگون دارد: مرتبه نخست، آن است که فرد اساساً دغدغه هدف ندارد و به زندگی متداول و آمد و شد روز شب چنان عادت کرده است که هدف آن را اساساً فراموش می کند. چنین زندگی فاقد روح حیات است و در واقع لب طاقچه عادت از یاد رفته است. (133)
زندگی غافلانه، زیبایی و طرب انگیز بودن خود را نشان نمی دهد بلکه چون از یاد خدا تهی است، در سخن و غم در می پیچد، غافلانه به آمد و شد روز و شب بی آنکه از آن فایدتی حاصل کنند، روزگار کی گذرانند.
روز شب چون غافلی از روز شب - کی کنی از سر روز و شب طرب؟
روی او چون پرتو افکند، اینت روز - زلف او چون سایه انداخت، اینت شب
گاهی فرد زندگی را هدفدار دنبال می کند اما اموری را که ارتباطی با هدف ندارد هدف می پندارد و از اصول به هدف واقعی باز می ماند، و این خود مراتب گوناگون دارد؛ در مرتبه ای، ضد هدف به عنوان مقصد انتخاب می شود، یعنی فرد، به عنوان مثال، از تهران به مقصد مشهد در جاده تبریز می افتد و هرچه پیش می رود و تلاش می کند، نه تنها به مقصد نمی رسد، بلکه از آن دور می افتد. مرتبه دیگر توقف در اهداف اولیه است. کوهنوردی را می ماند که چون به پناهگاه اول رسیده، خود را به قله رسیده تلقی کند و از اهداف والاتر بازماند. بسندگی به توفیقات چشمگیر زندگی و اهداف عالیتر را دنبال نکرده، ناشی از غفلت به آن اهداف است. بسیارند بی خبرانی که در ابتدای سلوک خود را واصل پنداشتند و از سلوک بازماندند.
مرتبه دیگر از بی خبری نسبت به اهداف، هدف پنداری فایده است. این نوع غفلت رواج زیادی دارد و در بهد نظری مغالطه های فراوانی را به بار می آورد. و در بعد علمی انسان را از وصول به اهداف واقعی باز می دارد. سر رواج چنین غفلتی این است که فواید، غالباً سهلتر و سریعتر حاصل آید و نسبت به اهداف، نزدیکتر و ظاهرتر هستند و به گونه ای که ساده انگاران عافیت طلب چون به آنهابرسند دل مشغول دارند و از دیدن اهداف اصلی باز می ماند. گاهی دغدغه عدم غفلت از اهداف، خود موجب بروز نوعی غفلت می شود که می توان آن را غفلت از راه مشروع نامید. عده ای در وصول به هدف چنان حصر توجه می کنند که از راه، شرایط، آفات و لوازم آن غافل می گردند. معتقدان به انگاره هدف، وسیله را مباح می کند در واقع دچار چنین بی خبری هستند. کسانی که در خصوص شریعت ابراز انگار هستند و عبادات و شرایع را صرفاً ابزارهایی برای وصول به حقیقت می پندارند به گونه ای که در مرحله سلوک می توان آنها را فروگذاشت، بر چنین غفلتی غلطیده اند. آفت غفلت از مشروعیت وسیله آن است که اخذ راههای نامشروع و استفاده از ابزارهای غیر اخلاقی سبب می شود هدف نیز تحت الشعاع آن قرار بگیرد و فرد از وصول به اهداف باز ماند. فقدان دغدغه های اخلاقی نزد بسیاری از مدیران سبب شده است آنها نه تنها بسیاری از اصول اخلاقی را قربانی اهداف سازمانی قرار بدهند بلکه به دلیل عدم تاکید علمی بر آرمان اخلاقی از دستیابی به اهداف بازمانند. در کتاب اخلاق حرفه ای به تفصیل در این مقام سخن رفته است.

گفتار ششم آثار غفلت در زندگی فردی و اجتماعی

آدمی را دشمن پنهان بسی ست - آدمی با حذر عاقل کسی ست

چکیده

غفلت، آثار زیانباری فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی دارد و به گونه ای که در ادبیات روایی از آن به عنوان زیان آورترین دشمن، تعبیر شده است. آثار ویرانگر غفلت که در این نوشتار به اختصار مورد بحث واقع شده عبارتند از: خودباختگی و تهی شدن شخصیت آدمی، آفت عزم و اراده، بی حاصلی کوشش و تلاش، افزایش گناه و رذایل اخلاقی، ازدیاد مشقت، محنت و اندوه در زندگی، قساوت قلب و دلمردگی، آفت مدیریت؛ مانع استکمال و عامل انحطاط فرد و ناشی از غفلت به طور کلی است که در مقدمه همین گفتار بیان می شود.