مواضع امام خمینی (ره) در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن

نویسنده : جعفر قلی پور

مقدمه:

شناخت کامل و همه جانبه ی چهره ی ممتاز امام خمینی (ره)، بدون بررسی ابعاد گوناگون شخصیت، اندیشه ها، مواضع و عملکرد ایشان در مراحل مختلف حیات اجتماعی سیاسی ممکن نیست. به رغم پژوهش های نسبتاً زیادی که در این حوزه انجام یافته و نیز در حال انجام است، هنوز پژوهش های فراوان دیگری درباره ی رویکردهای سیاسی و فکری امام خمینی (ره) می توان صورت داد. به منزله ی یکی از این زمینه های پژوهشی، می توان به بررسی دقیق تاریخی مواضع امام خمینی (ره) و روند تحول یا تطور آن اشاره کرد.
حرکت امام خمینی (ره) از اصلاح و ارشاد زمامداران وقت و مقابله با جریان های ضد شیعی آغاز شد و با قدرت ادامه یافت؛ اما در پی آشکار شدن ماهیت اصلاح ناپذیر حکومت پهلوی و نهادهای شکل دهنده آن، به تدریج از حالت مبارزه ی آرام خارج گردید و آشکارا در مقابل نظام سیاسی مبتنی بر دین و تمهید مقدمات علمی آن گسترش دادن اسلام سیاسی و بسیج کردن مردم مسلمان ایران، رژیم پهلوی را از پای در آورد و نظام جمهوری اسلامی را جایگزین آن ساخت.
در این کتاب تلاش شده است با تکیه بر منابع اصلی، این جنبه از رویکرد امام خمینی (ره) به نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن، با توجه به نبود اثری جامع در این حوزه، ارزیابی شود و دریچه ای به سوی پژوهش های گسترده تر در این عرصه گشوده گردد.
در پایان، ضمن ارج نهادن به زحمات مؤلف محترم، از معاون محترم پژوهشی، جناب آقای غلامرضا خواجه سروی و مسئول محترم بخش تحقیق، جناب آقای اکبر اشرفی و نیز مدیر و کارشناس محترم گروه تاریخ، آقایان دکتر غلامرضا ملائی توانی و مسعود بیات، آقای محمد صادق کوشکی ارزیاب نهایی اثر و همه ی دست اندرکاران چاپ و انتشار اثر حاضر در معاونت انتشارات، قدردانی می شود.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

