فهرست کتاب


احکام نماز

محمد وحیدی‏

شرط دوم آب وضو بایستی مطلق باشد

به طور کلی مایعات بر دو دسته اند: یک دسته از آنها اصلا اسم آب بر آنها اطلاق نمی شود مانند شیر، نفت، شیره، و... و دسته دیگر مایعاتی است که آب به آنها اطلاق می شود که این دسته خود به دو قسم تقسیم می شود:
الف) قسمی که در نام گذاری بر آن فقط اطلاق آب تنها کافی نیست بلکه بایستی چیز دیگری هم به آن اضافه کرد؛ مانند آب هندوانه و گلاب که از چیزی گرفته شده اند و یا آب گل که با چیزی مخلوط شده است.
ب) قسم دومش آن است که در نام گذاری فقط اطلاق نام آب بر آن کافی است، که اگر به چیزی هم نسبت داده شود طوری است که بدون آن هم اطلاق آب بر آن صادق است؛ مانند آب دریا،آب چاه و....
حال می فرمایند شرط مایعی که انسان با او وضو می گیرد آن است که از قسم دوم (آب مطلق) باشد؛ یعنی آبی که نه از چیزی گرفته شده و نه با چیزی مخلوط شده باشد که عرفا به او آب نگویند.
التنقیح، ج 2،ص 11 توضیح المسائل، مساله 15
معیار مضاف بودن آبی که با چیزی مخلوط شده
معیار مضاف بودن آبی که با چیزی مخلوط شده،عرف است که اگر آبی را مضاف بدانند، مضاف است و اما اینکه بعضی می گویند: اگر در آب گل آلود کف دست دیده شود مضاف نیست و اگر دیده نشود مضاف است، معیار صحیحی نیست.
یادآوری 1- آبی که معلوم نیست مطلق است یا مضاف،اگر قبلا مطلق بوده، حکم آب مطلق را دارد و اگر مضاف بوده، حکم آب مضاف را دارد و اما اگر حالت سابقش روشن نیست و غیر از این آب، آب دیگری هم ندارد، بایستی برای نماز با این آب وضو گرفته و تیمم هم بنماید.
تحریر الوسیله،ج 1، ص 52 مساله 3
2- به مساله 266 توضیح المسائل مراجعه شود.

شرط سوم آب وضو و فضایی که در آن وضو می گیرد مباح باشد.

درباره آب وضو غصبی نبودن را حضرت امام شرط می دانند،ولی درباره مباح بودن مکان وضو و یا فضایی که در او وضو گرفته می شود،ایشان احتیاط مستحب دارند ولو در تصرفش در غصب کار حرامی کرده است و اما درباره آب وضو، بایستی انسان اگر آب وضو مال کس دیگری است علم به رضایت او داشته باشد و در صورت شک نمی شود وضو گرفته و تصرفات دیگر نمود،الا در نهرهای بزرگ و قناتها که تا مادامی که صاحبانشان نهی نکرده اند،می شود وضو گرفته ولو در میان آنها صغیر و دیوانه باشد.
تحریرالوسیله،ج 1،ص 52، 62 مساله 7 و عروةالوثقی، فی شرائط الوضوء، مساله 13
یادآوری:
1- کلمه مباح در اینجا در مقابل غصبی بودن استعمال شده، یعنی غصبی نبودن، و گاهی هم مباح گفته می شود و از آن اراده عدم حکم وجوب یا حرمت یا استحباب یا کراهت می شود؛مانند کلمه شیر در فارسی که استعمالاتش فرق می کند.
2- مکان غصبی با فضای غصبی فرق دارند؛ زیرا گاهی ممکن است هم مکان وهم فضا غصبی باشد و گاهی ممکن است فقط فضاغصبی باشد.
3- به توضیح المسائل مساله 268 و270 مراجعه شود.

شرط چهارم و پنجم ظرف آب وضو مباح باشد و همچنین از طلا و نقره نباشد.

اگر آب دیگری جز همان آبی که در ظرف غصبی و یا طلا و نقره است ندارد،وضو با آن آب باطل است،چون در اینجا مامور به وضو نیست و چون وضویش امر ندارد،لذا چه ارتماسی وضو بگیرد و یا ترتیبی،به وسیله آن ظرف آب بریزد یا با مشت آب بردارد، وضوباطل است؛چون در تمام صورت تصرف در ظرف غصبی است و در اینجا اصلا امر به وضو مطلقا ندارد؛مگر اینکه آب را در ظرف دیگری بریزد که آن ظرف مانع شرعی نداشته باشد که در اینجا ولو در این تصرفش کار حرام انجام داده، ولی حالا که آب بدون مانع پیدا کرد، امر به وضو می آید و اما در صورت دوم که غیر از این آب، آب دیگر بدون مانع دارد، در آنجا امر به وضو ساقط نشده ولذا در این مورد اگر بخواهد در این ظرف غصبی وضوی ارتماسی بگیرد،وضویش باطل است،چون وضو در چنین ظرفی نهی شده است. اما اگر بخواهد به وسیله مشت آب بردارد،ولو در وقتی که آب را بر می دارد به خاطر تصرف در غصب معصیت کرده، ولی وضویش صحیح است؛ چون با آوردن آب به بیرون از ظرف مانع از آب برداشته می شود و نهی به وضویش نمی خورد.
تحریرالوسیله، ج 1، ص 62 مساله 8
یادآوری به مسائل 247 و 275 توضیح المسائل مراجعه شود.