فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

محبوب دلها شدن

ایمان و عبادت و تقوا، بنابر آنچه در آیات و روایات آمده است، موجب محبوبیت انسان نزد خدا و خلق می شود. قران کریم در این باره می فرماید:
انّ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات سیجعل لهم الرّحمن ودّاً (199)
کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند، خداوند رحمان، محبت آنها را در دلها می افکند.
ایمان و عمل صالح، جاذبه و کشش بسیار زیادی دارد، اعتقاد به یگانگی خدا و دعوت پیامبران و پایبندی عملی به دستورات الهی که بازتابش در روح و فکر و گفتار و کردار انسان به صورت تقوا، پاکی و درستی، امانت، شجاعت، ایثار و... تجلی می کند، همچون نیروهای مغناطیس، جذب کننده و رباینده است و دلهای دیگران را به خود جذب می کند. این در حقیقت نخستین پاداشی است که خداوند به مؤمنان و صالحان می دهد که دامنه اش از دنیا به سرای دیگر نیز کشیده می شود. در همین زمینه حدیث زیر از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده است:
هنگامی که خداوند کسی از بندگان خویش را دوست دارد، به فرشته بزرگش جبرئیل می گوید: من فلان کس را دوست دارم، او را دوست بدار. جبرئیل او را دوست می دارد. سپس در آسمانها ندا می دهد که ای اهل آسمان! خداوند فلانی را دوست دارد، او را دوست بدارید و به دنبال آن همه اهل آسمان او را دوست می دارند. سپس پذیرش این محبت در زمین نیز منعکس می شود. (200)
اینکه در روایات بسیاری از طریق شیعه و سنی نقل شده که آیه مزبور درباره محبت علی و اهل بیت (ع) او نازل شده،(201) منافاتی با بیان بالا ندارد، زیرا نزول این آیه درباره آنان به عنوان یک نمونه اتم و اکمل است، و مانع تعمیم آن به همه مؤمنان نمی شود.

ظهور کارهای شگفت انگیز

عبادت و تقوا و تهذیب نفس و خودسازی، علاوه بر آنکه به گواهی آیات و روایات، موجب سعادتمندی انسان و رسیدن به نعمتهای بی پایان الهی در سرای باقی و بهشت برین، و نیز نجات از عذاب ابدی جهنم می شود، در این دنیا نیز آثار ارزنده ای را در بر دارد، و آن: دستیابی مؤمن به قدرت بسیار زیاد روحی و توانایی بر انجام کارهای شگفت انگیز است، که از دیگران ساخته نیست. حضرت صادق (ع) در این زمینه فرمود:
العبودیّة جوهرة کنهها الرّبوبیّة (202)
بندگی خدا و پیمودن راه حق، گوهری است که نهایت آن خداوندگاری (و قدرت و توانایی) است.
مفسّر کبیر قرآن علامه طباطبایی (ره) درباره «معرفت نفس» و راههای رسیدن به آن، و نیز آثار ارزشمندی که بر آن مترتب می شود، ذیل آیه 105 از سوره مائده می نویسد:
1-این آیه می رساند که تنها راه هدایت و رشد و تعالی، و دستیابی به سعادت مراقب نفس بودن، و کشیک نفس کشیدن و دور نگه داشتن آن از زشتیها و پلیدیها، و پایبندی به دستورات الهی و انجام آنها، و به تعبیر جامعتر: عبادت و تقوا می باشد.
2-حاصل این ریاضت و مجاهدت و بندگی دستیابی به معرفت نفس و به فعلیت درآوردن استعدادهای انسانی و تعالی بخشیدن به آن، و در نتیجه تقویت بنیه معنوی و تحصیل قدرت روحی است، چنانکه شخص بر انجام کارهای شگفت انگیز توانا می شود مانند: مشاهده وقایع غیبی، استجابت دعاها، شفای بیمارانی که درمان آنها از راه عادی میسر نیست و نجات از حوادث و صحنه های خطرناک بطور معجزه آسا و نظایر آن.
