فتنه گران و فتنه

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

پیش گفتار

الفتنه اکبر من القتل: فتنه بزرگتر از قتل است. (1)
بعد از آن سالهای تیره رنج و محرومیت، سالهای جدایی رژیم حاکم بر سرزمین ایران از وحی و اسلام، سالهایی که کلمه کلمه اش با خیانت و جنایت سردمداران ستم شاهی و تمامی لحظه هایش با رنج مظلومان همیشه تاریخ همراه بوده است، بعد از آن سالها، که روشنفکران وابسته و بیمار همه امکانات این ملت را در اختیار گرفتند و جز به میل و منافع قدرتهای شیطانی چون آمریکا و انگلستان و صهیونیسم اقدام نکردند، بعد از آن سالها، خورشید تقوی و دیانت، با قیام فرزند حسین علیه السلام و ایثار محرومین طلوع کرد. چشمها و فکرها به سوی طلوع گاه مجدد اسلام ناب محمدی علیه السلام متوجه شد. امیدها زنده گشت. عزت و سرافرازی به خانواده اسلام بازگشت و هر جا مسلمانی بود، احساس پیروزی و امید به آینده به او دست داد. جمهوری اسلامی ایران،ام القرای جهان اسلام شد. شیطانها، به موازات این تحول و تحرک در جهان اسلام مستضعفین، دست در کار شدند تا جلوی موج توفنده حق را بگیرند. در مسیر جلوگیری از بیداری اسلام در جهان، بیشترین تلاش استکبار معطوف به انحراف ام القرای بیداری اسلامی از اسلام ناب و پشیمانی و دست کشیدن سردمداران و ملت ایران از اسلام و انقلاب اسلامی و نظام دینی ولایی، گشت.
تهاجم فرهنگی، و به تعبیر قرآنی خطوات شیطانی با گسترده ترین حجم و متنوعترین شیوه ها، سوار بر امواج تکنولوژی و نفوس ضعیف و زبون و خود باخته، در میان ملت بزرگ و معجزه آفرین و مسلمان ایران، دست اندر کار شده است. برانگیختن فتنه ها از سوی فتنه گران برای از بین بردن عوامل قدرت معنوی این انقلاب روز به روز شدت می یابد. جمعیتها و گروههای متعدد پا به عرصه می گذارند تا با استفاده از دو ابزار استیلای فرهنگی عرب، یعنی احزاب و مطبوعات، اصول انقلاب را با شبهه افکنیهای خود زیر سئوال برند. عناصر ضعیف النفسی که روزی در کنار امام (ره) و انقلاب اسلامی بوده و در سایه حرکت توفنده ملت ایران صاحب نامی و عنوانی و شهرتی شدند، با بریدن از انقلاب و امام و راه ملت و گرایش به دنیا و دنیا طلبی و چرخش به سوی مدارا و تسلیم به دشمنان اسلام، فضای نظام اسلامی را تیره و تار می سازند و دشمن خوشحال از روزنه هایی که بر رویش گشوده می شود، نیروهایش را بسیج می کند تا به فتح نهایی نایل آید و تفکر اسلام ناب محمدی علیه السلام و ندای عدالت خواهی محرومین و الگوی رهبری اسلامی چون امام (ره) را از اثر گذارد، و بار دیگر بر سر سفره منابع و منافع این ملت و کشورهای دیگر اسلامی بدون احساس خطر و وجود معارض بنشیند و همه را به تاراج برد.
فتنه که از قتل بزرگتر شمرده شده است به همین جهت است که در فتنه دشمن به طور ناشناخته و به دست عوامل درونی، ایمان و عزت و استقلال ملت مسلمان را مورد تهاجم قرار می دهد. آن که مسلحانه در برابر انقلاب نمی ایستد تا با مقاومت و ایمان دینی مردم رو به رو شود،آن که روزگاری ددر میان همین مردم با رژیم طاغوتی و سلطه آمریکایی و اجنبی می جنگیده است و امروز خود رو در روی این ملت و باورها و مقدسات او قرار گرفته است، آن که در لباس خیر خواهی، به شر آفرینی می پردازد و با توسل به آیات الهی و اصطلاحات و کلمات مقدس، گذشته انقلاب و تلاش و شهادت و ایثار ملت را انکار می کند، آنان که تا دیروز سر در لاک خود داشته و نه تنها قدمی و همراهی مردم در مبارزه بزرگ آنان بر نداشتند، بلکه در ضدیت با مردم و امام آنان هیچ کوتاهی نکردند. اما امروز در سایه سیاستهای نفوس ضعیف، فرصت یافته اند تا در وضعیت طلبکاری از انقلاب و مردم ظاهر شده و جرأت و جسارت توهین و هتک حرمات الهی و مقدسات انقلاب را پیدا کرده اند، اینست فتنه که بزرگتر از قتل است. زمانی که طلحه و زبیر با آن سوابق درخشان دفاع از پیامبر و اسلام - که پیامبر آنان را ستوده بود - از بیعت خود با حضرت علی علیه السلام گسستند و با تحریک عایشه سر طغیان بر داشتند، فتنه ای عظیم جهان اسلام را فرا گرفت و آن که از این فتنه سود جست معاویه بود که هرگز دلش در گرو اسلام نتپیده بود. او و ایل و تبارش برای انتقام گرفتن از اسلام و مسلمانان در برابر کشته شدن پدرانشان در جنگلهای بدر و احد و حنین، به اسلام گرویده بودند. خیانت خواص آن گاه که از حق می گریزند و در دامن باطل می آرمند، کمر امت اسلام را می شکند و وحدت آنان را که ستون خیمه نظام اسلامی است از هم می گسلد و دشمن را بر امور آنان مسلط می سازد. اگر چه اصحاب جمل شکست خوردند اما قوای حق را تحلیل بردند و بذرهای فتنه و کینه را در دلهای ضعیف کاشتند و زمینه پیروزی معاویه را آنان هموار ساختند. هنگامی که معاویه در مقابل خورشید امامت، ایستاد باز به چنان شکستی گرفتار شد که تمامی آرزوها و آمال شیطانیش را بر باد رفته دید و در حالی که در گرداب مرگ دست و پا می زد به آخرین حربه توسل جست.
