فهرست کتاب


آثار و برکات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت

عباس عزیزی

بخش اول: استعانت پیامبران از صلوات

1 - زنده شدن جوان مقتول

در میان بنی اسراییل، شخصی کشته شد که قاتل او معلوم نبود،: خداوند وحی فرستاد که گاوی را با صفات مخصوصی کشته، یکی از اعضای او را بر بدن مقتول بزنند تا او خبر از قاتل خود دهد. آن گاو نزد جوانی از بنی اسراییل بود که خداوند به این جوان عنایت کرد و صلوات را تعلیم داده بود.
آن جوان در خواب دید که به او امر شد که گاوش را نفروشد، مگر به امر مادرش. آن جوان از خواب برخاست، بنی اسراییل نزد او آمدند تا گاو را از او بخرند، مادر جوان گفت: باید پوست این گاو را پر از طلا کنید تا آن را به شما بفروشیم. آن ها راضی شده، گاو را خریدند، سپس او را کشته و یکی از عضوهای بدنش را بر پیکره مرده زدند. آن مرده زنده شد و خبر داد که قاتل او پسر عمویش است.
بنی اسراییل گفتند: نمی دانیم که کدام عجیب تر است: زنده شدن این جوان یا ثروتمند شدن این مرد.
خداوند به حضرت موسی (ع) وحی کرد که: به بنی اسراییل بگو که اگر می خواهند زندگی دنیایی آنها نیکو گردد و در آخرت نیز بهشت نصیب آن ها گردد، ذکری را بگویند که این جوان بدان تمسک جست و آن صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام می باشد.
آن جوان به موسی (ع) گفت: من چگونه این اموال را از شر حسودانم و دشمنانم حفظ نمایم؟
موسی گفت: بر اموالت صلوات بر محمد و اهل بیت طاهرینش بفرست تا خداوند ضرر هر دشمن و حسودی را از تو دفع نماید.
بنی اسراییل نزد موسی آمدند و گفتند: ما همه اموال خود را به این جوان بخشیدیم، دعایی کن که خداوند نیز به ما روزی گسترده عنایت فرماید.
موسی گفت: شما نیز به انوار مقدس اهل بیت توسل جویید و بر محمد و اهل بیت او صلوات بفرستید. آن ها نیز چنین کردند، سپس حق تعالی وحی فرستاد به موسی (ع) که: در فلان خرابه هزاران دینار طلا وجود دارد، آن را میان خود قسمت نمایید.
این فراوانی مال، به سبب برکت صلوات بر محمد و اهل بیت او حاصل شد.

2 - سه بار بر محمد (ص) صلوات بفرست!

وقتی حضرت آدم (ع) وارد بهشت شد، در بهشت حوران پاکیزه سرشت بسیار بودند؛ اما حضرت آدم با آن ها الفتی نداشت. وقتی حضرت حوا آفریده شد و آدم بر او نگریست از او پرسید: تو چه کسی هستی؟
حوا شرمگین شد و چیزی نگفت، جبرییل به آدم گفت: این حواست، او را برای تو آفریده اند و او محرم و همدم توست.
حضرت آدم وقتی فهمید که حوا متعلق به اوست خواست به سوی او دست دراز کند جبرییل گفت: ای آدم! اگر او را می خواهی، باید او را عقد کرده و برایش مهریه تعیین کنی.
آدم فرمود: ای برادر! تو می دانی که من پولی و نقدی ندارم چگونه او را عقد کنم؟
جبرییل گفت: سه بار به حبیب خدا محمد مصطفی (ص) صلوات بفرستی تا حوا بر تو حلال شود.