فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

گفتار دوم اندر چیستی غفلت

حزم چه بود؟ در دو تدبیر احتیاط - از دو آن گیری که دور است از خباط مولوی
چکیده
غفلت در کاربرد عرفی، به معنای عدم توجه و بی خبری به طور عام به کار می رود و نزد لغت شناسان به معنای وارهاندن امری است. عالمان اخلاق با الهام از وحی آن را به سستی فرد از توجه به امری مهم در زندگی وی تعریف کرده اند. غفلت در ادبیات روایی و عرفانی به دو طریق شناسایی شده است: تعریف تمثیلی و تعریف از طریق ضد. ضد غفلت، بیداری و حزم است. ایمنی کاذب، بی مبالاتی و بی احتیاطی فرد در زندگی فردی و اجتماعی خویش از مشخصات غفلت ورزی اوست که به منزله دو ملاک تمایز غفلت از غیر آن به کار می رود.

مقدمه

بحث از مراتب غفلت، عوامل، آثار و شیوه های پیشگیری و درمان آن منوط به شناخت دقیق و هویت آن است. از آنجایی که غفلت از امور درونی و حالات جوانحی است و شناخت هویت آن خالی از صعوبت نیست به همین دلیل در ترسیم چیستی غفلت از سه شیوه استفاده شده است: تحلیل مفهوم از طریق بیان مفاهیم سازنده آن، بیان تمثیلی برای ملموس و محسوس کردن مفهوم غفلت و شناخت آن از طریق تعریف به ضد.
بیان ملاک تمایز، جهت مقام تشخیص مصداق نیز لازم و گریزناپذیر است تا به وسیله آن بتوان بر حالات و ابعاد غفلت خویش وقوف یافت.

2-1)تحلیل و مفهوم غفلت

غفلت در کاربرد عرفی، غالباً، به معنای عدم توجه، بی خبری، اشتباه، سهو، ندانم کاری و نادانی به کار می رود. لغت شناسان آن را به معنای وارهاندن امری و سهو کردن از چیزی دانسته اند. (59)
عالمان اخلاق، غفلت را سستی فرد از توجه به آنچه در نسبت با وی مهم است، تفسیر کرده اند: غفلت، فتور نفس از التفات و توجه به امری است که غرض مطلب عاجل یا آجل نفس در آن است. بر اساس این تعریف، صرف بی خبری، غفلت انگاشته نمی شود بلکه غفلت اهمال ورزی فرد نسبت به امور مهم در معیشت این جهانی و یا زندگی اخروی خود است. عده ای غفلت را به طور کلی پیروی کورکورانه نفس، در هر آنچه می خواهند، دانسته و برخی آن را بیهوده سپری کردن زمان تعریف کرده اند.(60) عالمان اخلاق مفهوم غفلت را وامدار از وحی هستند و به همین دلیل با توجه به معنای این واژه در قرآن، می توان به تصور روشن و متمایز از آن (61)، در علم اخلاق رسید. مفسران بر این باور هستند که مفهوم قرآنی واژه غفلت، به بی خبری خاص اطلاق می شود. از نظر آنها، بی خبری که در زبان قرآن، غفلت نامیده می شود، ویژگیهای زیر را دارا است:
یک - متعلق بی خبری امری حاضر است. غفلت، بی خبری از امری است که در معرض توجه. بصیرت است، به گونه ای که بی توجهی به آن متوقع نیست. (62)
دو - غفلت، بی توجهی پس از آگاهی و توجه است؛ به عبارت دیگر، غفلت بی خبری ثانوی است و نه ابتدایی. امری در ذهن فرد حاضر است ولی به دلایلی مورد فراموشی واقع می شود و فرد نسبت به آن بی خبر می گردد. (63)
سه - غفلت در اطلاقش به انسان، متعلق به امری مهم و سرنوشت ساز است. انسان بی خبر نسبت به حادثه ای حقیر و امری بی ارتباط با زندگی دنیوی و اخروی، در اصطلاح قرآنی، غافل نامیده نمی شود. راغب اصفهانی، قران پژوه معروف قرن پنجم (درگذشت 502 هجری قمری)، غفلت را چنین تعریف می کند.
الغفله سهو یعتری الانسان من قله التحفظ و التیقظ
غفلت، سهو و بی خبری است که از کم توجهی و فقدان حضور ذهن حاصل می آید. (64)
شیخ طوسی، فقیه و مفسر شیعه در قرن پنجم در تعریف غفلت می گوید: غفلت آن است که معنایی قابل ادراک از ذهن فرد بیرون رود، سهو و غیبت، با هم،نظیر و همسان هستند. (65)
غفلت در روی آورد آسیب شناسانه، عامترین بیماری و لذا سخن از آن باید به ساده ترین شکل ممکن صورت پذیرد. در تبیین ساده و ملموس هر پدیداری دو شیوه عمده وجود دارد: بیان تمثیلی و تعریف به وسیله ضد. غفلت در ادبیات روایی و عرفانی از طریق این دو شیوه تعریف و تبیین شده است.