او به فکر شیطانی عمر عاص دست به کار رفتنه ای شد که جبهه حق را شکافت. آن گاه که معاویه چنین فتنه ای را آغاز می کرد به امید کدام یاوری دلخوش داشت؟ از کدام روزن، کدام چراغ سبزی را مشاهده کرده بود؟ عمر عاص خوب می دانست که سست عنصرها هستند، آنها که به مقصد پلیدشان نرسیده اند و امروز در جامعه حق متر صدند تا به آنچه نرسیده اند چنگ زنند. او نیک می دانست که مردمان ساده و ظاهربینی هستند که تمام عقلشان در شخصیت کاذب آن سست عنصرهای شهرت یافته خلاصه می شود و حق را با شخصیتها می شناسند. او می دانست که وعده های چرب و شیرین دنیا، دلهای سست را می لرزاند و جهاد اکبر ناکرده ها را به فروش مایملک به دست آمده از جهاد اصغر و همراهی و صحابی بودن و انقلابی گری دوران مبارزه، وادار می کند.
و چنین شد. شمشیرها رها شدند و قرآنها بر سر نی گشتند و لشکریان پیروز حق به قرآن فرا خوانده شدند همان قرآنی که قبل از شعله ور شدن آتش جنگ، قرآن و حکمیت آن را زیر پا نهاده بودند! فتنه بسرعت نیز با فرستادگان دشمن و عوامل مرتبط با آنان داشتند، پاگرفت و با جهالت و ناآگاهی گروهیهایی از مردم کارگر افتاد و از هر سو، محور حق، حضرت امیر علیه السلام را فرا گرفت. نتیجه جنگ و حکمیت مهم نیست. آنچه اهمیت دارد، شهادت تجسم حق علی علیه السلام، در محراب عبادت است که جامعه اسلامی را از رهبری ولایت محروم ساخت و ادامه آن به کربلا و شهادت حسین بن علی علیه السلام منتهی شد. اینست تأسف تاریخ و راز و رمز شکستهای مکرر محرومان و اینست آن معبری که شیطانها یافته اند. عمل شیطانها در گشودن این معبر در طول تاریخ یکسان بوده است، آنچه متفاوت است شیوه هاست. چه امروز با گسترش و پیچیدگی روابط و وجود امکانات فنی، سرعت و میزان نفوذ بیشتر شده است. به همین جهت است که شناخت عملکرد شیطانها در زمانهای پیشین بسیار ضروری است و اینست که عبرت از تاریخ بسیار مهم و تأکید شده است. آن چنان که علی علیه السلام که خود شهید فتنه و فتنه گریهاست - می فرمایند:
بترسید از عذابها و سختیهایی که بر اثر زشتکاریها و بدکرداریها، به امتهای پیش از شما رسید و پیش آمدهای آنان را در نیکی و بدی یاد آورید. و برحذر باشید از این که مانند آنها شوید، و هرگاه در تفاوت در حالت آنها حالت اوج و حالت شکست اندیشه کنید. پس اختیار کنید هر کاری را که به سبب آن امتهای پیش از شما ارجمند گشتند و دشمنان را از آنان برطرف ساخت و تندرست ماندند و نعمت و خوشی برای آنها فراوان شد و با نیکوکاری و مهربانی و بزرگواری به وحدت و اجتماع رسیدند. پرهیز از جدایی و تفرقه، مهربانی کردن، سفارش و ترغیب یکدیگر به مهربانی سبب چنین وحدتی بوده است. دوری کنید از هر کاری که مهره پشت پشتیبان را شکست و توانایی ایشان را سست نمود. زیرا دلهاشان کینه ورز و سینه هاشان مملو از دشمنی شد و همدیگر پشت کردند و دستها یکدیگر را یاری ننمودند... پس نگاه کنید چگونه بودند زمانی که جمعیتها جمع شده و اندیشه هایشان با هم و دلهاشان با هم و دستهاشان یار هم و شمشیرها کمک یکدیگر و بیناییها ژرف و تصمیمها یگانه بود؟ آیا در اطراف زمینها و شهرهای بزرگ به همه جهانیان پیشوا نبودند؟ پس نگاه نکید به آنچه در آخر کارها گرفتار شدند. آن گاه که بین آنها جدایی افتاد و مهربانی و پیوستگی به هم افتادند و پراکنده گشته با یکدیگر جنگیدند. خداوند هم لباس عزت و بزرگواری را از تن ایشان بیرون آورد و فراوانی نعمتش را از آنها گرفت و برای عبرت گرفتن پند گیرندگان شما داستان و سرگذشتهای آنان در بینشان باقی ماند. (2)
و این طور نیست که جدایی یکباره حاصل شود و اختلافها به یکباره حادث شوند، بلکه دستهای پنهانی شیطانی به کار می افتند و شیوه ها و روشها و نقشه های دقیق طرح می شود تا زمان باروری توطئه ها فرا رسد و آن گاه جامعه در برابر فتنه ها، قدرت تشخیص حقیقت را از باطل از دست داده و سر در گریبان شوند. دیگر به مقابله باطل برنخیزند و بیطرفی و سکوت آنان موجب مظلومیت حق و غرش باطل گردد. اگر به یاری باطل هم شتابند، پیروزی مضاعفی برای جبهه باطل پیش خواهد آمد.
ما اینک به شناخت این معبر و خصوصیات آن پرداخته ایم و قصد داریم تا زمینه ها و نشانه های فتنه و فتنه گران و راههای مبارزه با آن را با توجه به تاریخ و نگاه به نهج البلاغه بیان کنیم، چرا که در هر حال ما مکلفیم که هوشیار باشیم و آنچه برای حفظ و صیانت اسلام و عزت خویش لازم داریم از تاریخ برگیریم.
امروز تمامیت انقلاب اسلامی در گرو بیداری، بینش تحلیل صحیح و شناخت دشمنان و تمامی انحرافها و حرکتهای فتنه زاست و امید است این مجموعه در این راه مفید افتد. ان شاء الله.
مؤسسه فرهنگی قدر ولایت

