فهرست کتاب


مقتل امام حسین (علیه السلام)

جواد محدثی

به میدان رفتن امام (علیه السلام)

1 - خوارزمی گوید:
سپس برخاست و بر اسب خویش سوار شد و در مقابل آن گروه ایستاد. شمشیرش را در دست گرفته بود، از خود ناامید شده و آهنگ شهادت داشت، در حالی که می فرمود:
من فرزند علی نیک رفتارم، از دودمان هاشم و آنگاه که فخر کنم، همین افتخار مرا بس.
جدم رسول خداست، بهترین انسان از گذشتگان و ما چراغ فروزان خدا در زمینم.
مادرم فاطمه، دختر پیامبر پاک است و عمویم را جعفر طیار گویند.
کتاب خدا در خاندان ما آشکارا نازل شده است و در خاندان ما از هدایت و وحی به نیکی یاد می شود.
ماییم پیشوایان خدایی بر همه مردم و این حقیقت را پنهان و آشکار، در میان مردم باز می گوییم.
ماییم سرپرستان حوض کوثر که به دوستدارانمان جام می دهیم و آن حوض، کوثری برای سیراب ساختن است.
در رستاخیز، دوستداران ما سعادتمندند و روز قیامت، دشمنان ما زیان می کنند.
سپس (آن گونه که گفته اند) چنین خواند:
این قوم کافر شدند و از دیر باز از پاداش خدا که پروردگار جن و انس است، رویگردان بودند.
پیش از این علی (علیه السلام) و فرزندش امام حسن نیکو رفتار (علیه السلام) را به شهادت رساندند و اینک به جنگ حسین آمده اند.
پدرم پس از جدم بهترین انسانها بود. پس من فرزند دو بهترینم.
سلامی در تاریخ خود آورده است که حسین (علیه السلام) این اشعار بی نظیر را سروده است:
اگر دنیا ارزشمند به شمار آید، سرای پاداش الهی والاتر و ارجمندتر است.
اگر پیکرها برای مرگ پدید آمده اند، پس کشته شدن انسان به شمشیر در راه خدا برتر است.
اگر روزیها تقسیم شده و مقدر است، پس کم آزی انسان در راه کسب، زیباتر است.
اگر گرد آوری اموال برای و انهادن و رفتن است، پس انسان چرا نسبت به این واگذاشتنی بخل ورزد؟
خواهم رفت و مرگ برای جوانمرد، ننگ و عار نیست، آنگاه که رفتن و شهادتش در راه خدا باشد.
سپس آن حضرت مردم را به مبارزه طلبید. پیوسته هر کس از چهره های سرشناس به او نزدیک می شد، از دم تیغ می گذراند تا آنکه گروه عظیمی از آنان را به هلاکت رساند.

حمله اول

2 - ابن شهر آشوب گوید:
سپس به جناح راست دشمن حمله کرد و گفت:
مرگ بهتر از ننگ است و ننگ بهتر از ورود به دوزخ است.
سپس به جناح چپ دشمن تاخت و گفت:
منم حسین بن علی. از خاندان پدرم حمایت می کنم.
سوگند خورده ام که تسلیم نشوم و برای من دین پیامبر جان می دهم.
و همچنان می جنگید تا آنکه 1950 نفر را بجز زخمیان به هلاکت رساند. عمر سعد به گروه خود گفت: وای بر شما! می دانید که با چه کسانی می جنگید؟... این، فرزند کشنده عرب است. از هر سو بر او حمله کنید 180 نفر نیزه دار و 4000 نفر تیر انداز به طرف حضرت حمله کردند. (2)

هجوم به خیمه های امام حسین (علیه السلام)

3 - خوارزمس گوید:
میان او و خیمه گاه فاصله انداختند. بر سر آنان فریاد کشید: وای بر شما ای پیروان آل سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، پس در این دنیای خود آزاده باشید و اگر عرب هستید - آن گونه که می پندارید - به شرافت خانوادگی خود بر گردید شمر ندا داد: ای حسین! چه می گویی؟ فرمود: می گویم این منم که با شما می جنگم و شما با من می جنگید، زنان را گناهی نیست. سرکشان و طغیانگران و جاهلان خود را تا من زنده ام، از تعرض به خانواده ام باز دارید.
شمرگفت: باشد ای پسر فاطمه! سپس شمر به همراهان خویش داد زد: از حریم خانواده این مرد دور شوید و سراغ خودش بروید. به جانم سوگند که هماورد بزرگواری است! مردم از هر سو به نبرد پرداختند. امام بر آنان می تاخت و آنان بر امام حمله می آوردند و او در همین حال آب می طلبید تا جرعه ای از آن بنوشد. هر باز یک با اسب خویش به سوی فرات می تاخت، بر او حمله می کردند و امام را از آب دور می ساختند.