فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

19 - من از محاسبه ثواب عاجزم

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:
وقتی به معراج رفتم دیدم ملکی را که هزار هزار دست دارد یک میلیون و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار پند دارد.
آن ملک گفت: من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد، و عرض کرد: تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم آن وقت عرض کرد: حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم. فرمود: چیست؟
عرض کرد: هر گاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم.
اللهم صل علی محمد و آله محمد

20 - صلوات خدا بر صلوات فرستنده

احمد حنبل، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روایت کرده است:
روزی رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از مدینه بیرون رفت، وارد نخلستان شد، به سجده رفت. سجده آن جناب، آن قدر طول کشید که من ترسیدم مبادا آن حضرت، وفات کرده باشد. آمدم به آن حضرت نگریستم. سر مبارک را از سجده برداشت، و فرمود: تو را چه می شود؟
من صورت حال را به عرض رسانیدم. فرمود: جبرییل بر من نازل شد، و گفت می خواهی تو را بشارت دهم؟ به درستی که حق تعالی فرمود: هر که بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات می فرستم. و هر که بر تو سلام گوید، من بر او سلام می گویم.

21 - سؤال از ثواب صلوات در خواب

در دارالسلام محدث نوری رحمه الله علیه می فرماید:
در خواب دیدم گویا سوار بر اسب با جمعیت بسیاری از بالای کوه بلندی پایین می آییم، ناگهان متوجه شدم که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - سواره در پیش روی ماست و ما پشت سر آن حضرت - صلی الله علیه و آله - حرکت می کنیم و بین ما و آن بزرگوار - صلی الله علیه و آله - اندکی فاصله هست، و کسی با آن حضرت - صلی الله علیه و آله - نیست.
در این موقع از اسب پیاده شده و از جمعیت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم: ثواب کسی که بگوید - و یکی از اذکار معروف از تهلیل (15) و حولقه (16) و صلوات را بیان داشتم که پس از بیداری آن را فراموش کردم - چیست؟
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه کسی؟
دریافتم که مقصود آن حضرت - صلی الله علیه و آله - این است که ثواب برای هر گوینده ای نیست. عرضه داشتم: کسی که ایمان به خدا و شما و - ائمه علیهم السلام - داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا می کند. معدن کبریت که از آن طلا بیرون می آید، و دوم معدن یاقوت، و آن گاه بقیه را مشابه آن دو بیان فرمود.
و من ترتیب آنها را فراموش کردم و آن گاه سکوتی کرد و در حالی که ما پشت آن حضرت - صلی الله علیه و آله - حرکت می کردیم دوباره به من نگاه کرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم. و باقی معادن را به سایر پنج تن آل عبا تأویل نمود.
در این موقع چنان سرور و خوشحالی به من دست داد که جز خدا کسی نمی داند. تا این که به پایین کوه رسیدیم و آن گاه آن حضرت - صلی الله علیه و آله - از کوه دیگری بالا رفت و من همراه جمعیت باز گشتم. و پس از یک ماه خداوند زیارت خانه اش و زیارت قبر پیامبرش - صلی الله علیه و آله - را نصیب من فرمود.