فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

ارتباط منطقی دو فراز

کلام پایانی حضرت در این خطبه مانند سخن پایانی ایشان در خطبه 160 است. در آنجا نیز که به ترغیب مردم به ساده زیستی و تحذیر آنها از دنیازدگی می پردازند، در نهایت مردم را به تامل در روش زندگی امام دعوت می کنند. من که امام شما هستم چنین زندگی می کنم.! (51) و در موضع دیگر حضرت اشاره می کند که: انا یعسوب المومنین
من رهبر و پیشوای مؤمنان هستم. (52)
اسم اعظم فصل الحکم نور حق یعسوب دین - مقتدای انبیاء مسندنشین هل أتی (53)
پر واضح است که حضرت بدینوسیله نه تنها حجت را بر غافلان تمام کرده است بلکه راه و رسم موعظه و تبلیغ دینی را نیز آموزش می دهد. تا فرد خود از زندان هوی و هوس رها نشده است و تا انسان خود به مقام عبودیت نرسیده است هرگز نمی تواند منادی آزادی دیگران باشد! مگر می توان مردم را به نیکی ها بر انگیخت در حالی که خود را غافلانه فراموش کرد؟
اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم (بقره/44)
آیا مردم را به نیکی امر می کنید و خود را فراموش می نمائید؟
به همین دلیل حضرت سه محور اساسی اشاره کرده اند: آنچه به آدمی مربوط است، آنچه به گفتار وی بر میگردد و آنچه به کردار او راجع است. علم به وقایع و اصالت در نظر، صدق گفتاری و حقیقت جویی و خویشتندارانه زیستن به ترتیب، فضایل مربوط به سه محور یاد شده است. بیان امام از دو جهت موثر است. اولاً: از جهتی که ذکر شد، ثانیاً غاز جهت ارائه الگویی برای برنامه های آموزشی و ترویج اخلاق امیرالمؤمنین همه ما به نحوی معلم اخلاق و دعوت کننده به ارزشهای اسلامی هستیم. یکی از شرایط لازم برای تاثیر برنامه آموزشی و ترویج اخلاقی، این است که دعوت کننده باید از خود آغاز کند. در متون روایی تاکید شده است که غاز از خویشتن روشی است که به انبیا تعلیم شده است. قشیری و غزالی روایت زیر را آورده اند: خداوند به حضرت عیسی (ع)وحی فرمود:
یا عیسی عظ نفسک فان اتعظت فعظ الناس و الافاستحی ربک.
ای عیسی خویشتن را پند ده، اگر پند پذیرفتی در این صورت مردم را نیز پند ده و الا شرم دار از من که مردمان را پند دهی.
مولف کتاب ینبوع الاسرار این خطاب را در خصوص حضرت داود (ع)آورده است و در متون اخلاقی به این نکته مهم اشاره شده است:
ابداء نفسک بمن تقول (54)
ابتدا از خودت آغاز کن آنگاه به دیگران بپرداز.
اگر چه این توصیف ارزشمند در متون دینی و ادبیات اخلاقی به وفور ذکر شده است اما مع الوصف یکی از ابعاد غفلت ما همین است که بدون آنکه خود را موعظه کنیم، دیگران را پند و اندرز می دهیم. پیش از آنکه گوش باشیم، زیان می شویم و بیش از آنکه عبرت بگیریم، درس می دهیم و از تدریس اخلاق بر خویشتن پرده غفلت می بافیم.
چند می گویی سخن از دروغ دیگران - خویش را اول مداوا کن، کمال این است و بس (55)
چه زیبا است زبان تمثیلی پیامبر گرامی اسلام (ص) در ترسیم وضعیت معلمان اخلاق که خود را فراموش کرده اند و دیگران را تعلیم می دهند:
مثل الذی یعلم الناس الخیر و ینسی نفسه مثل الفتیله تضی بذنبه (56)
کسی که به دیگران نیکی می آموزد و خود را فراموش می کند، چون شمعی است که به دیگران نور می دهد و خود را می سوزاند.
فراخواندن مردم به نیکی و فراموش کردن خویش جز تباه ساختن خود حاصلی نمی دهد و این بدترین خود ستیزی آدمیان است. در اخلاق حرفه ای نیز چنین است. مدیر یک بنگاه و یا سازمان باید در ترویج اخلاق در فرهنگ سازمانی ابتدا از خویشتن شروع کند. اخلاق نمی تواند از طریق آموزشهای مستقیم نهادینه گردد بلکه روشهای غیر مستقیم مانند روش آموزش در عمل نقش موثرتری دارد. اخلاق ورزی مدیر و پای بندی به تعهدات اخلاقی خود بهترین گام ترویج اخلاق است. به همین دلیل نخستین مسئولیت اخلاقی هیات مدیره در یک بنگاه اخلاق ورزی خود آنهاست. (57)

آنچه گذشت

خطبه 174 نهج البلاغه با زبان اقناعی و انگیزشی به غفلت زدایی می پردازد. بیان امام متقیان دارای دو فراز و هفت حکمت است. با مروری بر ترجمه منظوم خطبه، اثر دوست فاضل و شاعر توانا،امید مجد، حکمتهای یاد شده را بر می چینیم.
فراز نخست:
برده اید از یاد خدا ذکر خدا - گرچه غافل نیست یزدان از شما

حکمت دوم:

گرچه مسئولید در احکام دین - این زمان بگذاشتیدش بر زمین
حکمت سوم:
چون شده کز یاد یزدان غافلید؟- دوستی با غیر او را مایلید
حکمت چهارم:
چارپایانید که گویا شبان - سوقتان دادست در نیمه شبان
در چراگاهی وبا آلوده نیز - چشمه آبش بود و بس درد خیز
گوسفندانی که تنها می چرند - غافل از اینکه چرا می پرورند
یا که چوپان را می باشد هدف - کاین چنینشان می دهد آب و علف
عمر ایشان در چرا خورده رقم - قصدشان تنهاست سیری شکم