فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

خطبه 174

و از خطبه های آن حضرت است
ای بیخبران که شما را واگذاشته اند. و واگذارندگان فرمان که بازخواست بر آنان نوشته اند، چیست که می بینم از خدا رویگردانید و جز او را خواهانید؟ چارپایانی را مانید که شبان، آنها را در کشتزاری سر دهد، و با خیز، و آبشخوری دردانگیز. گوسفندی را مانید که چرد، فربه شود و زیر کارد رود، و نداند از آن چه خواهند و با او چه کنند! اگر بداند نیکی کنند روز خود را روزگارش پندارد (19) و سیری اش را پایان کار.به خدا اگر خواهم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده، و به کجا رود، و سرانجام کارهای او چه بود، لیکن ترسم که در باره من به راه غلو روید و مرا به رسول خدا صلی الله علیه و آله تفضیل نهید. من این راز با خاصگان درمیان می گذارم که بیمی بر ایشان نیست، و به آنان اطمینان دارم به خدایی که او را برانگیخت و بر مردمان برتری بخشید، جز سخن راست بر زبان نمی آورم، و رسول خدا مرا از این حادثه ها آگاه ساخته است، و هلاکت آن کس را که هلاک شود، و رهایی آنرا که نجات یابد به من گفته است، از پایان کار خبر داده است. و چیزی که در خاطرم می گذشت باقی نگذاشت جر آنکه آن را به گوشم فروخواند؛ و سخن آن را با من راند. ای مردم!من خدا من شما را به طاعتی بر نمی انگیزم، جز که خود، پیش از شما به گذاردن آن بر می خیزد. و شما را از مصیبتی باز نمی دارم، جز آنکه خود پیش از شما آن را فرو می گذارم.

روش خطبه در غفلت ستانی

غفلت زدایی و برداشتن پرده پندار از دیدگان مردم، جایگاه مهمی در تعالیم انبیا الهی دارد. امام علی (ع)نیز در تداوم تعالیم روشنگر پیامبران بر تحذیر مردم از غفلت، تاکید فراوان دارد. حضرت در مواقع گوناگون نهج البلاغه، بالغ بر سی پنج مورد به صراحت در خصوص غفلت هشدار بر بی خبران سخن گفته است. (20) خطبه 174 به بیان همین موضوع اختصاص یافته است و لذا می توان آن را هشدار بر غافلان خواند. این خطبه دارای دو فراز - به ظاهر - مستقل از هم است: فراز نخست توصیف حال غافلان و ترسیم روشن از بی خبری آدمی است و فراز دوم ترسیم برخی از ابعاد شخصیتی حضرت است. در شرح این خطبه، ارتباط وثیق و نظم شگفت انگیز بین دو فراز یاد شد بیان خواهد شد. امام علی (ع)در توصیف احوال بی خبران روش خاصی دارند. با تأمل در این روش و مقایسه آن با زبان رایج در منابع نزد دانشمندان مسلمان می توان سر اثر بخشی سخن حضرت امیر (ع)را کشف کرد و آن را الگوی زبان اخلاق قرار داد. ایشان در آن مقام دو شیوه اخذ فرموده اند: بیان استدلالی و زبان تمثیلی. وجه مشترک بین این دو شیوه، انگیزشی بودن زبان است. بیان تمثیلی و زبان انگیزشی، امروزه در کتابهای اخلاقی مورد بی مهری واقع می شود و غالب مکتوب در علم اخلاق، فاقد این دو عنصر اساسی است. غفلت تاز حالات جوانحی است که آشکار و ظاهر نیست لذا عالم اخلاق در خطاب عمومی، محتاج زبان تمثیلی است تا تصویری روشن و متامیز از غفلت را به نحو مملوس و محسوس در اختیار ذهن و زبان توده مردم قرار دهد. (21)زبان تمثیلی و آوردن مثل در بیان حقایق الهی مورد استفاده فراوان وحی قرار گرفته است، از اینرو شیوه حضرت علی (ع) منشا قرآنی دارد. به همین دلیل در این دفتر، تبیین غفلت تا ابعاد و آثار در ادبیات روایی و عرفانی غالباً با استفاده از زبان تمثیلی صورت گرفته است.

1-1) فراز نخست؛ اندر احوال غافلان

فراز نخست خطبه، بیان دوگانه ای در ترسیم بی خبری غافلان دارد؛ ابتدا با دو بیان مختصر و مستدل از غفلت آنها سخن رفته و آنگاه به زبان تمثیلی موثر سخن آغازین دوباره در دسترس فهم همه مردم را در بر گرفته است. حلقه ای که این دو را بیان را پیوند می دهد، پیام اصلی خطبه است: چیست که می بینم از خدا رویگردانید و جز او را خواهانید! سیری در هر یک از تعابیر و جملات، نکات ظریف و لطایف دقیقی را به دست می دهد. این فراز، شامل چند حکمت روشنگر است: حکمت نخست:
ایها الغافلون غیر المغفلون عنهم
ای بیخبران که مورد غفلت نیستید.
در این خطاب بر وصفی از غافلان اشاره شده است که وقوف بر آن، درمانگر غفلت است. تعبیر غیر المغفول عنهم به منزله حد واسط (22) و برهان قاطعی که حجت را بر غافلان تمام می کند. غفلت و بی خبری را شاید بتوان موجه انگاشت، به شرط اینکه فرد غافل، خود مورد غفلت واقع شود. نظام آفرینش به خود رها شده نیست و خداوند بر همه افراد و رفتار و کردارهای آنها آگاه است. چگونه می توان غافلانه زیست، در حالی که آفریدگار جهانیان هرگز از انسانهای غافل نیست. غافلان، غفلت خود را فرافکنی (23)کرده و دچار این پندار بی اساس می شوند که خداوند نیز شاید مانند ما، از مخلوقات خود بی خبر است زیرا انسان غافل همه را غافل می پندارد.