پیشگفتار

سلسله ی پهلوی که از ابتدا قرن چهاردهم هجری شمسی با حمایت قدرت های خارجی، از جمله با کمک و مداخله ی پنهان و آشکار انگلستان، بر ایران تحمیل گردید، از همان آغاز استقرار حاکمیت نظام سیاسی خود بر مردم ایران، با اعتراض توده های مردمی و روحانیون متعهد از قبیل شهید مدرس رو به رو شد. بعد از برکناری رضا خان، جامعه ی ایران در دهه های بیست و سی، شاهد تحولات پیچیده سیاسی بود. در این دوره، به علت فقدان مشروعیت و مقبولیت مردمی رژیم حاکم، در سطح جامعه سه نوع گفتمان و اندیشه ی سیاسی در رویارویی با نظام سیاسی پهلوی پدید آمد که عبارت بودند از: اندیشه های چپ و مارکسیستی، اندیشه ی ملی گرایانه و اندیشه ی دینی و اسلام خواهی. بعد از کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت ملی دکتر مصدق و سرکوب جبهه ی ملی و حزب توده، رژیم پهلوی بار دیگر توانست با حمایت خارجی (امریکا) نظام مشروطه ی سلطنتی تبدیل نماید و قدرت شاه را در چارچوب نظام سیاسی کاملاً متمرکز تحکیم بخشد.
بدین ترتیب در اواخر دهه ی سی، اندیشه های ملی گرایانه و چپ مارکسیستی اثر وجودی خود را از دست دادند و دیگر قادر به تبیین تضادهای نظام پهلوی با آرمان ها، انتظارات و احساسات دینی و ملی مردم نبودند.
در آغاز دهه ی چهل و پس از رحلت آیت الله بروجردی، شاه تحت عنوان نوسازی کشور، تلاش جدی و تمام عیاری را در جنگ با مبانی و ارزش های ملی و اسلامی جامعه به کار بست. همه ی ظواهر نیز نشان می داد که دیگر هیچ نوع مقاومت و مخالفتی با یکه تازی رژیم پهلوی وجود ندارد.
این بار لازم بود نیروی جدیدی بر اساس شناخت موقعیت حساس و تعیین کننده ی جغرافیای سیاسی ایران، استعداد انباشته ی انسانی و الهی و آرمان ها و اهداف بزرگ مبتنی بر آن پایه، پا به میدان بگذارد و با آگاهی از تاریخ محنت بار صد و پنجاه ساله ی اخیر ایران، سلطه ی بیگانگان و غارتگران بر آن، خیانت، فساد و خودکامگی خاندان پهلوی و هزار فامیل وابسته به آن، فقر و عقب ماندگی علمی ، صنعتی و اخلاقی تحمیل شده بر ملت بزرگ و ریشه دار ایران، مبارزه ای جدید را شروع کند و نهضتی را برای مقابله با رژیم پهلوی پی ریزی نماید.
این نیرو، نیروی مذهبی و دینی بود. امام خمینی (ره) در چنین فضایی رهبری نهضت عظیم مردم ایران را به دست گرفت. ایشان که بیش از چهل سال متوالی با تیزبینی و آینده نگری، مسائل سیاسی و اعتقادی جامعه ی ایران را تعقیب می نمود، در حالی که کوله باری از تجربه های مبارزات علمای پیشین و حوادث سیاسی را بر دوش می کشید، در یکی از حساس ترین اوضاع تاریخی ایران و جهان اسلام، پا به عرصه ی مبارزات سیاسی در ایران گذاشت.
امام (ره) به نجات ایران از چنگال رژیم فاسدی که عقب ماندگی، انحطاط و فقر اقتصادی، اخلاقی و علمی را بر آن تحمیل کرده بود، می اندیشید و راه بیگانه ی نجات را بازگشت به اسلام و ایجاد نظام سیاسی اسلام در کشور و حکومت ارزش های الهی تشخیص داده بود. امام (ره)، از همان آغاز مبارزه ی دینی و سیاسی خود، با توکل به منبع لایزال الهی و با اعتماد به نیروی توده های مسلمان در برابر حاکمیت پهلوی و نهادهای آن، نگرشی انتقادی نسبت به وضعیت نامساعد سیاسی، دینی، فرهنگی و اقتصادی جامعه اتخاذ نمود. محور اصلی مواضع و پایه ی اصلی مبارزات امام (ره) این بود که ایشان سیاست محدود کردن دین و احکام الهی آن به قلمرو زندگی خصوصی و فردی را مطرود اعلام نمود و تغییر وضعیت و فراهم آوردن زمینه ی تحقق آرمان های دینی و اسلامی در تمام ابعاد زندگی مردم را خواستار گردید. ایشان می خواست اسلام، احکام و قوانین فطری آن را به منزله ی دین، احکام و قوانینی آسمانی مطرح کند که دارای رسالتی جهانی برای تشکیل حکومت است.
در چارچوب مواضع امام (ره)، نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن، هم به دلیل ماهیت سلطنتی و استبدادی آن و هم به علت تضاد عملکرد آن نظام و نهادهای آن، با معیارها و قوانین نجات بخش اسلام مورد نقد قرار گرفت. ایشان در اعلام مواضع خود، سیاست را هم نشین دیانت نمودند و هر دو را با سیمای عرفانی خویش آمیختند و آن را راهنمای عمل خود قرار دادند که در این پژوهش سعی می شود جلوه هایی از آن به نمایش گذاشته شود.
شیوه ی پژوهش در این اثر عمدتاً بر اساس روش کتابخانه ای و اسنادی است و در این میان سعی شده است در حد امکان، از منابع مکتوب چون کتب، مجله ها، مقالات، آثار و سخنرانی ها استفاده گردد. برای تبیین موضوع، این کتاب در سه بخش سازماندهی شده است: در فصل اول از بخش اول، با عنوان ماهیت نظام سیاسی پهلوی، کوشش بر این است تا تصویری گذرا از ساخت سیاسی وابسته و عملکرد ضد دینی نظام سیاسی پهلوی عرضه شود. این فصل به همراه فصل بعد که در آن اندیشه های سیاسی امام (ره) درباره ی ماهیت نظام سیاسی مطمح نظر ایشان بررسی می شود، در حقیقت مقدمه ای برای بخش دوم تلقی می شود که در آن به بررسی مواضع امام خمینی (ره) در برابر نهادهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی رژیم پهلوی و عملکرد آنها پرداخته شده است.
بالاخره در بخش سوم، تلاش شده است ضمن تقسیم بندی مواضع امام (ره) به ترتیب تاریخی از زمان آغاز مبارزه و نهضت اسلامی تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 و تکیه بر مباحث فصول پیش، با توجه به مراحل تحول و تطور مواضع امام (ره) و ویژگی های هر مرحله، تصویری از مواضع ایشان ارائه دهیم.
امید است مباحث عرضه شده در این کتاب، بتواند گامی در جهت شناساندن بعدی از ابعادی مبارزاتی، دینی و سیاسی شخصیت امام (ره) بر دارد.

بخش اول: معرفی نظام سیاسی پهلوی و نظام سیاسی مطلوب از دیدگاه امام خمینی (ره)