3-همه ملتها و مذاهب و مسلکهای گوناگون بر این اصل اتفاق دارند که تنها راه تقویت اراده و نفس، و قدرت یافتن بر انجام کارهای شگفت انگیز همانا ریاضت کشیدن و تحصیل معرفت نفس است؛ که این هم در رابطه با خدا معنا پیدا می کند، و تنها قدرت لایزال الهی است که چنین آثار بزرگی را برای تهذیب نفس و معرفت آن قرار داده است. از این رو، گرچه انسانها این راه را به طرق گوناگون طی کرده، و از آن راهها به نتایج ریاضت نفس خویش تا حدودی دست می یابند، ولی همگی خواسته یا ناخواسته در طلب خدایند و آن را از ذات او می طلبند، چون گمشده شان نزد خدای سبحان است و بس ؛ جز اینکه بعضی از راهها کوتاه بوده و در آن رشد و رستگاری نهفته است، و راههای دیگر طولانی بوده، و به سعادت منتهی نمی شود، و بهره شان از این زحمتهای طاقت فرسای ریاضت نفس، همان آثار اندکی است که از آنها بروز می کند. بنابراین، در صورتی این راه به سرانجام سعادتمندانه منتهی می شود که در سایه تعالیم آسمانی اسلام تداوم یابد.(203)

ظهور خلافت الهی

هرگاه بنده مؤمن، راه بندگی خدا را تداوم بخشد و مراحل آن را یکی پس از دیگری پشت سرگذاشته و بخوبی پیمود، و به تعبیر قران، راه رشد و کمال را درنوردید، و از این رهگذر استعدادهای متعالی نهفته در وجود خویش را بارور ساخت، به مقام والای انسانیت و شرافت ذاتی نایل می آید، و دارای اوصاف پسندیده و اخلاق نیکو، و به اصطلاح خداگونه می شود و در نتیجه شایستگی لازم، مقام خلیفةاللهی را به دست می آورد. چنین انسانی بقدر ظرفیت وجودی و استعداد و شایستگی روحی اخلاقی که کسب کرده از این مقام بسیار ارزشمند الهی برخوردار گشته و مظهر اسماء و صفات الهی و نیز مظهر اراده و قدرت بی همتای ربوبی در زمین می شود.
خداوند بزرگ در حدیث قدسی خطاب به انسان می فرماید:
ای فرزند آدم! من غنی و بی نیاز هستم تو هم به دستورات من عمل کن، تا تو را هم غنی کنم که فقیر نشوی، ای فرزند آدم! من زنده ای هستم که (هرگز) نمی میرم، تو هم مرا اطاعت کن تا تو را زنده و جاودان کنم؛ من به هر چیزی بگویم باش موجود می شود، تو هم مرا اطاعت و بندگی کن تا اراده ات مانند اراده من (توانا و قوی) گردد. (204)
خلاصه
یکی از آثار عبادت و بندگی خدا، آرامش روحی و اطمینان خاطر است. انسان بر اثر اشتغال به یاد حق، از نوعی تمرکز فکری برخوردار می شود که موجب آرامش روح و روان او شده، وی را از پریشان حالی و اضطراب روانی رهایی می بخشد.
بر اثر بندگی خدا آیینه دل از زنگار گناه و پلیدی، پاک می شود و در نتیجه، نور حق در آن می تابد، و از این طریق انسان از حقایق اسلام و معارف الهی آگاهی می یابد.
از دیگر آثار مهم عبادت، محبوب دلها شدن است، چنانچه خداوند در قرآن کریم بر آن تصریح کرده است.
انسان در سایه بندگی خدا چنان توانایی روحی به دست می آورد که به انجام کارهای شگفت انگیز، از قبیل تصرف در جهان هستی، شفادادن بیماران لاعلاج و نجات دادن غیرعادی و معجزه آسا از حوادث کشنده، دست می زند، گرچه دستیابی به این آثار برای غیر سالک الی اللَّه نیز تا حدودی میسر است، لیکن دوام ندارد، و تنها در سایه بندگی خدا تحت تعالیم اسلام تداوم دارد.
عبادت خدا و پیوستگی شدید معنوی به او، موجب شکوفایی استعدادهای درونی انسان می شود، و ما را به کمالات والای روحی و فضایل و مکارم ارزشمند اخلاقی می رساند. این سبب می شود که بتواند مقام خلیفةاللهی را کسب کند.
پرسش
1-در فرمان پیامبر (ص) به اذان گفتن بلال چه نکته ای نهفته است ؟
2-چگونه انسان بر اثر ذکر و عبادت خدا آرامش می یابد؟
3-چگونه انسان در سایه بندگی خدا محبوب همگان می شود؟
4-چگونگی ظهور کارهای شگفت انگیز از انسان بر اثر عبادت و تقوا را به اختصار بنویسید.
