فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

غفلت درمان پذیر

مراد از غفلت درمان پذیر، غفلتی است که نه به دلیل سرشت این جهانی بلکه به دلایل بیرونی بر فرد عارض می شود و به همین دلیل امر ثانوی است و به صورت اتفاقی در زندگی فردی و جمعی انسان بروز می کند. این نوع غفلت عرضی و مرضی است. در شرایط خاص بر زندگی انسان عارض و چیره می شود و آن را به تباهی می کشاند. انسانها همیشه به معنای نخست، غافلند ولی به معنای دوم در معرض غفلت هستند و تحقیق و فعلیت آن مرهون برخی از شرایط محیطی، تربیتی، اقتصادی و اجتماعی است. این نوع غفلت، قابل درمان است و پیامبران آسمانی برای پیشگیری و درمان چنین غفلتی ماموریت یافته اند زیرا این نوع غفلت، برخلاف غفلت گریزناپذیر، مانع شکوفایی شخصیت آدمی و سد وصول او به کمالات نوعی است. نوع دوم غفلت، بی خبری از مفاهیم لذایذ، آلام و آثاری است که آن مفاهیم در روح دیگران اثر می گذارد. این نوع غفلت است که در امتداد تاریخ بشری دود از دودمان انسانی بر آورده است و روزگار را چنان سیاه کرده است که هیچ فلسفه ای بافی و جر بحث و تاویل و سرپوش گذاشتن، نمی تواند عذری برای آن بدبختی ها و نادانی ها بتراشد. (96)

3-3) غفلت معذور

غفلت درمان پذیر، مراتب گوناگون دارد
شایع ترین مرتبه آن غفلت معذور است. مراد از غفلت معذور، بی خبری است که از طرفی گریزناپذیر نیست و جنبه مرضی دارد و از طرفی مانند غفلت گریزناپذیر به عنوان رذیلت اخلاقی تلقی نمی شود و فرد برخوردار از چنین غفلتی مستحق ذم و سرزنش انگاشته نمی شود. معذور، بی خبری کسانی است که به دلیل فقدان هدایت و روشنگری آسمانی غافل هستند. به همین دلیل چنین غفلتی اگر چه ناشی از کوتاهی و قصور فرد است اما ناشی از تقصیر وی نیست. پیام انبیا آسمانی غفلت زدایی از غافلانی است که سر غفلت آنها عدم وقوف به حقایق آسمانی است. واژه نبی بر خبیر بودن و آگاهی بخشی پیامبر دلالت دارد. مفسران، مردم قبل از آگاهی بخشی انبیا را غفلت معذور نامیده اند و آن را در برابر غفلت مذموم مورد بحث قرار داده اند.

3-4)غفلت مذموم

تمایز دو مرتبه غفلت معذور و غفلت مذموم را مفسران بر اساس نحوه مواجهه مردم با دعوت پیامبران بیان کرده اند: مراد مفسران از غفلت معذور آن است که فرد به علت عدم اتمام حجت خداوند و به دلیل روشن نبودن هدف یا تبیین را سلوک، غفلت گردد و مقصود آنها از غفلت مذموم، بی خبری است که فرد پس از اتمام حجت و صرفاً به دلیل عدم توجه و دقت به سبب بی مبالاتی و دل مشغولی هایش با آن دچار شده است. (97) فخر رازی در تفسیر کبیر گوید: گاهی غفلت به این دلیل است که هنوز رسالتی از جانب خداوند مبعوث نشده است و احوال و اوضاع و آخرت، تکالیف مردم، شقاوت و سعادت جاودان برای مردم روشن نیست و لذا مردنم نسبت به مبدا و معاد، سرنوشت و سعادت خود در بی خبری هستند. و گاهی غفلت به این دلیل است که فرد از مواعظ روشنگر پیامبران آسمانی اعراض کرده و خود به غفلت و بی خبری می زند و تغافل می ورزد.
چنین غفلتی مذموم و مستحق عقاب و عتاب است. (98) بر اساس بیان مولف تفسیر کبیر می توان گفت: غفلت درمان پذیر که درمان و پیشگیری آن از اصول برنامه تربیتی پیامبران است دارای دو مرتبه است: غفلتی که قبل از ظهور انبیا و روشن شدن اذهان است. چنین غفلتی بر خلاف غفلت گریزناپذیر عیب شمرده می شود و به منزله یک بیماری و آفت بزرگی در زندگی فردی و اجتماعی بشر، مورد شفابخشی و درمانگری انبیا قرار می گیرد. اما عیب بودن آن به معنای این نیست که فرد به جهت چنین غفلتی مستحق عقاب و سرزنش است. خداوند جامعه ای را که به وسیله انبیا مورد هشدار قرار نگرفته است، به هلاکت و بدبختی دچار نمی سازد و عقاب بدون بیان و هشدار از جانب حکیم، پسندیده نیست.
مرتبه دیگر از غفلت درمان پذیر، غفلت به معنای اعراض از روشنگریهای پیامبران است و آنچه موجب عقوبت سخت تباهی است، غفلت پس از برخورداری از بیدادگریها و هشدارهای وحی است. غفلت مذموم مسبوق به آگاهی بخشی پیام آوران آسمانی بوده و ناشی از بی توجهی و تقصیر و تفسیر فرد است و لذا موجب سرزنش و عقاب است. مذموم بودن این مرتبه از غفلت به دلیل آن است که انسانها علی رغم هشیاری تکوینی به وسیله عصیان امر الهی دچار غفلت می شوند. اگر چه فضل و احسان خدا جمادات را آگاه و هشیار ساخته و آنها را تسبیح گو فرموده است: انسانها علی رغم برخورداری از عقل و اندیشه به دلیل گناه و نافرمانی دچار قهر الهی گشته اند و قهر خداوند آنها را غافل و کور ساخته است. چنین غفلت رذیلت اخلاقی است و نسبت به غفلت معذور، شدت بیشتری دارد و درمان آن سخت تر است. دو مرتبه غفلت معذور و مذموم را ترتیب می توان غفلت پیش از انبیا و غفلت پس از بعثت خواند. کسانی که نه به تقصیر بلکه به قصور و ناتوانی غفلت می ورزند، در مواجهه با نور هدایت گر وحی، دو گروه می شوند گروهی که هدایت می یابند و غفلت خود را با نور وحی می زدایند و کسانی که از آن اعراض می کنند و بر گمراهی و غفلت خود می افزایند. وحی برای گروه نخست شفابخش بیماری غفلت است و موجب رحمت برای مؤمنان اما برای گروه دوم جز زیادت خسران و فزونی غفلت حاصلی ندارد.
و ننزل من القران ما هو شفا و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا اسرا /82
و از قرآن و آنچه بر مؤمنان شفابخش و رحمت است نازل می کنیم و این بر ستمکاران جز زیان نیفزاید. (99)