فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

1- 2) فراز دوم؛ اندر مناقب امام علی (ع)

پیشوای پارسیان در فراز دوم خطبه، از خود سخن می گوید و به تعبیری برخی از شارحان، از مناقب جمیل و مقامات جلیل خود پرده برمی دارد. در ظاهر، بین این فراز و فراز اول پیوستگی وجود ندارد تامل در مضامین این فراز، به ویژه دقت در اوصافی که حضرت در خصوص شخصیت خودشان بیان می کنند، پیوستگی عمیق و منطقی بین دو فراز را نشان می دهد. در این فراز از سه امر مهم سخن به میان آمده: علم و آگاهی امام (ع) اخبار مطابق با وقایع از امور و عواقب آن و پارسایی حضرت. حکمت های سه گانه فراز دوم را به اختصار یاد آور می شویم.

حکمت نخست:

و الله لو شئت ان اخبرکل رجل منکم بمخرجه، و مولجه و جمیع شانه لفعلت، و لکن اخاف ان تکفروا فی برسول الله صلی الله علیه و آله. الا و انی مفضیه الی الخاصه ممن یومن ذلک منه.
به خدا، اگر هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده اید و به کجا می روید و سرانجام کارهای او چه خواهد شد، توانم. لیکن ترسم که درباره من غلو روید و مرا بر رسول خدا صلی الله علیه و آله تفضیل دهید، من این راز را با خاصگان در میان می گذارم و بیم برایشان نیست، به آنان اطمینان دارم
حضرت علی (ع) به رازدانی خود اشاره می کند، او انسان هادی است که از سوی رسول گرامی اسلام (ص) به بسیاری از حقایق هستی وقوف یافته و محرم اسرار آفرینش است که در سه سئوال عمده کیستم؟، از کجایم؟، و به سوی کجا هستم؟ مندرج است.
اما تعبیر حضرت در این موضع، مطلق نیست یعنی به جای اینکه از وقوف خویش بر جهان آفرینش سخن بگوید: کلام را به وضعیت مخاطبان محدود می کند و آنها را هشدار می دهد، که من در خصوص هر فردی به خوبی می دانم که از کجا هست و به کجا روان است و عواقب کارهایش چگونه است. اگر چیزی نمی گویم و لب از افشای حقایق بسته ام،تری از عدم ظرفیت انسانهای معمولی دارم که راه غلو می روند و مرا به رسول خدا (ص) تفضیل می دهند، به همین جهت پرده پندار را از چشم خواص که از ظرفیت وجودی مناسبی برخوردار هستند، کنار زده ام و گوشه ای از حقایق را باز گفته ام:
راز جز با رازدان انباز نیست - راز اندر گوش منکر راز نیست
پس باید از هر چه غفلت آور است عاری شد تا محرم اسرار گشت.
محرم این هوش جز بی هوش نیست - مر زبان را مشتری جز گوش نیست

حکمت دوم:

والذی بعثه بالحق، و اصطفاه علی الخلق، ما انطق الا صادقا. و قد عهد الی بذلک کله، و بمهلک من یهلک، و منجی من ینجوه، و مال هذا الامر. و ما ابقی شیئا یمر علی راسی افرغه فی اذنی و افضی به الی.
به خدایی که او را بر حق برانگیخت و بر مردمان برتری بخشید، جز سخن راست بر زبان نمی آورم؛ و رسول خدا مرا از این حادثه آگاه ساخته است، و هلاکت آن کس را که هلاک شود، و رهای آن را که نجات یابد، به من گفته است. و از پایان کار خبر داده است و چیزی که در خاطرم می گذشت باقی نگذاشت جز آنکه آن را به گوشم فروخواند و سخن آن را با من راند.
امام در موضع هشدار به غافلان آنان را اطمینان می دهد که سخن من ناشی از بصیرت ایمانی است و هرگز خلاف واقعیت از من نخواهید شنید. من از سر صدق و با دوستی کامل با شما سخن می گویم. سخن من هشدار کسی است که از جانب پیامبر گرامی (ص) از حوادث به خوبی آگاه است و عواقب و امور شما را نیک می داند، پس نشاید که از هشدار من غافلانه اعراض کنید و در گستاخی و بی باکی خود فرو روید. بر این اساس، ارتباط فراز دوم با فراز نخست معلوم می گردد. امام درز این فراز با تاکید بر علم، گفتار صدق و بندگی خود ارتباط کلامی خود را با غافلان هر چه بیشتر ایجاد می کند و آنها را به نیوشیدن هشدارهایش سوق می دهد.