5-چگونه عبادت، انسان را به مقام خلیفةاللهی می رساند؟.


...................) Anotates (.................
1) مائده، آیه 105.
2) المیزان، ج 2، ص 174 - 180، اقتباس.
3) ذاریات، آیه 21.
4) شرح غرر الحکم، ج 7، ص 387.
5) همان.
6) شرح غرر الحکم، ج 7، ص 53.
7) همان، ص 387.
8) مائده، آیه 105.
9) ر.ک.المیزان، ج 6، ص 165 و 170.
10) شرح غررالحکم، ج 7، ص 387.
11) همان، ص 243.
12) آیه 53.
13) آیه 21.
14) المیزان، ج 6، ص 182-186، اقتباس.
15) جامع السعادات، ج 1، ص 5 - 9 و طهارة الاعراق، ابن مسکویه، ص 28 - 32.
16) معراج السعادة، ص 6، انتشارات جاویدان.
17) ر.ک. به معارف قرآن، محمد تقی مصباح یزدی، ص 321-324، انتشارات در راه حق.
18) طه، آیه 55.
19) روم،آیه 20.
20) انعام، آیه 2.
21) صافات، آیه 11.
22) رحمن، آیه 14.
23) سجده، آیه 14. (با استفاده از ترجمه المیزان)
24) مؤمنون، آیات 12 -14.
25) المیزان، ج 16، ص 263.
26) ممکن است نسلهای دیگری از آدمها قبل این نسل بوده باشند. در این باره به روایات ص 156، ج 4، تفسیر المیزان رجوع شود.
27) المیزان ج 16، ص 263.
28) نساء، آیه 2.
29) ر.ک.معارف قرآن، ص 341 به بعد؛ و المیزان ج 16، ص 256- 257.
30) مؤمنون،آیات 12 - 14.
31) سجده، آیه 9.
32) حج، آیه 29، آیه 72.
33) المیزان، علّامه طباطبایی، ج 1، ص 269 - 374.
34) جزوه معارف، محمد تقی مصباح، درسهای دانشگاه بخش دوّم انسان شناسی، درس 31، ص 42.
35) احوال النفس، ابن سینا، ص 184.
36) نهایة الحکمة، علامه طباطبایی، ص 236، انتشارات اسلامی.
37) تجرد در لغت به معنای برهنه بودن است و در اصطلاح فلسفه بر کنار بودن شی ء از خواص ماده مانند تقسیم پذیری و تغییر و تحوّل و مانند آنهاست. ر.ک.معارف قرآن، ص 456.
38) تفسیر روح المعانی، الوسی ج 15، ص 143.
39) التّفسیر الکبیر، ج 21، ص 44.
40) بسیکولوزی، ارانی، ص 9.
41) همان مدرک، ص 31.
42) نهایة الحکمة، ص 239، وحاشیه، مصباح، ص 354 چاپ مستقل.
43) سجده، آیه 10.
44) همان، آیه 11.
45) معارف قرآن، ص 451- 450، اقتباس.
46) مؤمنون، آیه 14.
47) معارف قرآن، ص 457، اقتباس.
48) اسرا، آیه 85.
49) المیزان، ج 13، ص 197، اقتباس.
50) ر.ک.مبدأ و معاد، صد المتألمین، ص 383 - 382؛ و اسفار، ج 9، ص 186.
51) حشر، آیه 19.
52) شمس، آیات 7 - 10.
53) مائده، آیه 105.
54) بحار الانوار، ج 1، ص 82، چاپ ایران.
55) بحار الانوار، ج 70، ص 52، چاپ ایران.
56) نهایة الحکمة، ص 213، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

57) بحار الانوار، ج 61، ص 40.
58) مفردات الفاظ القرآن، الراغب الاصفهانی، ص 382.
59) روم، آیه 30.
60) فطرت، شهید مطهری، ص 23، نشر انجمن اسلامی مدرسه عالی ساختمان.
61) ر.ک.فطرت، ص 33 به بعد.
62) ر.ک.سیر حکمت در اروپا، ج 1 ص 28 - 32.
63) ر.ک.سیر حکمت در اروپا، ج 2، ص 128.
64) ر.ک.سیر حکمت در اروپا، محمد علی فروغی، ج 1، ص 181.
65) نحل، آیه 78 (ترجمه آیه در درس اول گذشت).
