فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

3-7) غفلت نهادینه در فرهنگ سازمانی

غفلت از حیث شیوع در یک سازمان و یا جامعه، دارای دو مرتبه است: غفلت فردی آن است که فرد یا افرادی در یک سازمان گرفتار غفلت هستند. مرتبه شدید غفلت، آن است که به دلیل شیوع این بیماری، هویت اجتماعی و فرهنگ سازمانی فرهنگ غفلت زده باشد. درمان غفلت فردی به مراتب آسان تر از پیشگیری و درمان جمعی است. عوامل بروز آثار این دو مرتبه از غفلت نیز گوناگون است. به عبارت دیگر، غفلتی که بر جماعت عارض می شود و نهادهای اجتماعی، سازمان، ملت و امتی را گرفتار می کند، پر آسیب تر بوده و به لحاظ عوامل ظهور بسیار پیچیده تر است. و به همین دلیل تغییر رفتار جمعی و پیشگیری و درمان غفلت از هویت سازمانی، بسی مشکل تر و محتاج روش و شیوه های دقیقتر است. غفلت زدگی فرهنگ سازمانی عواملی گوناگون دارد: سازمانی که مدیران آن اهل غفلت و بی توجهی باشند و یا اعضای آن اهل خمود و اهمال ورزی باشند و موفقیتهای فردی، منزلتی بیشتر از همکاری سازمانی و شایستگی های حرفه ای داشته باشد، در این صورت، احساس کهتری و اهداف غیر اجتماعی کارکنان سازمان افزایش می یابد و غفلت مستقر خانمان سوز بر آن سازمان مسلط خواهد شد و فرهنگ سازمانی را تباه خواهد کرد. برنامه ریزی های استراتژیک یک سازمان هر اندازه بر مسئولیت پذیری افراد، تقسیم عادلانه و موقعیت ها و افزایش خودباختگی افراد تاکید کند، به همان اندازه فرهنگ سازمانی را از غفلت زدگی مصون داشته است.
غفلت زدگی هویت اجتماعی، آثار بسیار مخربی دارد. بدون تردید، یکی از عوامل فروپاشی تمدنهای بزرگ در تاریخ، مستولی شدن غفلت بر فرهنگ اجتماعی است و یکی از اهداف دشمنان جوامع اسلامی از صدور فرهنگ خویش و تحمل آن بر جوامع اسلامی، تزریق سم غفلت بر پیکر جامعه دینی مسلمانان است. جامعه غافل، جامعه ای فاقد پویایی، تلاش، توسعه، و توفیق است. مراتب هفت گانه غفلت در نمودار شماره یک ترسیم شده است.
رسم نمودار شماره یک صفحه 84

گفتار چهارم غفلت از خویشتن

جمله عالم زاختیار و هست خود - می گریزد در سر مست خود
می گریزند از خود در بی خودی - یا به مستی یا به شغل ای مهتدی (104)
!چکیده
مهمترین بعد غفلت آدمی غفلت ورزی وی از خود است زیرا غفلت از خویش تباه کننده سرمایه وجود است و بزرگ ترین دشمنی است که برای تاخت و تاز هر دشمن و درونی و بیرونی هموار می کند. غفلت از خویش مراتب و اضلاع گوناگون دارد: غفلت از خود حقیقی، بی خبری از خود واقعی، اعراض از رازها، نیازها و سئوالهای وجودی نمونه های بارز غفلت از خویش است.

4-1) غفلت از خویش، شدیدترین غفلت

غفلت چنانچه در مباحث گذشته ذکر شد، از مفاهیمی است که معنای آن در گرو متعلق و مضاف الیه است. غفلت همیشه به صورت غفلت از امرای مطرح است. در گفتار دوم این نکته هم بیان شد: غفلت وقتی به عنوان مشکل رفتاری در کتابهای اخلاقی طرح شده که متعلق آن امری مهم و سرنوشت ساز باشد. بین درجه اهمیت مطلق غفلت و شدت آن از حیث آثار و عمق نفوذش نسبت معناداری دارد. هر کس از امور متعددی غفلت می ورزد. غفلت از آینده شغلی خویش، بی خبری از فرزندان، غفلت از شان و موقعیت اجتماعی، بی خبری از احساسات و هیجانهای خود، آثار زیانبار غفلت به شعاع اهمیت متعلق آن است. مراد از غفلت از خویشتن، بی خبری گوهر گرانبهای وجود آدمی است. لذا به میزان اهمیت این سرمایه بدیل ناپذیر، پرداختن به غفلت از خود اهمیت دارد. انسان را دو گونه سرمایه است: سرمایه بدیل پذیر، که امری عارضی است و فرد با تکیه بر تواناییهای فردی، موقعیت اجتماعی و استعدادهای درونی به آنها دست می یابد و در معرض ادبار و اقبال دنیا دستخوش تحول می گردد. سرمایه های علمی، فکری، مالی که غالباً موجب غرور افراد نیز هست چنین هستند. قسم دوم سرمایه بدیل ناپذیر است که از آن به سرمایه وجود تعبیر می کنیم. سرمایه وجودی اصل است و سرمایه بدیل پذیر فرع.به همین دلیل از دست دادن سرمایه های وجودی جبران ناپذیر است. ظاهر از مصادیق مهم خسران در آیه: والعصر ان الانسان لفی خسر (عصر / 1و 2) همین تباهی است. کسانی که نسبت به خویشتن مواجهه ندارند و برای خود اصالت و اهمیتی قائل نیستند، به تدریج از خود بی خبر شده و به انکار خویش می رسند. عدم وقوف بر خویش آنها را به منجلاب از خود بیگانگی و خود باختگی گرفتار می سازد. تهی شدن از واقعیت خود، از دست دادن هویت حقیقی انسانیت، همه صحنه های زندگی را به صحنه ایفای نقش کاذب مبدل کردن از لوازم گریزناپذیر غفلت از خویشتن است.
چو سرابم به خیالین جسدی ساخته ام من - چه خرابم که زبیگانه خودی ساخته ام من (105)