فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

روش خطبه در غفلت ستانی

غفلت زدایی و برداشتن پرده پندار از دیدگان مردم، جایگاه مهمی در تعالیم انبیا الهی دارد. امام علی (ع)نیز در تداوم تعالیم روشنگر پیامبران بر تحذیر مردم از غفلت، تاکید فراوان دارد. حضرت در مواقع گوناگون نهج البلاغه، بالغ بر سی پنج مورد به صراحت در خصوص غفلت هشدار بر بی خبران سخن گفته است. (20) خطبه 174 به بیان همین موضوع اختصاص یافته است و لذا می توان آن را هشدار بر غافلان خواند. این خطبه دارای دو فراز - به ظاهر - مستقل از هم است: فراز نخست توصیف حال غافلان و ترسیم روشن از بی خبری آدمی است و فراز دوم ترسیم برخی از ابعاد شخصیتی حضرت است. در شرح این خطبه، ارتباط وثیق و نظم شگفت انگیز بین دو فراز یاد شد بیان خواهد شد. امام علی (ع)در توصیف احوال بی خبران روش خاصی دارند. با تأمل در این روش و مقایسه آن با زبان رایج در منابع نزد دانشمندان مسلمان می توان سر اثر بخشی سخن حضرت امیر (ع)را کشف کرد و آن را الگوی زبان اخلاق قرار داد. ایشان در آن مقام دو شیوه اخذ فرموده اند: بیان استدلالی و زبان تمثیلی. وجه مشترک بین این دو شیوه، انگیزشی بودن زبان است. بیان تمثیلی و زبان انگیزشی، امروزه در کتابهای اخلاقی مورد بی مهری واقع می شود و غالب مکتوب در علم اخلاق، فاقد این دو عنصر اساسی است. غفلت تاز حالات جوانحی است که آشکار و ظاهر نیست لذا عالم اخلاق در خطاب عمومی، محتاج زبان تمثیلی است تا تصویری روشن و متامیز از غفلت را به نحو مملوس و محسوس در اختیار ذهن و زبان توده مردم قرار دهد. (21)زبان تمثیلی و آوردن مثل در بیان حقایق الهی مورد استفاده فراوان وحی قرار گرفته است، از اینرو شیوه حضرت علی (ع) منشا قرآنی دارد. به همین دلیل در این دفتر، تبیین غفلت تا ابعاد و آثار در ادبیات روایی و عرفانی غالباً با استفاده از زبان تمثیلی صورت گرفته است.

1-1) فراز نخست؛ اندر احوال غافلان

فراز نخست خطبه، بیان دوگانه ای در ترسیم بی خبری غافلان دارد؛ ابتدا با دو بیان مختصر و مستدل از غفلت آنها سخن رفته و آنگاه به زبان تمثیلی موثر سخن آغازین دوباره در دسترس فهم همه مردم را در بر گرفته است. حلقه ای که این دو را بیان را پیوند می دهد، پیام اصلی خطبه است: چیست که می بینم از خدا رویگردانید و جز او را خواهانید! سیری در هر یک از تعابیر و جملات، نکات ظریف و لطایف دقیقی را به دست می دهد. این فراز، شامل چند حکمت روشنگر است: حکمت نخست:
ایها الغافلون غیر المغفلون عنهم
ای بیخبران که مورد غفلت نیستید.
در این خطاب بر وصفی از غافلان اشاره شده است که وقوف بر آن، درمانگر غفلت است. تعبیر غیر المغفول عنهم به منزله حد واسط (22) و برهان قاطعی که حجت را بر غافلان تمام می کند. غفلت و بی خبری را شاید بتوان موجه انگاشت، به شرط اینکه فرد غافل، خود مورد غفلت واقع شود. نظام آفرینش به خود رها شده نیست و خداوند بر همه افراد و رفتار و کردارهای آنها آگاه است. چگونه می توان غافلانه زیست، در حالی که آفریدگار جهانیان هرگز از انسانهای غافل نیست. غافلان، غفلت خود را فرافکنی (23)کرده و دچار این پندار بی اساس می شوند که خداوند نیز شاید مانند ما، از مخلوقات خود بی خبر است زیرا انسان غافل همه را غافل می پندارد.