66) این بحث بطور دقیق نظر فیلسوفان متأخر اسلامی درباره معقولات ثانیه فلسفی و معلقول اوّل می باشد. (ر.ک.شرح مبسوط منظومه، مرتضی مطهری)
67) ر.ک.به فطرت، ص 49 - 63.
68) طه، آیه 50.
69) ترجمه المیزان، ج 2، ص 174، اقتباس.
70) فطرت، شهید مطهری، ص 20 - 30، اقتباس.
71) زمینه روان شناسی، ریقا انکینسون، ص 283.
72) فطرت، مرتضی مطهری، ص 28 - 29.
73) اسلام و روانشناسی، بخش عواطف، محمد آل اسحق - فطرت بنیان روان شناسی اسلامی، علی اصغر احمدی - روان شناسی انگیزه و عواطف، علی پور مقدس، اقتباس.
74) روان شناسی انگیزه ها و عواطف، ص 81.
75) ر.ک. روان شناسی انگیزه ها و عواطف، علی پور مقدس، بحث عواطف اسلام و روان شناسی، محمد آل اسحق.
76) روان شناسی از دیدگاه غزالی و دانشمندان اسلامی، عبدالکریم عثمان، ترجمه محمد باقر حجتی، ج 2، ص 140، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اقتباس.
77) زمینه روان شناسی ریتال، اتکینسون، ترجمه محمد امینی، ج 1، ص 99، اقتباس.
78) اسراء، آیه 84.
79) المیزان، ج 13، ص 203، اقتباس.
80) در این بخش، از کتاب انسان و ایمان، شهید مرتضی مطهری، استفاده شده است.
81) امام باقر (ع) در این زمینه می فرمود: ما خلق اللَّه خلقا اکرم علی اللَّه عزّ و جلّ من مؤمن لانّ الملائکة خدّام المؤمنین. خداوند مخلوقی شریفتر و بزرگوارتر از مؤمن خلق نکرده است زیرا فرشتگان خدمتگذار مؤمنان هستند (ر.ک.بحار الانوار، ج 69، ص 19. انتشارات المکتبة الاسلامیة)
82) تین، آیه 5.
83) جهان بینی اسلامی، مرتضی مطهری، ص 247، انتشارات صدرا، قم، اقتباس.
84) بقره، آیه 30 - 33.
85) ر.ک.تفسیر المیزان، ج 1، ص 116-118، انتشارات جامعه مدرسین قم.
86) جهان بینی اسلامی، مرتضی مطهری، ص 283.
87) ر.ک.معارف قرآن، مصباح یزدی، ص 360، انتشارات مؤسسه در راه حق، قم.
88) ر.ک. تفسیر نمونه، ج 1، ص 121- 122، انتشارات دارالکتب الاسلامیه.
89) تفسیر المیزان، ج 1، ص 115.
90) نحل، آیه 62 و آیه های دیگری نظیر آیه های 14 سوره یونس و 69 سوره اعراف و غیر اینها.
91) تفسیر المیزان، ج 1، ص 116؛ و معارف قرآن، ص 366، اقتباس.
92) سجده، آیه 7 - 9.
93) اسراء، آیه 85.
94) ر.ک.تفسیر نمونه، ج 17، ص 127 - 128؛ و معارف قرآن، ص 356 - 358. ناگفته نماند که روح، شرط لازم در مسجود واقع شدن انسان است نه شرط کافی. یعنی اگر روح نبود، انسان شایسته این تقدیس نمی شد، نه اینکه شرط یا شروط دیگری ندارد.
95) بقره، آیه 34.
96) حجر، آیه 29 - ص، آیه 72.
97) قرآن کریم (از جمله در آیه 50 سوره کهف) شیطان را از جنیان معرفی می کند.
98) حضرت علی (ع) در نهج البلاغه خطبه قاصعه می فرماید: شیطان شش هزار سال خدا را بندگی کرد که معلوم نیست آیا از سال دنیا است یااز سال آخرت.
99) درباره چگونگی امر به سجده و تمرّد شیطان، به تفسیر آیه های 26 - 43 سوره حجر و 71 - 85 سوره «ص» رجوع کنید.
100) ر.ک. تفسیر المیزان، ج 8، ص 20، انتشارات جامعه مدرسین قم.
101) اسراء، آیه 70.
102) قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، ج 5، ص 191؛ و المیزان، ج 13، ص 156، اقتباس.
103) المیزان، ج 13، ص 158.
104) ر.ک.تفسیر نمونه، ج 12، ص 198؛ والمیزان، ج 13، ص 158 - 159.
