فهرست کتاب


احکام نماز

محمد وحیدی‏

وقت فضیلت نماز مغرب و عشا

وقت فضیلت نماز مغرب، از اول مغرب است تا بر طرف شدن سرخی طرف مغرب، که به آن حمره مغربیه و یا شفق هم می گویند و اما وقت فضیلت نماز عشا از بعد از بر طرف شدن آن سرخی است تا - از شب.
عروةالوثقی، اوقات الصلاة الیومیه.

یادآوری های اوقات مخصوص و مشترک نماز

1- اینکه اول وقت، اختصاص به نماز ظهر (و همچنین نماز مغرب)، و آخر وقت اختصاص به نماز عصر (و همچنین نماز عشا) دارد، مراد آن است که اگر عمدا نماز عصر در وقت مخصوص نماز ظهر و نماز عشا در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده شود، باطل است. در اینجا چند مطلب استثنا شده است.
الف) اگر گمان پیدا کرد که ظهر شده و نماز ظهر را شروع کرد -البته در مواردی که گمان به دخول وقت کافی است ولی در بین نماز وقت داخل شد، در این صورت چون نمازش صحیح است، مانعی ندارد که نماز عصر را در وقت مخصوص ظهر بخواند و لازم نیست به اندازه چهار رکعت از اول وقت گذشته صبر کند و بعد بخواند.
ب) اگر سهوانماز عصر را قبل از نماز ظهر بخواند و از وقت فقط به مقدار چهار رکعت باقی مانده باشد،که در این صورت نماز ظهررا در وقت مخصوص عصر می خواند.
ج) اگر در اول وقت که مثلا وقت مخصوص نماز ظهر است، نماز دیگری غیر از نماز عصر آن روز را بخواند، مانند نماز قضا مانعی ندارد.
عروةالوثقی، اوقات الصلاة الیومیه، مساله 2
2- تقسیم وقت به مختص و مشترک در مواردی ثمره عملی دارد؛مثلا اگر زنی در اول وقت بعد از گذشتن مقدار خواندن نماز ظهر حائض شود و نماز ظهر را نخوانده باشد، فقط قضای نماز ظهر بر او واجب است و اگر در نزدیک آخر وقت عذر او برطرف شود، اگربرای هر دو نماز وقت دارد،هر دو بر او واجب است، و اگر برای دومی وقت دارد -هر چند به اندازه یک رکعتش فقط دومی واجب است و اگر برای دومی و حتی یک رکعت از اول وقت دارد، باز هم هر دو بر او واجب است.
عروةالوثقی، اوقات الصلاة الیومیه،مساله 3 و احکام الاوقات، مساله 15 تحریرالوسیله، ج 1، ص 140،مساله 15
3-کسی که به اندازه خواندن یک رکعت وقت دارد، باید نماز را به نیت ادا بخواند،ولی نباید نماز را عمدا تا این وقت تاخیر بیندازد.بنابراین اگر شخصی مسافر به اندازه سه رکعت و شخص غیر مسافر به اندازه پنج رکعت تا غروب وقت داشته باشد، باید نماز ظهر را اول بخواند، اگر چه مقداری از نماز عصر،خارج وقت خوانده می شود و همچنین در نماز مغرب و عشا، اگر شخص مسافر نباشد و تا نصف شب مقدار پنج رکعت وقت داشته باشد، باید اول نماز مغرب، و اگر کمتر از پنج رکعت وقت داشته،باید اول نماز عشا را بخواند؛چون چهار رکعت آخر مخصوص وقت نماز عشا است،و اما اگر مسافر باشد و تا نصف شب به اندازه چهار رکعت وقت داشته باشد، باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و چون بعد از خواندن نماز مغرب ممکن است به اندازه یک رکعت یا بیشتر وقت داشته باشد، باید فوری نماز مغرب را شروع کند و نیت آن هم اداست، اگر چه احتیاط مستحب آن است که نیت ادا و قضا نکند.
تحریر الوسیله، ج 1، ص 139،مساله 9 عروةالوثقی،اوقات الصلاة الیومیه،مساله 4
4- واجب است نماز عصر بعد از نماز ظهر،و نماز عشا بعد از نماز مغرب خوانده شود، که اگر عمداجلوتر بخواند،باطل است، چه در وقت مختص به اولی باشد و چه در وقت مشترک، و اما اگر سهواجلوتر بخواند یا در وقت مختص به اولی خوانده شده یا در وقت مشترک، و اگر در وقت مختص باشد، دو صورت دارد: یا تمامش در وقت مختص به اولی واقع شده و یا مقداری از آن در وقت مشترک داخل گردیده؛ اگر تمامش در وقت مختص به اولی واقع شده باشد، بنابر احتیاط واجب باطل است و اگر در مقداری ازوقت مشترک هم داخل شده، نمازش صحیح است و اما اگر سهوا در وقت مشترک جلوتر خوانده باشد،اگر بعد از نماز یادش بیاید، نمازش صحیح است و اگر در وسط نماز یادش بیاید، نیتش را به نماز قبلی بر می گرداند، به شرطی که جا برای عدول باشد؛ مثل اینکه در نماز مغرب و عشا وارد رکوع رکعت چهارم شده باشد که در این صورت، نماز را تمام کرده و دوباره نماز مغرب و بعد از آن عشا را می خواند.
عروةالوثقی، اوقات الصلاة الیومیه، مساله 3
5- همیشه عدول از نماز بعدی به قبلی جایز است،ولی عکسش جایز نیست؛ بنابر این از عصر به ظهر و از عشا به مغرب می شود عدول کرد -به شرط آنکه از محل عدول نگذشته باشدو اما عکسش جایز نیست؛ بنابراین اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده،عدول به نماز عصر جایز نیست و باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند.
تحریر الوسیله، ج 1، ص 139 مساله 1 توضیح المسائل، مساله 756
6- در این زمینه به مسائل 757 و 759 تا 796 مراجعه شود.

