فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

آثار باطنی و ظاهری بندگی (2)

آرامش روحی

یکی دیگر از آثار معنوی عبادت خدا، آرامش روحی و اطمینان خاطر است. انسان به وسیله عبادت، با خدا پیوند و رابطه معنوی برقرار می کند، و این ارتباط موجب آرامش روان و کاهش فشارهای روحی و اضطرابهای درونی انسان می شود. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:
الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر اللَّه الا بذکراللَّه تطمئن القلوب (194)
آنان که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید با یاد خدا دلها آرام می گیرد!
رسول خدا (ص) با توجه به نقش سازنده نماز در تکامل روحی و آرامش باطنی انسان می فرماید:
جعلت قرّة عینی فی الصّلاة (195)
روشنی دیده (و آرامش روان) من در نماز قرار داده شده است.
آن هنگامی که اوقات نماز نزدیک می شد، به بلال می فرمود: ارحنا یا بلال (196) ای بلال! (با اذان گفتن) ما را راحتی بخش، یعنی اذان بگو تا به اقامه نماز بپردازیم، و در سایه آن آرامش خاطر و انبساط روحی پیدا کنیم. شاید به خاطر نقش عبادات (بویژه نماز) در آرامش انسان است که هنگام بروز حوادث بزرگ طبیعی مانند زلزله، آفتاب و ماه گرفتگی، بادهای شدید و ترسناک خواندن دو رکعت نماز «آیات» واجب شده است، زیرا انسان در چنین مواقعی دچار اضطراب روحی و ترس و وحشت شدید درونی می شود، و سپس در سایه خواندن نماز و توجه به خدا، تعادل روحی خویش را به دست می آورد.
دانشمندان بزرگ دنیا و در رأس آنان روانشناسان و جامعه شناسان می گویند تنها راه نجات دنیای کنونی بویژه جامعه های غربی که بر اثر دوری از خدا و معنویت، دچار بحرانهای شدید روحی و سقوط ارزشهای اخلاقی شده اند، بازگشت به مذهب و پناه بردن به نیایش خدا در خلوتگاههاست.
به عنوان نمونه، دانشمند بزرگ فرانسوی دکتر الکسیس کارل می نویسد:
در سکوت این پناهگاهها انسان می تواند در حالی که اندیشه به سوی خدا در پرواز است، عضلات و اعضایش را آرامش بخشد، روحش را سبکبار کند، و نیروی سنجش و تشخیص خویش را جلا دهد و قدرت تحمل زندگی دشواری که تمدن جدید بر دوش او بار کرده و به زانویش درآورده است، به دست آورد. اجتماعاتی که احتیاج به نیایش را در خود کشته اند، بطور معمول از فساد و زوال مصون نخواهند بود.(197)

تجلیات قلبی

همان گونه که گناه، تیرگی و آلودگی و سیاهی است، و هرگاه انسانی به گناه روی آورد، ظلمت و تاریکی، آیینه دلش را فرا می گیرد، و از یاد حق غافل می شود، پرهیز از گناه و روی آوردن به بندگی خدا و تحصیل تقوا، و پرهیزکاری نیز آیینه دل را صاف کرده، جلا می بخشد، و پاک و بی آلایش می کند؛ و موجب می شود تا حقایق آشکار و نهان جهان در دل بتابد، و حقیقت اسلام و ایمان و نبوت و ولایت و امامت برایش روشن شود؛ در این هنگام، انسان حقیقت وجود خویش و عظمت روحش را درک می کند.
بالاتر از همه، رخ یار بی همتا و جمال دل آرای حضرت حق در دل چنین بنده ای جلوه گر و نمایان می شود، چه اینکه تنها جای تجلی نور حق، دلهای مستعد و منزه از اغیار است.
امیر مؤمنان علی (ع) در این زمینه فرمود:
«خداوند یاد خود را جلای دلها قرار داد، بدین وسیله دلها از پس کری شنوا و از پس نابینایی و از پس سرکشی و طغیان، رام می گردند. فرشتگان آنان را در میان گرفته اند. آرامش بر دلهایشان فرود آمده است. درهای ملکوت بر روی آنها گشوده شده است... آن گاه که خداوند را می خوانند بوی مغفرت و گذشت الهی را استشمام می کنند و کنار رفتن پرده های تاریک گناه را احساس می کنند.(198)