فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

20 - صلوات خدا بر صلوات فرستنده

احمد حنبل، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت کرده است:
روزی رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از مدینه بیرون رفت، وارد نخلستان شد، به سجده رفت. سجده آن جناب، آن قدر طول کشید که من ترسیدم مبادا آن حضرت، وفات کرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم. سر مبارک را از سجده برداشت، و فرمود: تو را چه می شود؟
من صورت حال را به عرض رسانیدم. فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت می خواهی تو را بشارت دهم؟ به درستی که حق تعالی فرمود: هر که بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات می فرستم. و هر که بر تو سلام گوید، من بر او سلام می گویم.

21 - سؤال از ثواب صلوات در خواب

در دارالسلام محدث نوری رحمه الله علیه می فرماید:
در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیاری از بالای کوه بلندی پایین می آییم، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - سواره در پیش روی ماست و ما پشت سر آن حضرت - صلی الله علیه و آله - حرکت می کنیم و بین ما و آن بزرگوار - صلی الله علیه و آله - اندکی فاصله هست، و کسی با آن حضرت - صلی الله علیه و آله - نیست.
در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم: ثواب کسی که بگوید - و یکی از اذکار معروف از تهلیل (15) و حولقه (16) و صلوات را بیان داشتم که پس از بیداری آن را فراموش کردم - چیست؟
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه کسی؟
دریافتم که مقصود آن حضرت - صلی الله علیه و آله - این است که ثواب برای هر گوینده ای نیست. عرضه داشتم: کسی که ایمان به خدا و شما و - ائمه علیهم السلام - داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا می کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون می آید، و دوم معدن یاقوت، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود.
و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آن گاه سکوتی کرد و در حالی که ما پشت آن حضرت - صلی الله علیه و آله - حرکت می کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم. و باقی معادن را به سایر پنج تن آل عبا تأویل نمود.
در این موقع چنان سرور و خوشحالی به من دست داد که جز خدا کسی نمی داند. تا این که به پایین کوه رسیدیم و آن گاه آن حضرت - صلی الله علیه و آله - از کوه دیگری بالا رفت و من همراه جمعیت باز گشتم. و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش - صلی الله علیه و آله - را نصیب من فرمود.

22 - ثواب ده هزار بار صلوات

شخصی نزد سلطان محمود سبکتکین آمد و گفت: مدتی بود که می خواستم رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را در خواب ببینم، و عرضی که دارم به آن غمخوار بگویم. قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته، به این دولت رسیدم. جمال با کمال آن عدیم المثال را در خواب دیدم. وقتی چون آن جناب را خوشحال یافتم، قدم در بساط جرأت گذاشتم و گفتم: یا رسول الله! هزار درهم قرض دارم، و بر ادای آن قادر نیستم، و می ترسم که اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبکتکین، و آن مبلغ را از او بستان.
عرض کردم: شاید از من باور نکند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان که در اول شب چون تکیه می کنی، سی هزار مرتبه به من صلوات می فرستی و در آخر شب که بیدار می شوی، سی هزار مرتبه دیگر بر من صلوات می فرستی.
سلطان از شنیدن این داستان گریه کرد و آن مرد را تصدیق نمود و قرض او را ادا کرد و هزار درهم دیگر نیز به او بخشید.
ارکان دولت، تعجب نموده، گفتند: ای سلطان! این مرد را در این سخن محال تصدیق می کنی؛ و حال آن که ما در اول شب و آخر شب با توییم.
نمی بینیم که به فرستادن صلوات اشتغال نمایی و اگر کسی در تمام اوقات شبانه روزی به فرستادن صلوات اشتغال نماید، نمی تواند که شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در این صورت در اول و آخر شب میسر می گردد؟ سلطان گفت که: من از علما شنیده ام که هر که یک بار به صلوات مذکوره صلوات فرستد چنان است که ده هزار بار صلوات فرستاده، و من در اول شب سه مرتبه، و در آخر شب سه مرتبه این صلوات را می خوانم و چنان می دانم که شصت هزار بار صلوات فرستاده ام. پس پس از این درویش که پیغام آن حضرت را آورده است، راست می گوید. و این گریه من از شادی است.