فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

48 - درمان فراموشی

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:
وقتی چیزی را فراموش کردید، بر من صلوات بفرستید که موجب یاد آمدن آن چیز خواهد شد. ان شاءالله تعالی

49 - این از برکت صلوات است

زنی حامله بود، تنها از مکه به مدینه مهاجرت نمود، و به این سبب، او را مهاجره می گفتند، ناگاه پسری زایید، مانند قطعه ای از گوشت که دست و پا نداشت.
مهاجره، غمناک شده، به قابله گفت: من به حکم خدا راضیم؛ اما به جهت شماتت دشمنان یعنی کفار مکه، بگویند که فلانه از شهر ما رفت و دین اسلام را قبول نمود و بتان ما دست و پای فرزند او را گرفتند - دغدغه به خاطر می رسد.
قابله گفت: باید در این قضیه، رجوع به محکمه علیه نبویه - صلی الله علیه و آله - نمود. مهاجره، خدمت آن سرور آمد، صورت حال را به عرض رسانید. آن جناب فرمود که بگو: اللهم صل علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم.
مهاجره، این کلمات را بر زبان راند، به خانه برگشت، فرزند خود را با دست و پای درست دیده در حال، خبر به سید ابرار رسانید، آن حضرت فرمود: این، از برکت صلوات فرستادن بر من بود.

50 - روییدن پر و بال به برکت صلوات

روزی جبرییل - علیه السلام - نزد رسول اکرم جلیل (صلی الله علیه و آله) آمد، و گفت: یا رسول الله! امروز غریبی مشاهده نمودم، آن امر این است که در وقت پایین آمدن از آسمان، گذارم به کوه قاف افتاد، در آن جا آواز ناله دلخراش و فریاد جگر سوزی به گوش من رسید، دانستم که داغ دیده ای که به آن زاری می نالد، و درمانده ای است که به آن نیازمندی می خروشد. از عقب آن ناله رفتم، فرشته ای دیدم؛ که پیش از آن، او را در آسمان، با عظمتی هر چه تمام تر دیده بودم که بر تختی از نور می نشست و هفتاد هزار فرشته در خدمت او صف زده می ایستادند؛ وقتی نفس می زد، ملایکه از نفس او مخلوق می شدند؛ او را دیدم که با دلی خسته و بالی شکسته، بر زمین افتاده. از حالش پرسیدم. گفت: در معراج مصطفی - صلی الله علیه و آله - من بر تخت خود نشسته بودم، و به آن تعظیم آن حضرت نپرداختم، و شرایط تجلیل و تکریم را - چنان که شایسته بود - به جا نیاوردم، به این عقوبت مبتلا شدم، و از ذروه افلاک، به حضیض خاک افتادم، الحال، تو شفیع من شو، و از حضرت ذوالجلال، عفو مرا درخواست کن.
من در درگاه احدیت، تضرع بسیار کرده، و مغفرت او را درخواست نمودم. خطاب از رب الارباب رسید که:
به او بگوی که اگر مغفرت لغزش، و عفو گناه خود را می خواهی، بر حبیب من صلوات فرست، تا به مقام اکرام خود برگردی.
من صورت حال را، به آن شکسته بال گفتم، و او بر حضرت شما صلوات فرستاد، فی الحال، بال های اقبال و کرامت او رویید، و از مرکز خاک به محیط افلاک پرواز کرده، به برکت این خدمت، به محل قرب رسید.