پرتوی از قران

روش امیر مومنان در زدودن این پندار، از آیات الهی برگرفته شده است. در قران مجید برای پیشگیری از توهمات ناشی از خطای قیاس به نفس، چنین هشدار داده شده است:
و لقد خلقنا فوقکم سبع طرائق و ما کنا عن الخلق غافلین (مومن/17)
و همانا آفریدم برفراز شما هفت راه و ما از توجه به خلق، غافل نبوده ایم.
آیه کریمه به روشنی نشان می دهد که نظام هستی نا شنوا و نابینا نیست و هوشیاری آن جهانی، بر غفلت این جهانی حاکم و ناظر است. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر آیه می فرماید: شما از ما منقطع و بی ارتباط نیستید و از مراقبت ما بیرون نمی باشید، بلکه این راه های هفت گانه میان ما و شما نصب شده نا فرستادگان ملکی دائما در نزول و صعود باشند و امر ما را به سوی شما و اعمال شما را به سوی ما بیاورند (24) پیامبران با تاکید بر حضور مطلق خداوند در جهان هستی و بیان اینکه عالم همه محضر خداست و چیزی از علم او بیرون نیست، پرده غفلت از چشمان ظاهر بین خلق دور می کنند. خداوند نه تنها از هستی، بلکه به طور عام، غافل نیست بلکه هیچ یک از رفتار بندگان نیز از حیطه علم او بیرون نیست، این تاکید فراوان بر توجه نام الهی نسبت به اعمال بندگان و آگاهی و نظارت الهی، غفلت زا بوده و بازدارنده انسان از اعمال ظالمانه و ناشایست است. (25) توجه دادن به این حقیقت که آنها هرگز مورد غفلت واقع نیستند، بر آیات فراوان قرآنی قابل اسناد است. تعبیر هشدار دهنده و ما الله بغافل عما تعلمون و خدا از آنچه انجام می دهید غافل نیست.
در مواضع مختلف و هر موضعی با پیام خاصی آمده است، تعبیری برانگیزد و موثر: و لا تحسبن الله غافلا عما یعمل الظالمون انما یوخرهم لیوم تشخیص فیه الابصار (ابراهیم / 42)
و می پندارید خداوند از آنچه ظالمان انجام می دهند غافل است. جز آن نیست که تأخیر می اندازد ایشان را برای روزی که در آن باز می ماند از گردش دیده ها.
بنابراین مضمون هشدار بر اینکه خدا از عملکرد مردم غافل نیست در ده موضع تصریح شده است.(26) دو نکته مهم در خصوص تعابیر دهگانه یاد شده وجود دارد: نکته اول: به زمان نزول آیات مربوط است. همه آیات، برحسب نظر مشهور، مدنی هستند و این نشان می دهد که غفلت زدایی در تعالیم انبیا مختص کسانی نیست که مورد دعوت اسلام هستند و نیز منحصر به غفلت خاص دوره جاهلیت نیست بلکه آن به عنوان یکی از اصول جاودان تعالیم پیامبران، دو دوره انقلاب و سازندگی را شامل می شود.
نکته دوم در باب تنوع پیامهای آیات یاد شده است. آیات دهگانه از حیث نوع خطایی که به لحاظ سیاق دارند و به نحو شگفت انگیزی متنوع اند. به برخی ابعاد گوناگونی سیاق اشاره می شود: یک - گاهی خطاب تنها از آن مسلمانان و موحدان نیک کردار است. مراد از چنین هشداری در این آیات، ترغیب و تشویق بشارت آمیز آنها در خصوص تداوم و تشدید خلوص نیت و اعمال صالح است تا پرده غفلت خلوص و نیک کاری آنها را کمرنگ نسازد. عبارت و ما الله بغافل عما یعلمون در آیه 144 سوره بقره از نظر از نظر برخی از مفسران مانند فخر رازی چنین پیام و خطابی دارد (27)
دو - خطاب آیه در مواضعی تنبیه و تذکر برای عموم مردم و همه مخاطبان وحی در دو گسترده تاریخی و جغرافیایی است تا آنها را به هوشیاری برانگیزد و از بی خبری نسبت به رفتارشان باز دارد، مفسران آیه 140 سوره بقره (28) 132 سوره انعام (29) را داری چنین تذکاری دانسته اند.
سه - آیه در مواضعی متضمن دو گونه خطاب است: خطاب تهدیدآمیز برای ستمکاران و ظالمان و خطاب تسلی بخش برای مظلومان و ستمدیگان. مفسران مفاد آیه 42 سوره ابراهیم را داری چنین پیامی دانسته اند (30)
چهار - خطاب آیه در مواضعی به مؤکد عتاب آمیز و تهدید کننده است و نشانگر این واقعیت گریزناپذیر است که خداوند در کمین سیاه دلان غافل است و انتقام مظلومان را خواهد ستاند. (31)
تعبیر غافلانی که خود مورد غفلت نیستند در متون روایی نیز به وفور دیده می شود علامه مجلسی روایت
عجب لغافل و لیس بمغفول عنه
مایه شگفتی است وضیعت غافلی که خود مورد غفلت نیست. را از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده است. (32) همین تعبیر به صورتهای مختلف در نهج البلاغه آمده است، از جمله: غفلتکم عما لیس یغفلک از کسی غفلت کرده اید که هرگز از شما غفلت نمی کند.
و لا تغفل فلست بمغفول هرگز غفلت نکن چرا که مورد غفلت نیستی!
و غافل و لیس بمغفول عنه غافل و بی خبر است و در حالی که خود مورد غفلت نیست.
بنابراین، عبارت آغازین خطبه با اشاره به حقایقی انکارناپذیر، غافلان را در خصوص نظارت الهی بر بندگانش هشدار می دهد و آنها را از غفلت ورزی بر حذر می دارد، در مواجهه با این حقیقت است که پرده پندار بر می افکند و حزم توام با بصیرت و هوشیاری به دست می آید. این تعالیم خاص انبیا (ع) که بندگان هرگز مورد غفلت خدای علیم نیستند و تاثیر دیگری نیز دارد. اساسا، ادیان آسمانی با ارجاع حیات طبیعی و دنیای محسوس غفلت آور به عالم غیب، زندگی این جهان را معنا می کند. زندگی صرفا این جهانی نه تنها دارای غفلت و بی خبری است بلکه فاقد هدف و ارزش بخش به تلاش آدمی است. اما وقتی آن را در پرتو عالم عالم غیب و تحت نظارت الهی می بینیم هدفدار می گردد. ادیان از طریق معنابخشی به حیات این جهان به وسیله حیات اخروی سه تاثیر ژرف را موجب می شوند: یک - زندگی - تعبیر ویلیام جیمز، دارای طعمی می گردد که گویی رحمت محض است و به شکل یک زندگی سرشار از نشاط در می آید.
دو - همچنین به تعبیر وی، اطمینان و آرامش باطنی ایجاد می گردد که آثار ظاهری آن نیکوکاری و احسان بی دریغ است. (33)
سه - هوشیاری همه وجود مومن را فرا می گیرد و فرد در هر امری از بصیرت ایمانی برخورد می گردد.