تقویم عبادی

نویسنده : مهدی مهریزی

مقدمه

این مقدمه، با انگیزه تبیین هدف و روش کار و بر طرف ساختن پاره ای از ابهامات، تنظیم شده است. لذا توجه بدان لازم است.

1. تقویم عبادی

علت نامگذاری این مجموعه به تقویم عبادی، ذکر نکاتی چند را می طلبد: 1. زمان، یکی از پدیدهای عالم خلقت است و در قرآن، چنین آمده است: خلق الیل و النهار، خداوند، شب و روز را آفرید.
2. در قرآن، واژه شهر (ماه )، دوازده بار تکرار شده است؛ یعنی درست به اندازه ماههای سال ! واژه یوم و یوماً 365 بار تکرار شده است؛ یعنی درست به اندازه روزهای سال ! نیز واژه یوم به صورت مثنی و جمع یومین، ایام، ایاما سی بار تکرار شده است؛ یعنی به اندازه روزهای یک ماه! پس می توان گفت: این نظم و هماهنگی در کتاب خدا دلالت بر تقویم دارد.
3. زمان بر کار انسان اثر می گذارد و عمل انسان، محتوای زمان را می سازد. یک تقویم، زمان را شمارش می کند و تقویم دیگر، محتوای زمان را تقویم زمانی از لحاظات و ساعات و روز و هفته و ... و سخن می گوید؛ اما تقویم عملی، از رشد واقعی آدمی.
4. در تقویم عبادی، ابعاد رشد معنوی انسان اعم از فردی و اجتماعی مطرح است.
آنان که تقویم عملی انسان را با خوشگذرانی، راحت طلبی، سرگرمی و ... سپری می کنند. شناختی والاتر از این، از انسان ندارند و به گوهر ارزشمند زمان پی نبرده اند. اما بهره گرفتن از زمان و غنیمت شمردن آن: دستور مکتبی است که انسان را خوب شناخته است؛ مکتبی که در مورد ایام می گوید: من روز جدیدی و نو هستم. نیک و عمل کن، تا روز قیامت، به نفع تو گمراهی دهم. (1)مکتبی می گوید: آنکه دو روزش مساوی باشد، مغبون، و آنکه روز دومش بدتر باشد، ملعون است. هر که در خود احساس رشد و زیادتی نکند، رو به نقصان است و برای او مرگ بهتر از زندگی است. (2) زیرا در این مکتب، زنده بودن اصل نیست؛ خوب زنده بودن مهم است. لذا امام سجاد (ع)در دعای مکارم الاخلاق فرموده است:
و عمرتی مادام عمری بذله فی طاعتک فاذاکان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک قبل ان یسبق مقتک الی
خدایا! عمرم را تا هنگامی که در راه طاعت و بندگی تو صرف می شود، طولانی گردان. طولانی گردان. چنانچه چراگاه شیطان گردید، مرا به سوی خودت ببر، قبل از آنکه خشم تو بر من وارد شود. از نظر این مکتب، خودش بودن ملاک نیست؛ خوب بودن اهمیت دارد. بنابراین، برای رسیدن به خوبی ها، از خوشی ها باید گذشت. به فرموده خدای متعال در قرآن:
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون. (3)
هرگز به نیک بختی و سعادت ابدی نخواهید رسید، مگر از آنچه مورد علاقه شماست، انفاق کنید.

2. طاعت و بندگی در فرهنگ اسلامی

مفهوم طاعت و عبادت و واژه های مشابه آن، مصادیقی گسترده در فرهنگ اسلامی دارد و منحصر به انجام دادن بعضی اعمال است، مانند: نماز، روزه، غسل، زیارت و ... نیست؛ زیرا در این فرهنگ، عمل ارزش خود را در هماهنگی با هدف آفرینش باز می یابد و چون ابعاد عمل انسانی مختلف است و بعضی فردی و بعضی اجتماعی است، دسته ای سیاسی و پاره ای خانوادگی است، برای رسیدن به کمال و سعادت، باید همه آنها با هدف بزرگ و برتر زندگی، همگون باشند. در نتیجه، هر کاری در هر یک از ابعاد زندگی که این توافق را داشت، با ارزش و طاعت محسوب می شود. پس گستردگی (طاعت) به گستردگی زندگی انسان است. بندگی خداوند نیز دز قلمرو خاصی از کارها مانند روزه، نماز، و ... محدود نیست؛ گر چه اینها مظاهر بارز نیایش است.
1. تلاش برای اداره زندگی خانوادگی، جهاد در راه خداست. (4)
2. گام برداشتن برای رفع نیازمندی های برادران مسلمان، از هفتاد طواف خانه خدا برتر است. (5)
3. تبسم در چهره برادران دینی، حسنه است . (6)
4. نگاه محبت آمیز فرزند به چهره پدر و مادر، عبادت است. (7)
5. سلام کردن و با نرمی سخن گفتن با برادران مسلمان، عبادت محسوب می شود. (8)
6. عبادت، ده جز است که طلب روزی حلال، نه جز آن محسوب می شود.(9)
7. سخن عدل نزد حاکم ستمگر، جهادی برتر است (10)
8. نکاه کردن به چهره رهبر عدل گستر، عبادت است. (11)
9. آن که نفع و سودش برای مردم بیشتر باشد، نزد خداوند محبوب تر است.(12) 10. برداشتن خار از سر راه مسلمانان، سبب داخل شدن او به بهشت می گردد. (13)
11. مسواک زدن، خداوند رحمان را خشنود می سازد. (14)
12. با یک تیر سه نفر وارد بهشت می شوند: سازنده سلاح که با نیت خیر آن را ساخته است؛ آن که آن را تهیه می نماید؛ و رزمنده ای که تیر را به سوی دشمن رها می سازد. (15)