105) ر.ک.المیزان، ج 13، ص 156.
106) ر.ک.معارف قرآن، ص 378.
107) کرامت اختیاری، چنانچه از نامش پیداست در ارتباط کامل با اختیار و انتخاب انسان می باشد. مراد از اختیار در اینجا بدین معناست که انسان دارای جاذبه های درونی مختلفی است که می تواند یکی را بر دیگری ترجیح داده و آن را انتخاب کند و این اختیار، ملاک تکلیف انسان می باشد (ر.ک.معارف قرآن، ص 374 - 392).
108) شمس، آیه 8.
109) کهف، آیه 29؛ بقره، آیه 256.
110) انشقاق، آیه 6.
111) بقره، آیه 197.
112) حج، آیه 37.
113) حجرات، آیه 13.
114) تغابن، آیه 16.
115) قسمتی از مطالب این بخش از کتاب کرامت در قرآن، جوادی آملی، ص 51،65،66،228 اقتباس شده است.
116) ظ نحل، آیه 96؛ و حج، آیه 6.
117) ر.ک.المیزان، ج 13، ص 160 - 163، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
118) انبیاء، آیه 26.
119) تحریم، آیه 6.
120) نحل، آیه 49 - 50؛ و شوری، آیه 5.
121) انبیاء، آیات 27 - 28.
122) واژه های «صلصال» و «حمامسنون» در چهار آیه از قرآن (حجر آیات 26 و 28 و33 و رحمن، آیه 14) آمده است و بعنوان سنگ بنای خلقت انسان مطرح شده است. صلصال به معنای گل خشک، و حما به معنای گل سیاه بدبو، و مسنون به معنای آمیخته یا مصور می باشد (ر.ک.قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، ج 4، ص 146، دارالکتب الاسلامیه).
123) تفسیر نمونه، ج 11، و ج 12، ص 199 - 200؛ و ج 17، ص 128، اقتباس.
124) المیزان، ج 13، ص 164 - 165، اقتباس.
125) بحار الانوار، ج 60، ص 299، اسلامیه.
126) اسفار، ملاصدرا، ج 1، ص 21-22 ؛ داراحیاء التراث العربی، بیروت.
127) انبیاء، آیه 16.
128) مؤمنون، آیه 115.
129) آل عمران، آیه 191.
130) برخی از آنها عبارتند از حج، آیه 65 ؛ لقمان، آیه 20 ؛ جاثیه، آیات 12-13 ؛ ابراهیم، آیات 32-33.
131) لقمان، آیه 20.
132) المیزان، ج 16، ص 229، مؤسسةاعلمی للمطبوعات، بیروت.
133) در قرآن کریم، ایه های زیادی وجود دارد که در آنها تصریح شده همه موجودات آسمانی و زمینی خدا را تسبیح و تقدیس می کنند. از آن جمله آیه های زیر است: اسراء، آیه 44، انبیاء، آیه 79، نور، آیه 41، رعد، آیه 15، و آیه اول سوره های حدید، حشر، جمعه، تغابن و صف و غیر آنها. برای تحقیق بیشتر به تفسیر آیه های مزبور رجوع کنید.
134) جهان بینی اسلامی، مرتضی مطهری، ص 82-83، انتشارات صدرا - قم، اقتباس.
135) ذاریات، آیه 56.
136) المیزان، ج 18، ص 386، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت، اقتباس.
137) قاموس قران، قرشی، ج 4، ص 279.
138) المفردات فی غریب القرآن، ص 319 و 223، دارالمعرفة، بیروت.
139) المیزان، ج 18، ص 388، اقتباس.
140) همان.
141) تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، ص 246، انتشارات جامعه مدرسین قم.
142) سبأ، آیه 13.
143) بقره، آیه 21.
144) تحف العقول، ص 246.
145) طه، آیه 114.
146) تغابن، آیه 1.
147) نهج البلاغه، ترجمه و شرح شهیدی، خطبه 185، نشر سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی.
148) عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 5، ص 91.
149) اسرار عبادات، جوادی آملی، ص 39 ؛ گفتارهای معنوی، مرتضی مطهری، ص 74.
150) مائده، آیه 6.
151) معارف قرآن، مصباح یزدی، ص 27، اقتباس.
152) بقره، آیه 138.
153) طه، آیه 14.
154) نور، آیه 37.
155) عنکبوت، آیه 45.