فصل اول فتنه از نظر لغوی و کاربرد آن در قرآن و روایات

فتن: گذشتن طلا در آتش است تا خوبی آن را ناخوبی آشکار شود. (3)
فتنه: آنست که به وسیله آن چیزی امتحان شود. (4)
فاتن: اسم فاعل است یعنی آزمایش گر و به فتنه انداز.
فتنه: فتنا، فتونا، آزمود او را، در فتنه افکند او را، به شگفت آورد او را.
فتنه: گناه، عذاب، آزمایش، شگفت، گناه ورزی، ناسپاسی، رسوایی، دیوانگی، خلاف، گمراهی (5)
در قرآن فتنه به معانی مختلف به کار گفته شده است.

1- قرآن فتنه را در موضع آزمایش، یک سنت تاریخی دانسته و آن را به همه امتها گسترش می دهد

احسب الناس ان یترکوا ان یقولو امنا و هم لایفتنون، و لقد فتنا الذین من قبلهم. (6)
آیا مردم گمان می کنند که وقتی گفتند ایمان آوردیم رها کرده می شوند و امتحان نمی کنیم؟ قطعاً ما قبل از اینان را هم امتحان کردیم.
علت امتحان را نیز مشخص شدن خوب از بدن، صادق از فریبکار می داند.
فلیعلمن الله الذین صدقوا ولیعلمن الکاذبین (7)
تا بداند خدا آنها را که راست می گویند و آنها را که دروغگویند.
در معنی لغوی فتنه دیدیم که طلا را در آتش می گذارند تا ناخالص آن جدا شود. این جا هم انسان در مقابل امتحانات قرار می گیرد تا:
اولاً: صدق گفتار او مشخص شود و در حقیقت، امتحانات خدا افشاگر چهره مدعیان است و خدا با مواجه دادن آنها در مقابل مسائل مختلف، آنها را به عکس العملی وا می دارد که عمق ایمان و اعتقاد و صدق آنها معلوم شود و اینست که امتحان خدا نوعی افشاگری است.
ثانیاً: در مواجه با مشکلات و تنگناها و پیچیدگیها، انسان ساخته شده و ناخالصیهای وجودی و اعتقادی خود را متوجه گشته و آنها را علاج و اصلاح نماید. آنکه به عمق توجه دارد، از محاسبه نفس از این آزمایشها برای خود سازی و کمال بهره می جوید.
و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین (8)
شما را می آزماید تا مجاهدین شما و صبر کنندگان شما مشخص و دانسته شوند. آنچه خدا انسان را با آنها می آزماید یعنی در مواجه با شرایط و اسباب مختلف قرار می دهد تا عکس العمل او را اندازه گیری کند عبارتند از: