فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

123 - مداومت صلوات رمز خواب دیدن پیامبر

در کتاب جذب القلوب عبدالحق دهلوی است که یک راه برای دیدار پیغمبر - صلی الله علیه و آله - در خواب، صلوات مداوم بر آن حضرت است با طهارت و به این نحو
اللهم صل علی محمد و آله و سلم کما تحب و ترضی. (67)

124 - پیامبر نیز دائم الصلوات است!

معاصر نوری در کتاب درالسلام از شیخ احمد بن شیخ نقل کرده که: یکی از عارفین و دوستداران اهل بیت علیهم السلام نزد من آمد، من پاره ای از فضایل صلوات بر پیامبر (ص) و اهل بیت او را بازگو کردم.
او بسیار خوشحال شد و رفت.
پس از مدتی در یک روز جمعه نزد او رفتم، دیدم که او مشغول حمد خداوند است. از او علت شکرگزاری اش را پرسیدم، او گفت: من در هر پنج شنبه بسیار بر پیامبر (ص) صلوات می فرستادم تا این که دیشب مشغول صلوات بودم که خوابم برد، در خواب دیدم پیامبر و امیر المؤمنین علیه السلام فاطمه زهرا سلام الله علیه و همه امامان علیهم السلام از آسمان پایین آمدند و اطراف من نشستند. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع به صحبت با من نمود به گونه ای که گویی من یکی از آشنایان او بودم. من نیز از آن حضرت سؤالاتی نمودم و او جواب داد. سپس به من بشارت داد، در آن حال شخص آشنایی را دیدم که شبیه ترین مردم به پیامبر (ص) بود. از خواب برخاستم؛ اما آن شخص را نشناختم. بسیار ناراحت شدم و گفتم: این شخص که بود که در خواب او را شناختم؛ اما در بیداری نشناختم!؟
پس باز مشغول فرستادن صلوات شدم تا این که مجدداً خوابم برد، در خواب دوم پرسیدم: آن شخص نورانی که بسیار شبیه پیامبر (ص) است، چه کسی است؟
گفتند: آن صلوات تو است که خداوند او را به صورتی زیبا در آورده است.
من باز هم به فرستادن صلوات ادامه دادم تا آن که در شب دیگری در خواب دیدم پیامبر و امامان را، شخصی به من گفت: سرت را بلند کن!
وقتی سرم را بلند کردم، دیدم آن بزرگواران مشغول ذکر هستند، آن شخص به من گفت: آیا می دانی چه ذکری می خوانند؟
گفتم: نه.
گفت: آن ها همان ذکری را می گویند که تو بدان مداومت داری؛ یعنی آن ها نیز مشغول فرستادن صلوات اند.
من با خوشحالی از خواب برخاستم، حمد خدا را به جای آوردم که به من توفیق داد. (68)

125 - بوسیدن دهان صلوات فرستنده

شیخ علی اکبر نهاوندی از علمای بزرگ مشهد، در کتاب خزینةالجواهر می فرماید:
یکی از زاهدان و پرهیزگاران گفت: من با خود عهد و پیمان بستم که هر شب قبل از خوابیدن به تعداد معین بر پیامبر (ص) و اهل بیت طاهرین اش صلوات بفرستم. یک شب عده ای از دوستانم به حجره من آمدند و با این که حجره ام شلوغ شده بود و تا دیر وقت طول کشید و خسته بودم؛ اما صلوات ها را فرستادم و خوابیدم.
در خواب دیدم که پیامبر (ص) به حجره من آمدند و وجود شریف و نورانی شان باعث منور شدن حجره من شد، سپس به سوی من آمده و فرمودند: کجاست آن دهانی که بر من صلوات می فرستاد، تا آن را ببوسم!
من خجالت کشیدم که بگویم فرستنده آن صلوات ها من بودم؛ پیامبر صورت مبارک را جلو آورده و بر صورت من بوسه زدند.
از شدت شعف و خوشحالی از خواب برخاستم، به گونه ای که همه دوستانم نیز بیدار شدند. (69)