رازهای نماز

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

سخن ناشر

از ساحت قدس ربوبی و از ناحیه نزه الهی، هر آنچه فیضان دارد، جز زیبایی و لطافت و غیر از پاکی و طهارت نیست، و هر چه درجه فیض نزدیک تر و به مبدا لطف قریب تر باشد، جمال فزون تر و کمال کامل تری را با خود دارد.
گرچه آن مبدع غیب و شهود و خداوند ودود در افاضه و روشن داشتن چراغ جهان لحظه ای درنگ ندارد، بلکه اقتضای وجود آن خالق یکتا این درخشش و فروغ است؛ الله نور السموات و الارض، (1) لیکن هر فیضی از خزانه لا یزال حکمت و علم الهی گذر می کند، گوهرهای ناب بلکه بهترین و برترین آنها تنها به بهترین و کامل ترین انسانها سپرده و عطا می شود و همواره توصیه به حفظ و نگاهداری و پرهیز از سستی و ضعف در مورد آن را همراه دارد.
وقتی پروردگار عالم عطیه کوثر را به برترین رسولش، بلکه حبیبش عطا می کند؛ انا اعطیناک الکوثر (2) او را به صلات و نحر توصیه می کند؛ فصل لربک وانحر (3) تا با استعانت از صلات و استمداد از نحر بتواند آن عطیه برتر را تحمل و بهره برداری کند.
یکی از بارزترین مصادیق و کامل ترین موارد لطف تام الهی ارمغان والای نماز است که در معراج نبوی با همه لوازم و مقدمات و مقارنات یک جا به جیبش عطا فرمود و آن را به فلاح مطلق تسمیه کرد؛ حی علی الفلاح و از آن به بهترین عمل یاد کرد؛ حی علی خیرالعمل و از باب اهمیت و تاکید، هم در اذان و هم در اقامه، و در هر کدام دوبار مورد توجه قرار داد.
از آنجا که نماز عمود دین است؛ الصلاة عمود الدین (4) و با توجه به این که محور تمامی اعمال و طاعات انسانی است که اگر نماز قبول شود، عبادات دیگر مورد پذیرش قرار می گیرد و اگر نماز پذیرش نشود، دیگر اعمال و طاعات عروج نمی کنند و مقبول واقع نمی شوند؛ ان قبلت قبلت ماسواها و ان ردت ردت ما سواها (5)، بسیار شایسته است که راجع به آن معرفت و ایمان را فزونی بخشید و تا حدی در این راستا کوشید که لذت گفت و گو و مناجات با خدا را چشید؛ ان المصلی یناجی ربه(6) و به حق هنگام گفتن تکبیرة الاحرام احساس پرواز و صعود به ساحت الهی داشته و هنگام تسلیم هم احساس مراجعت و بازگشت از کوی دوست که در این رفت و آمد نقص ها و ضعف ها رفته و کمالات و فضایل آمده باشد.
یکی از بهترین شیوه ها در جهت تقویت ایمان و افزایش برهان، همانا بیان اسرار و حکم احکام دینی و خصوصا نماز و توجه به حقایق و معارف بلندی است که در این حرکات موزون و آهنگین و نمکین وجود دارد. بزرگان از حکمت و عرفان با توجه به چنین امر مهمی کتابی مستقل با عنوان اسرار الصلاة تالیف کرده و زوایایی از این لطیفه ربانی را تبیین نموده اند.
آیت الله جوادی آملی با بهره گیری فراوان از بحر قرآن و به تبع آن عرفان و به دنبال آن حکمت، به نگارش کتابی با عنوان اسرار الصلاة به زبان عربی همت گماشته و با رویکردی تازه که یکی از مهم ترین آنها بحث ارتباط وثیق عالم اعتبار با عالم تکوین است، به بیان بخشی دیگر از دریای معارف این حقیقت والای الهی پرداخته اند.
این کتاب در پنج بخش در سال 1373 با عنوان اسرار الصلاة، توسط مرکز نشر اسراء منتشر شد و از آنجا که بسیاری از علاقمندان و آشنایان با آثار استاد اظهار علاقه کردند که با ترجمه فارسی، نفع این معارف را عمومی تر کرده تا همگان از آن بهره گیرند، به جناب حجة الاسلام آقای علی زمانی قمشه ای که از اساتید و فضلای حوزه علمیه قم بوده و سالیان متمادی در مباحث استاد شرکت داشته و با مبانی و اندیشه های معظم له آشنا و مسلط هستند، پیشنهاد ترجمه آن داده شد که ایشان نیز با بزرگواری پذیرفته و بر این مرکز منت نهادند و با ترجمانی مناسب، زمینه این اثر مطلوب را فراهم نمودند که همین جا از آقای زمانی به عنوان ترجمان و همچنین محقق گرامی جناب آقای حسین شفیعی که در بازبینی و ملاحظات نهایی دقت شایانی انجام دادند و ویرایش این اثر را پذیرفتند، سپاس و تقدیر می نماییم.
امید است خداوند عالم همه ما را جزء نمازگزاران واقعی قرار داده و با پذیرش نماز، نه تنها اعمال و طاعات، بلکه جانهای ما را بعد از نزاهت و طهارت، از هر آنچه غیر اوست، شستشو داده و قبول فرمایند.
مرکز نشر اسراء

