فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

گفتار پنجم خدا فراموشی زیان آورترین غفلت

اهرمن ماند و من ماند و دشمن چو نمانی
به که مانی که بماند زتو سر پنجه مانی سروش

چکیده

غفلت از خداوند پر آسیب ترین بی خبری است. همبستگی بین وقوف بر خود و معرفت به خدا و نیز خدا فراموشی و خود فراموشی مورد تاکید متون دینی است. غفلت از خدا ابعاد گوناگونی دارد: اعتراض غافلانه از آیات تکوینی و تشریعی و بی خبری از آیات آفاقی و انفسی، غفلت از الهی، بی خبری از نظارت خداوند و غفلت از مواخذه اخروی، غفلت از آرمانهای قدسی، سکولاریزم به عنوان قالب زندگی مبتنی بر غفلت از خداوند در همه اعصار حیات آدمی - از عصر جاهلیت تا جاهلیت نوین- به نحوی نمایان است.

5-1)ابعاد غفلت از خدا

پر آسیب ترین غفلت آدمی بی خبری از آفریدگار و مدیر عالم هستی است. غفلت از خداوندی که هیچ امری غافل نیست، سر آغاز غفلت انسان از خویش است. همبستگی بین خدافراموشی و خود فراموشی در قرآن مجید مورد اشاره قرار گرفته است:
ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیاهم انفسهم (حشر / 19)
مانند کسانی می باشد که خدا را فراموش کرده اند و خداوند نیز آنها را نسبت به خودشان فراموشاند.
به همین دلیل در روایتی از امیرالمؤمنین حضرت علی (ع)می خوانیم:
من عجز من معرفته فهو عن معرفه خالقه اعجز (123)
کسی که از شناخت خویش عاجز باشد، از شناخت خداوندش عاجزتر است.
ای شده در نهاد خود عاجز - کی شناسی خدای را، هرگز!
تو که در علم خود زبون باشی - عارف کردگار، چون باشی؟!
من عرفه نفسه فقد عرفه ربه (124)
هر که خود را شناخت، خدای خود را می شناسد.
سر اینکه خدافراموشی موجب خودفراموشی شده است و شناخت خویش مستلزم شناخت خداوند است، ارتباطی است که در واقع بین خدا و خود واقعی وجود دارد. در عالم واقع، خدا از من من، من تر است. به تعبیر مولوی:
بر دو چشم من نشین ای که از من من تری - تا قمر را وانمایم کز قمر روشنتری
و لذا در مقام توجه و علم، خدافراموشی، موجب خود فراموشی می شود، وقتی از خدا دور افتادیم از خود واقعی نیز دور می افتیم و در آن صورت من می ماند و شیطان!
اهرمن ماند و من ماند و دشمن چو نمانی - به که مانی که بماند ز تو سر پنجه مانی
غفلت از خداوند ابعاد گوناگونی دارد: اعراض غافلانه از آیات الهی یکی از بارزترین ابعاد غفلت از خداوند است. جهان هستی، همه آیت وجود و حضور خداوند است. آیه بودن چیزی، به معنای این است که آن چیز علامت و نشانه امری است و از آن امر حکایت دارد. در جهان هستی حداقل پنج قسم آیه. علامت بر حضور خداوند وجود دارد:
1 - پدیدارهای جهان آفرینش ، تحولات قانونمند طبیعت (آیات آفاقی)
2 - سرشت خدا آشنای آدمی (آیات انفسی)
3 - وحی که به وسیله برگزیدگان خداوند، انسان را خطاب قرار داده و با او از خدا سخن می گویند (آیات تشریع)
4 - اولیاء الهی که وجودشان یادآور خداوند است.
5 - پدیدارهای خارق العاده که به دست پیامبران به قصد عطف توجه مردم به پیام الهی رخ می هد (آیات بینات)
انسانهای بی خبر، از اینهمه آیات غافلانه اعراض می کنند و پیامی از آنها نمی شنوند. در قرآن مجید به چنین بی خبری آدمی از آیات الهی فراوان اشاره شده است:
و ان کثیرا من الناس عن ایاتنا لغافلون (یونس 92)
بسیاری از مردم از آیات ما در غفلتند
و ما تاتیهم من آیه من آیات ربهم الا کانوا عنها معرضین. (انعام 4، یس 46)
و این مردم بی خرد چه بسیار بر آیات و نشانه های قدرت حق در آسمانها و زمین می گذرند و از آن روی می گردانند.
انسان بی خبر وقتی که به پدیدارهای آفرینش می نگرد، از هویت ربطی و ماهیت نمادی آنها غفلت می کند و حکایت دل انگیز آنها را در خصوص حضور خدای مهربان نمی شنود. امیر معزی به همین بی خبری اشاره می کند: چه پنداری که چندین عجایب - به وصف اند، یک از دیگر عجیب تر
شود بی صانعی هرگز مهیا - بود بی قادری هرگز مقدر؟
نه بی خلاق باشد خلق عالم - نه بی نقاش باشد خلق دفتر
بی پناهی انسان معاصر و احساس تنهایی در جهان هستی از دیگر ابعاد غفلت آدمی از خدای متعال است. دوری آدمی از خدای مهربان که نه تنها آدمی، هستی و هویت خود را وامدار اوست بلکه اطمینان بخش بشر، منحصراً اوست. از مهمترین ابعاد غفلت از خدا است. غفلت آدمی از خدایی که هرگز نهان نیست، بلکه همیشه مونس روان آدمی است، خود از پدیده شگفت انگیز آفرینش است:
تو مرا مونس روان بودی - لیکن از چشم سر نهان بودی
از تو می یافتم خبر به گمان - چون شدم بی خبر عیان بودی
من خود اندر حجاب خود بودم - ورنه با من تو در میان بودی (125)
دوست نزدیکتر از من به من است - وین عجیب تر که من از وی دورم
چه کنم؟ با که توان گفت که دوست در کنار من و من مهجورم
شیخ بهایی به ریشه دوری اعجاب انگیز اشاره می کند و بر غفلت آدمی از خدا هشدار می دهد:
دلا تا به کی از در دوست دوری - گرفتار دام سرای غروری
ترا خواب غفلت گرفته است در بر - چه خواب گران است، الله اکبر (126)
عمیق ترین مرتبه غفلت از خداوند، بی خبری از مشیت الهی و غفلت از مکر و انتقام خداوند است و این غفلت، گستاخی آدمی را می افزاید و موجب می شود که وی ادب عبودیت فروگذارد و طغیان بورزد. غفلت از امید به خدا نیز از دیگر ابعاد غفلت از خداوند است که سختی در معیشت از جمله موارد گریزناپذیر آن است. اگر چه آفات غفلت از خداوند و نشناختن آفریدگار قابل شمارش نیست لکن به برخی از آنها در نمودار صفحه بعد اشاره می شود:
نمودار صفحه 107 کتاب
مهمترین آفت خدافراموشی، خودباختگی است. انسان دور از خدا یار را غیر می پندارد و در نتیجه اغیار را نیز یار می پندارد، همانگونه که به شادیهای کاذب دل می بندد، شادی حقیقی را غم می انگارد.
آفتی نبود بتر از ناشناخت - تو بر یار و ندانی عشق باخت
یار را اغیار پنداری همی - شادیی را نام بنهادی غمی (127)
ریشه چنین غفلتی تهی شدن از خویش و محو جمال دیگران بودن است که آدمی را از پرواز به ملکوت باز می دارد:
همچو آینه مشو محو جمال دیگران -
از دل دیده فرو شوی خیال دیگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز -
که پریدن نتوان با پر و بال دگران