فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

21 - سؤال از ثواب صلوات در خواب

در دارالسلام محدث نوری رحمه الله علیه می فرماید:
در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیاری از بالای کوه بلندی پایین می آییم، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - سواره در پیش روی ماست و ما پشت سر آن حضرت - صلی الله علیه و آله - حرکت می کنیم و بین ما و آن بزرگوار - صلی الله علیه و آله - اندکی فاصله هست، و کسی با آن حضرت - صلی الله علیه و آله - نیست.
در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم: ثواب کسی که بگوید - و یکی از اذکار معروف از تهلیل (15) و حولقه (16) و صلوات را بیان داشتم که پس از بیداری آن را فراموش کردم - چیست؟
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه کسی؟
دریافتم که مقصود آن حضرت - صلی الله علیه و آله - این است که ثواب برای هر گوینده ای نیست. عرضه داشتم: کسی که ایمان به خدا و شما و - ائمه علیهم السلام - داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا می کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون می آید، و دوم معدن یاقوت، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود.
و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آن گاه سکوتی کرد و در حالی که ما پشت آن حضرت - صلی الله علیه و آله - حرکت می کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم. و باقی معادن را به سایر پنج تن آل عبا تأویل نمود.
در این موقع چنان سرور و خوشحالی به من دست داد که جز خدا کسی نمی داند. تا این که به پایین کوه رسیدیم و آن گاه آن حضرت - صلی الله علیه و آله - از کوه دیگری بالا رفت و من همراه جمعیت باز گشتم. و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش - صلی الله علیه و آله - را نصیب من فرمود.

22 - ثواب ده هزار بار صلوات

شخصی نزد سلطان محمود سبکتکین آمد و گفت: مدتی بود که می خواستم رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را در خواب ببینم، و عرضی که دارم به آن غمخوار بگویم. قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته، به این دولت رسیدم. جمال با کمال آن عدیم المثال را در خواب دیدم. وقتی چون آن جناب را خوشحال یافتم، قدم در بساط جرأت گذاشتم و گفتم: یا رسول الله! هزار درهم قرض دارم، و بر ادای آن قادر نیستم، و می ترسم که اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبکتکین، و آن مبلغ را از او بستان.
عرض کردم: شاید از من باور نکند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان که در اول شب چون تکیه می کنی، سی هزار مرتبه به من صلوات می فرستی و در آخر شب که بیدار می شوی، سی هزار مرتبه دیگر بر من صلوات می فرستی.
سلطان از شنیدن این داستان گریه کرد و آن مرد را تصدیق نمود و قرض او را ادا کرد و هزار درهم دیگر نیز به او بخشید.
ارکان دولت، تعجب نموده، گفتند: ای سلطان! این مرد را در این سخن محال تصدیق می کنی؛ و حال آن که ما در اول شب و آخر شب با توییم.
نمی بینیم که به فرستادن صلوات اشتغال نمایی و اگر کسی در تمام اوقات شبانه روزی به فرستادن صلوات اشتغال نماید، نمی تواند که شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در این صورت در اول و آخر شب میسر می گردد؟ سلطان گفت که: من از علما شنیده ام که هر که یک بار به صلوات مذکوره صلوات فرستد چنان است که ده هزار بار صلوات فرستاده، و من در اول شب سه مرتبه، و در آخر شب سه مرتبه این صلوات را می خوانم و چنان می دانم که شصت هزار بار صلوات فرستاده ام. پس پس از این درویش که پیغام آن حضرت را آورده است، راست می گوید. و این گریه من از شادی است.

23 - صلوات بهترین دعا

عبدالسلام (بن عبدالرحمن) بن نعیم گوید: به امام صادق - علیه السلام - عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد - صلی الله علیه و آله - فرمود: آگاه باش مانند تو در فضیلت و ثواب کسی از خانه خدا بیرون نیامده است. (17)