احکام وقت نماز

1- اگر نماز قبل از وقت خوانده شود -حتی اگر مقداری از آن باشدنماز باطل است و باید انسان وقتی که می خواهد نماز بخواند به داخل شدن وقت علم داشته باشد، البته می شود به جای علم، به شهادت دو نفر عادل هم اعتماد نمود -البته در صورتی که شهادت آنها از روی حس و مشاهده باشد؛ یعنی دیده باشند که سایه شاخص رو به زیاد شدن به طرف مشرق نموده است،نه اینکه شهادت آنان نقل اذان دیگری باشد اما شهادت یک نفر عادل کافی نیست، حتی اگر او مؤذن عادلی هم باشد، بنابر احتیاط واجب کافی نیست؛البته عده ای از فقها می فرمایند به اذان او می شود اعتماد کرد،ولی به هر حال به ظن و گمان به دخول وقت نمی شود اعتماد کرد، حتی برای کسانی که عذر خصوصی دارند؛ مانند کوری و در زندان بودن، که بنابر احتیاط واجب باید نماز را تاخیر بیندازند تا علم به دخول وقت پیدا کنند و اما کسانی که عذر عمومی دارند، مانند ابری یا غبارآلود بودن هوا، جایز است که به ظن و گمان اعتماد نمایند.
عروةالوثقی، احکام الاوقات،مساله 1 تحریرالوسیله، ج 1،ص 140 مساله 16
2- به مسائل 744 745 و 746 توضیح المسائل مراجعه شود.
3- مستحب است که انسان،نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خیلی سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزدیک تر باشد،بهتر است و اما تاخیر آن،گاهی از جهتی لازم، و گاهی بهتر است،که به بعضی از موارد هر کدام اشاره می شود.
بعضی از مواردی که تاخیر نماز از اول وقت لازم است الف) مساله 752 توضیح المسائل؛
ب) مساله 753 توضیح المسائل؛
ج) اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه می کند، در صورتی که ممکن است، باید نمازگزار اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنین است اگر کار واجب دیگری -که باید فورا آن را به جا آورد پیش بیاید، مثلا ببیند مسجد نجس است و یا کسی در معرض خطر باشد و بخواهد او را نجات دهد، که اول باید مسجد را تطهیر کرده و یا آن نفس محترمه را نجات دهد و بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند معصیت کرده، اما نماز او صحیح است، ولی احتیاط مستحب آن است که نماز را دوباره بخواند. عروةالوثقی، اوقات الرواتب،مساله 15 توضیح المسائل، مساله 754
بعضی از مواردی که تاخیر نماز بهتر است 1تاخیر نماز ظهر و عصر برای خواندن نافله آنها و همچنین نماز صبح، اگر نافله اش را قبل از دخول وقت نخوانده است؛
2- تقدیم نماز قضا برای کسی که نماز قضا دارد؛
3- کسی که به واسطه عذری برای نماز تیمم می کند، هر چند می تواند در اول وقت نماز بخواند، ولی بهتر است آن را به تاخیر بیندازد تا شاید عذرش برطرف شود و اما بقیه عذرها بنابر احتیاط واجب باید تاخیر بیندازد؛
4- برای کسی که حالت اقبال و توجه در اول وقت ندارد (مثل شخص خواب آلود)؛
5- برای تحصیل کمالی برای نماز؛ مانند: انتظار جماعت یا بیشتر شدن مامومین یا حضور در مسجد و...؛
6- مسافری که در اول وقت باید با عجله نماز بخواند؛
7- تاخیر نماز عصر و عشا به اول وقت فضیلتشان؛
8- به خاطر گرمی هوا در ظهر که تاخیر بیندازد تا هوا خنک شود؛
9- تاخیر نماز مغرب برای کسی که روزه است و گرسنگی یا تشنگی به او فشار آورده یا کسی منتظر اوست؛
10- تاخیر نماز صبح برای کسی که بعد از طلوع صبح مقداری از نافله شب او باقی باشد و می خواهد بخواند.
عروةالوثقی، فی اوقات الرواتب،مساله 13
قضای نمازهای روزانه کسی که نماز واجب خود را در وقت نخوانده -به خاطر خواب ماندن یا مستی یا بیهوشی یا...- و یا در وقت خوانده،ولی بعد فهمیده که نمازش باطل بوده و یا در وقت به خاطر نداشتن وضو یا غسل یا تیمم نمازش را بدون آنها (فاقد الطهورین) خوانده، باید بعد از گذشتن وقت آن، نماز یا نمازها را قضا نماید.