سخن مترجم

نیایش انسان و گرایش او به خداوند، ارمغانی الهی و معمایی رازدار است، فطرت انسان آمیزه ای از رازجویی و شعوری است که هیچ گاه از او جدا نمی شود.
نه تنها انسان، بلکه سراسر جهان هستی سرود نیایش دارند و تسبیح گوی حق اند:
تسبیح گوی او نه بنی آدم است و بس - هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید - بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
اگر انسان این ندای فطرت را پشت سر اندازد و عنان خویش گسسته سرکشی کند، در کوران گمراهی و پیچ و خم های سردرگم، باز این منادی الهی است که او را به چالش می گیرد و به او هشدار می دهد و به راه راست فرا می خواند: و اذا غشیهم موج کالظلل دعوا الله مخلصین له الدین . (7)
هنگام آسیبها، و بن بستها، بدترین گرفتاریها و زیانهایی که احتمال می رود جبران ناپذیر باشد و نیز در حال غفلت کامل انسان، بار دیگر این ندای درون اوست که وی را به نیایش عبودیت فرا می خواند: و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیبا الیه (8).
خداوند حکیم چون گوهر گرانبهای عشق به مبدأ هستی را در نهاد انسان قرار داده، آشکارا فرموده است: ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (9). تجلی گاه آن ندای درون و این خطاب بیرون و فرآیند آن، رویش شجره طوبای عشق به محبوب و معشوق مطلق است که در بوستان معارف، سر از خاک بندگی برون می آورد، بزرگ و تناور می شود و گاه تکلیف به ثمر می نشیند، گلبانگ عشق سر می دهد و زیباترین نغمه ها، حرکتها و چمیدنها را در قالب نماز عرضه می دارد، گاهی به رکوع سر خم می کند و زمانی به سجود، جبین بر آستان ربوبیت می ساید و پیوسته این گلواژه های مقدس را ترنم می کند که: ایاک نعبد و ایاک نستعین.
تنها تو را می پرستیم و بس - به جز تو نجوییم یاری زکس
انسان در پی آن است که با شهپر نماز خود را به اوج ملکوت برساند و به خدای محبوب نزدیک سازد؛ زیرا نماز معراج مؤمن است.
باری، کتاب گران سنگ اسرارالصلاة که گنجینه ای بس گرانبها از نهان خانه ملکوت را به عرصه ناسوت عرضه می دارد، اثری سودمند و دلنشین از حضرت استاد معظم، علامه جوادی آملی مد ضله العالی است که به پیشنهاد مرکز نشر اسراء ترجمه و به نام رازهای نماز ارائه می شود. این ترجمه نه ترجمه ای آزاد است و نه از قد و قامت محتوا کوتاه. به منظور خارج نشدن از حریم کتاب در پا نوشتها از حد ضرورت فراتر نرفتیم و به قدر لزوم اکتفا کردیم. به امید آن که جانها با مطالعه آن به فضای ملکوت سرکشند و در آستان قدس آشیان گیرند. و من الله التوفیق.
علی زمانی قمشه ای

