فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

تجلیات قلبی

همان گونه که گناه، تیرگی و آلودگی و سیاهی است، و هرگاه انسانی به گناه روی آورد، ظلمت و تاریکی، آیینه دلش را فرا می گیرد، و از یاد حق غافل می شود، پرهیز از گناه و روی آوردن به بندگی خدا و تحصیل تقوا، و پرهیزکاری نیز آیینه دل را صاف کرده، جلا می بخشد، و پاک و بی آلایش می کند؛ و موجب می شود تا حقایق آشکار و نهان جهان در دل بتابد، و حقیقت اسلام و ایمان و نبوت و ولایت و امامت برایش روشن شود؛ در این هنگام، انسان حقیقت وجود خویش و عظمت روحش را درک می کند.
بالاتر از همه، رخ یار بی همتا و جمال دل آرای حضرت حق در دل چنین بنده ای جلوه گر و نمایان می شود، چه اینکه تنها جای تجلی نور حق، دلهای مستعد و منزه از اغیار است.
امیر مؤمنان علی (ع) در این زمینه فرمود:
«خداوند یاد خود را جلای دلها قرار داد، بدین وسیله دلها از پس کری شنوا و از پس نابینایی و از پس سرکشی و طغیان، رام می گردند. فرشتگان آنان را در میان گرفته اند. آرامش بر دلهایشان فرود آمده است. درهای ملکوت بر روی آنها گشوده شده است... آن گاه که خداوند را می خوانند بوی مغفرت و گذشت الهی را استشمام می کنند و کنار رفتن پرده های تاریک گناه را احساس می کنند.(198)

محبوب دلها شدن

ایمان و عبادت و تقوا، بنابر آنچه در آیات و روایات آمده است، موجب محبوبیت انسان نزد خدا و خلق می شود. قران کریم در این باره می فرماید:
انّ الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات سیجعل لهم الرّحمن ودّاً (199)
کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند، خداوند رحمان، محبت آنها را در دلها می افکند.
ایمان و عمل صالح، جاذبه و کشش بسیار زیادی دارد، اعتقاد به یگانگی خدا و دعوت پیامبران و پایبندی عملی به دستورات الهی که بازتابش در روح و فکر و گفتار و کردار انسان به صورت تقوا، پاکی و درستی، امانت، شجاعت، ایثار و... تجلی می کند، همچون نیروهای مغناطیس، جذب کننده و رباینده است و دلهای دیگران را به خود جذب می کند. این در حقیقت نخستین پاداشی است که خداوند به مؤمنان و صالحان می دهد که دامنه اش از دنیا به سرای دیگر نیز کشیده می شود. در همین زمینه حدیث زیر از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده است:
هنگامی که خداوند کسی از بندگان خویش را دوست دارد، به فرشته بزرگش جبرئیل می گوید: من فلان کس را دوست دارم، او را دوست بدار. جبرئیل او را دوست می دارد. سپس در آسمانها ندا می دهد که ای اهل آسمان! خداوند فلانی را دوست دارد، او را دوست بدارید و به دنبال آن همه اهل آسمان او را دوست می دارند. سپس پذیرش این محبت در زمین نیز منعکس می شود. (200)
اینکه در روایات بسیاری از طریق شیعه و سنی نقل شده که آیه مزبور درباره محبت علی و اهل بیت (ع) او نازل شده،(201) منافاتی با بیان بالا ندارد، زیرا نزول این آیه درباره آنان به عنوان یک نمونه اتم و اکمل است، و مانع تعمیم آن به همه مؤمنان نمی شود.

ظهور کارهای شگفت انگیز

عبادت و تقوا و تهذیب نفس و خودسازی، علاوه بر آنکه به گواهی آیات و روایات، موجب سعادتمندی انسان و رسیدن به نعمتهای بی پایان الهی در سرای باقی و بهشت برین، و نیز نجات از عذاب ابدی جهنم می شود، در این دنیا نیز آثار ارزنده ای را در بر دارد، و آن: دستیابی مؤمن به قدرت بسیار زیاد روحی و توانایی بر انجام کارهای شگفت انگیز است، که از دیگران ساخته نیست. حضرت صادق (ع) در این زمینه فرمود:
العبودیّة جوهرة کنهها الرّبوبیّة (202)
بندگی خدا و پیمودن راه حق، گوهری است که نهایت آن خداوندگاری (و قدرت و توانایی) است.
مفسّر کبیر قرآن علامه طباطبایی (ره) درباره «معرفت نفس» و راههای رسیدن به آن، و نیز آثار ارزشمندی که بر آن مترتب می شود، ذیل آیه 105 از سوره مائده می نویسد:
1-این آیه می رساند که تنها راه هدایت و رشد و تعالی، و دستیابی به سعادت مراقب نفس بودن، و کشیک نفس کشیدن و دور نگه داشتن آن از زشتیها و پلیدیها، و پایبندی به دستورات الهی و انجام آنها، و به تعبیر جامعتر: عبادت و تقوا می باشد.
2-حاصل این ریاضت و مجاهدت و بندگی دستیابی به معرفت نفس و به فعلیت درآوردن استعدادهای انسانی و تعالی بخشیدن به آن، و در نتیجه تقویت بنیه معنوی و تحصیل قدرت روحی است، چنانکه شخص بر انجام کارهای شگفت انگیز توانا می شود مانند: مشاهده وقایع غیبی، استجابت دعاها، شفای بیمارانی که درمان آنها از راه عادی میسر نیست و نجات از حوادث و صحنه های خطرناک بطور معجزه آسا و نظایر آن.
3-همه ملتها و مذاهب و مسلکهای گوناگون بر این اصل اتفاق دارند که تنها راه تقویت اراده و نفس، و قدرت یافتن بر انجام کارهای شگفت انگیز همانا ریاضت کشیدن و تحصیل معرفت نفس است؛ که این هم در رابطه با خدا معنا پیدا می کند، و تنها قدرت لایزال الهی است که چنین آثار بزرگی را برای تهذیب نفس و معرفت آن قرار داده است. از این رو، گرچه انسانها این راه را به طرق گوناگون طی کرده، و از آن راهها به نتایج ریاضت نفس خویش تا حدودی دست می یابند، ولی همگی خواسته یا ناخواسته در طلب خدایند و آن را از ذات او می طلبند، چون گمشده شان نزد خدای سبحان است و بس ؛ جز اینکه بعضی از راهها کوتاه بوده و در آن رشد و رستگاری نهفته است، و راههای دیگر طولانی بوده، و به سعادت منتهی نمی شود، و بهره شان از این زحمتهای طاقت فرسای ریاضت نفس، همان آثار اندکی است که از آنها بروز می کند. بنابراین، در صورتی این راه به سرانجام سعادتمندانه منتهی می شود که در سایه تعالیم آسمانی اسلام تداوم یابد.(203)