فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

214 - رفع عذاب قبر

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:
هر کس در شب جمعه، دو رکعت نماز به جای آورد و در هر رکعت پنجاه مرتبه سوره اخلاص بخواند و بعد از نماز بخواند: اللهم صل علی النبی العربی و آله. حق تعالی، گناهان گذشته و آینده او را بیامرزد و چنان باشد که گویا دوازده هزار مرتبه قرآن را ختم کرده است و حق تعالی، او را از گرسنگی. تشنگی روز قیامت نگاه دارد و تمام حزن او را برطرف سازد و او را از ابلیس و لشکریانش نگاهداری کند و هیچ گناهی بر او ننویسد و سکرات مرگ را بر او آسان گرداند.
و اگر در آن روز یا در آن شب بمیرد، شهید مرده باشد خدا عذاب قبر را از او بردارد و هر چه از خدا سؤال کند، به او عطا فرماید و نماز و روزه او را قبول فرماید و دعای او را مستجاب سازد و ملک موت، روح او را قبض نکند، تا آن که رضوان، ریحان بهشت را به نزد او آورد.

215 - برترین اعمال در برزخ

ابو علقمه می گوید:
پیامبر - صلی الله علیه و آله - بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر (طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟
پاسخ دادند: پدر و مادر ما فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابی طالب - علیه السلام - را برترین اعمال یافتیم.

216 - کرامت رسول الله در قبر

شبلی، با جمعی از مریدان، به عزم حج روانه بادیه گردیدند. در اثنای راه، یکی از مریدان را اجل موعود رسید. شبلی، متحیر، در آن قالب بی جان می نگریست و با خود، فکر تجهیز و دفن او می کرد. ناگاه دید که تمام جسمش، در یک چشم به هم زدن، سیاه و تیره گشت و هنوز یک ساعت نگذشته بود که آن سیاهی به سفیدی مبدل شد.
شبلی از آن حال تعجب نموده، آن مرید را در خواب دید، که حله ای از حله های بهشت پوشیده، و تاجی مزین به جواهر بر سر نهاده، و خاتمی نورانی در انگشت کرده، که بر نگین آن نوشته است: هذا جزاء من صلی علی محمد و آله - صلی الله علیه و آله
شبلی از او پرسید: سر آن سیاهی و سفیدی چه بود؟
جواب داد: سیاهی، تیرگی معصیت بود. هنوز مرغ جانم، کامل از قفس تن بیرون نرفته بود که بدن من به خاطر گناه سیاه گردید. ناگاه صدر و بدر عالم و سید بنی آدم، محمد - صلی الله علیه و آله - را دیدم که آمد، و قدحی از آب در دست داشت، و آن را بر من ریخت و به دست مبارک، سیاهی معاصی را از من نشست، و خلعت کرامت و خاتم سعادت به من بخشید.
من عرض کردم: یا رسول الله! به خاطر کدام عمل مستحق این کرامت شدم؟
فرمود: چون تو در دنیا عادت داشتی که پیوسته بر من صلوات می فرستادی، من به آن سبب، نظر عنایت از او دریغ نداشتم.
شبلی از خواب بیدار شد. گفت: بر من روشن گردید که ظلمت گناه، با لعمه درود بر حبیب خداوند - صلی الله علیه و آله - از بین می رود.