فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

2-4)ملاک تمایز

غفلت، همانگونه که بیان شد، از امور درونی و نهانی است. توجه و یا بی خبری فرد مستقیماً مورد مشاهده نیست، بلکه آگاهی ما از هوشیاری و ناهشیاری افراد از طریق آثار خارجی و رفتار آدمی به دست می آید، به همین دلیل در مقام مصداق برای تمایز بی خبری از هوشیاری محتاج ملاک و ترازوی داوری هستیم با تمسک به برخی از آثار بارز غفلت، می توان به چنین ملاکی دست یافت.
1 - ایمنی کاذب: انسان غافل بی باک و بی هراس است اما بی باکی او از ایمنی واقعی ناشی نشده است، بلکه از اطمینان و ایمنی پنداری حاصل آمده است و. به همین دلیل آگاهی و هوشیاری و دریده شدن پرده پندار برای چنین کسی سخت ایمنی زدا و اضطراب آور است. آنکه در چرخه کور آکل و ماکول افتاده است اگر چه در واقع ایمنی ندارد اما اشتغال به صیادی برای او ایمنی کاذب از صیاد به بار می آورد:
اکل و ماکول کی ایمن بود - زاکلی کاندر کمین، ساکن بود
2 - بی حزمی و بی مبالاتی: انسان غافل با حذر نیست زیرا بر دشمنان پنهان وقوف ندارد و از ایمنی پنداری برخوردار است. کسی که در رفتارهای خود بی مبالاتی پیشه می کند و دغدغه رعایت ادب ندارد، نه حریم خویش نگه می دارد و نه حرمت انسان را به دیده احترام می نگرد و نه ادب عبودیت را رعایت می کند، لاجرم زندگی غافلانه دارد. کسانی که از هوشیاری برخوردارند، در زندگی با احتیاط، تدبیر و تقوی گام بر می دارند و هر گام خود چندین بار با دقت نگاه می کنند. به همین دلیل برخی از عرفا، نظر بر قدم را از اصول طریقت خویش دانسته اند. کسی که نظر به قدم ندارد، غافل است و راه رفتن او با بی حرمتی و بی مبالاتی است و لذا جهد او بی توفیق است.
پا برهنه چون رود در خارزار - جز بوقفه و فکرت و پرهیزکار(84)

گفتار سوم گونه ها و مراتب غفلت

استن این عالم ای جان، غفلت است - هوشیاری، این جهان را آفت است مولوی

چکیده

غفلت از جهت نفوذ در دل آدمی، عوامل بروز، شیوه پیشگیری و روش درومان و آثار زیانبارش، مراتب و درجات مختلفی دارد. شناخت مراتب گوناگون غفلت و شناخت جایگاه خویش در این مراتب، شرط لازم تغییر رفتار است. مراتب غفلت عبارتند از: غفلت گریز ناپذیر، غفلت معذور، غفلت مذموم، غفلت مستقر، غفلت مضاعف، غفلت در فرهنگ سازمانی.
مراتب شش گانه، از جهت شدت و ضعف، یکسان نیستند. غفلت گریزناپذیر لازمه زندگی این جهان است و از مصادق خلقت حکیمانه آفرینش است. غفلت معذور هر چمد عیب و نقصان است اما انسان را در ابتلا به آن تقصیری نیست ولی غفلت مذموم، از انسان متوقع نیست و فرد غافل مستحق سرزنش است. این دو مرتبه اخیر را به این ترتیب می توان غفلت قبل از بعثت و غفلت پس از انبیاء نامید.
غفلت مستقر، غفلتی است که در دل آدمی ریشه می دواند و به صورت ملکه نفسانی و طبیعت ثانوی در می آید. غفلت مضاعف، مانند جهل مرکب، غفلت از غفلت است و غفلت در فرهنگ سازمانی، غفلت زدگی هویت سازمانی و اجتماعی است و شدیدترین و پرآسیب ترین مرتبه غفلت است.