مقدمه

ستایش خداوندی را سزاست که بر نهان و نهان تر داناست و درود بر پیامبر صاحب راز او، که گاه معراج، به مقام دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی نایل گردید، و بر اهل بیت او، آنان که راز پیامبر بدانها سپرده شده نگهبانان فرمان و گنجینه های دانش او هستند، کسانی که شریعت او را بیانگرند و کتابهای او را نگهبان، و چون کوه های افراشته، دین او را پاس می دارند (10). دوستی ایشان را به جان می پذیریم و از دشمنانشان بیزاری می جوییم، به سوی خداوندی که هر پنهانی نزد او آشکار است.
سپس چنین گوید، این بنده نیازمند به عطای خداوند بخشاینده، عبدالله جوادی طبری آملی، که رساله حاضر، نوشته کوتاهی است درباره رازهای نماز و در آن، داده هایی را که از سلف صالح به وراثت بردم، و نیز آنچه را به خاطرم رسید، به نگارش آورده و به وراثت بر خلف رستگار، باقی گذاشتم، تا یادآوری باشد برای کسی که قلب هوشیاری دارد یا گوش دل به کلام خدا فرا دهد؛ لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید (11). به امید آنکه خدای سبحان از هر آمیزه ای جز خداجویی محفوظش دارد و آن را خالص برای وجه خود قرار دهد - که چیزی جز وجه او پایدار نیست - و نیز امید است عیب آن را اصلاح، نقص آن را جبران، قصور آن را تمام و بعد آن را به قرب مبدل سازد، تا کلمه ای طیبه ای شود که به سوی او بالا می رود. الیه یصعد الکلم الطیب.
چون نماز ستون دین است و با پذیرفته شدن آن سایر اعمال نیز پذیرفته خواهد شد و اگر رد شود، بقیه اعمال نیز مردود خواهند گشت، و نیز چون هر عملی پیرو نماز است (12)، لذا اسرار آن نیز ستون رازهای دین است، اگر اسرار نماز به دست آمد و مشاهده شد، رازهای سایر اعمال نیز مورد دست یابی و مشاهده قرار خواهند گرفت، پس سزاوار است سالک بکوشد و عارف تلاش کند تا به ستون رازهای دین دست یابد و سرانجام به همه زوایای دین برسد و همه آن را مشاهده نماید، و در روزی که هیچ سایه ای جز سایه خداوند - جل شأنه - نیست، تحت سایه ولایت او بیارمد.
باید دانست که سر در برابر علن قرار دارد، آن سان که غیب در مقابل شهادت است و راز بر دو قسم است:
یک. راز محض رازی که هیچ گاه آشکار نمی گردد مانند غیب مطلق.
دو. راز مقید و بالقیاس، مانند غیب مضاف (13) رازی که امکان آشکار شدن را داراست. همان گونه که علن نیز به دو قسم مطلق و مقید بالقیاس تقسیم می شود و چون معنا و مفهوم سری که در برابر علن قرار می گیرد روشن است، دیگر نیازی به تفسیر ندارد، گرچه ژرفای آن در نهایت پنهانی است.
لیکن هر گاه وجود چنین رازی احراز شد، بحث و کاوش های منطقی و صناعی شکل منظم به خود می گیرد، که حقیقت راز چیست و پیرامون چگونگی آن پرسش می شود: هل هو؟ و سخن از شماره و عدد آن به میان می آید: کم هو؟ بنابراین، تا وقتی وجود ثابت نشود سخن از تقسیم آن درست نیست چنان که سایر متفرعات بر وجودش را نیز نمی توان بر آن مترتب نمود.
آنچه بر وجود راز برای نماز دلالت دارد دو امر است:
یکم. دلیل فراگیری که وجود راز برای نماز و غیر نماز را ثابت می کند.
دوم. دلیلی که یا ویژه نماز است، و یا به هر امر عبادی، اعم از نماز و غیر نماز، اختصاص دارد.
اما دلیلی که می گوید برای همه پدیده ها رازی وجود دارد، یا عقلی همراه با نقلی است و یا تنها دلیل نقلی است و با دلیل عقلی تایید می شود. بنابراین، بحث در دو مقام است: مقام نخست: در بیان دلیل عقلی. مقام دوم: در بیان دلیل نقلی.