156) از جمله آیات 77 سوره فرقان و 60 سوره غافر و 186 سوره بقره و 8 سوره زمر و 12 سوره یونس و 62 سوره نحل می باشد.
157) بحارالانوار، ج 93، ص 300، چاپ المکتبة الاسلامیه، تهران.
158) اصول کافی، ج 2، ص 339، تصحیح املی و غفاری، چاپ المکتبد الااسلامیة تهران.
159) ر.ک. بحارالانوار، ج 68، ص 327-327، مؤسسه الوفاء، بیروت.
160) ر.ک. آصول کافی، ترجمه کمره ای، ج 3، ص 95، کتابفروشی اسلامیه تهران.
161) بحارالانوار، ج 52، ص 122-123.
162) قرب الاسناد، ص 146، چاپ کتابفروشی نینوا، تهران.
163) بحارالانوار، ج 103، ص 17-18، انتشارات المکتبة الاسلامیة، تهران.
164) تعبیر بهترین و برترین و نظایر آن در این گونه روایات از باب مبالغه در تعبیر و به معنای برتری نسبی است نه برتری مطلق.
165) مؤمن، آیه 60.
166) ر.ک بقره، آیه 34 ؛ ص، آیات 73-78.
167) بقره، آیه 264.
168) کهف، آیه 46.
169) ر.ک.اصول کافی، ترجمه و شرح سیدجواد مصطفوی، ج 3، ص 197.
170) منافقون، آیه 9.
171) بحارالانوار، ج 103، ص 16، المکتبةالاسلامیه، تهران.
172) همان.
173) فاطر، آیه 15، لفظ غنی (بی نیازی) در بسیاری از آیات تکرار شده است. از آن جمله، آیات 40 سوره نمل و 38 سوره محمد و 6 سوره عنکبوت و 9 آل عمران و 8 سوره ابراهیم.
174) نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 184، ص 611، انتشارات فقیه، تهران.
175) فصلت، آیه 46.
176) حجر، آیه 99.
177) المیزان، ج 12، ص 196.
178) ر.ک.شناخت شناسی در قرآن، جوادی آملی، ص 156، چاپ اهل بیت (ع) قم ؛ اسرار عبادات، جوادی آملی، ص 255 و 271، انتشارات الزهرا(س)، قم.
179) اسرارعبادت، ص 10 و 255 و 260، اقتباس.
180) انفال، آیه 29.
181) المیزان، ج 9، ص 56.
182) ر.ک. بحارالانوار، ج 77، ص 45. این روایت در درس پانزده مورد استفاده قرار گرفت.
183) فاطر، آیه 10.
184) ظر.ک. المیزان، ج 17، ص 23-24.
185) بقره، آیه 165.
186) اصول کافی، ج 2، ص 83، چاپ دارالصعب و دارالتعارف المطبوعات، بیروت.
187) اخلاق حسنه، ملامحسن فیض کاشانی، ترجمه محمد باقر ساعدی، ص 205، انتشارات پیام آزادی، تهران.
188) همان، ص 207-208.
189) معراج السعاده، ص 16.
190) بحارالانوار، ج 10، ص 99.
191) معراج السعادة، ص 578، اقتباس.
192) مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مناجات خمس عشره،مناجات المحبیّن.
193) اخلاق حسنه، ص 212.
194) رعد، آیه 28.
195) بحارالانوار، ج 82، ص 193، چاپ المکتبةالاسلامیه، تهران.
196) بحارالانوار، ج 82، ص 193، چاپ المکتبةالاسلامیه، تهران.
197) نیایش، ص 27 و 50 و 57، به نقل از عبادت در اسلام، صادقی اردستانی، ص 94 و 100، انتشارات خزر، تهران.
198) نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 213، ص 703-705، انتشارات فقیه، تهران.
199) مریم، آیه 96.
200) تفسیر فی ظلال القرآن، سید قطب، ج 5، ص 454، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
201) ر.ک. تفسیر نمونه، ج 13، ص 147-149، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
202) مصباح الشریعه و مقتاح الحقیقة، ترجمه و شرح حسن مصطفوی، ص 453، انتشارات انجمن اسلامی حکمت و فلسفه.
203) المیزان، ج 6، ص 162-163 و 182-184 و 190-191، اقتباس.
204) کلیات حدیث قدسی، شیخ حر عاملی، مترجم کاظمی خلخالی، انتشارات فقیه کاظمی.