فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

آثار باطنی و ظاهری بندگی (1)

چنانچه گذشت بندگی، راز آفرینش جن و انس و به عنوان مهمترین وظیفه انسان مطرح است. بر این اساس، خداوند متعال، طاعت و عبادت خویش را بر بندگان واجب گردانید و فرمان داد که پیشانی ستایش و کرنش بر خاک بسایند و تنها یگانه معبود حقیقی را پرستش کنند، لیکن این بدین معنا نیست که خداوند به پرستش نیاز دارد و عبادت انسان سودی عاید او می کند. زیرا پروردگار یکتا، بی نیاز مطلق و کمال مطلق و هستی بخش مطلق و فیّاض مطلق است. قرآن کریم می فرماید:
یا ایّها النّاس انتم الفقراء الی اللَّه و اللَّه هو الغنیّ الحمید (173)
ای مردم! شما (همگی) نیازمند به خدا هستید، تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هرگونه ستایشی است.
حضرت علی (ع) نیز در این زمینه فرمود:
غنیّاً عن طاعتهم، آمناً من معصیتهم، لانّه لاتضرّه معصیة من عصاه و لاتنفعه طاعة من اطاعه (174)
خداوند از بندگی شان بی نیاز، و از نافرمانی آنها ایمن است، زیرا گناه گناهکاران به او زیان نرساند، و طاعت و فرمانبرداری فرمانبرداران سودی عاید او نکند.
بنابراین، آثار و پیامدهای سودمند عبادت چه در این دنیا و چه در سرای باقی تنها نصیب خود انسان می شود، چه اینکه به گواه قرآن، آثار نیک و بد اعمال تنها به انسان برمی گردد.
من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها (175)
هرکس کار شایسته ای انجام دهد، برای خودش می باشد، و هرکس مرتکب کار زشتی شود، به زیان خودش اقدام کرده است.
با توجه به این مقدمه به بررسی آثار پسندیده و ارزشمند بندگی خدا می پردازیم.

یقین و معرفت

بدون تردید، بزرگترین اثر و فایده عبادت و تقوا، رسیدن انسان به مقام شامخ یقین با مراتب آن است، که از آن به «معرفت شهودی» و یا بصیرت دینی نیز تعبیر می شود. این مرتبه مقامی بس والا و ارزشمند است که جز با زحمت بسیار حاصل نمی شود و مرتبه کامل آن، همان مرتبه نهایی ایمان است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:
واعبد ربّک حتّی یأتیک الیقین (176)
پروردگارت را عبادت کن تا یقین برایت حاصل شود.
مفسران درباره مراد از یقین دو نظریه ارائه کرده اند، یکی به معنای مرگ، یعنی خدا را بندگی کن تا اینکه مرگت فرا رسد.(177) و دیگری به معنای یقین قول دوم، شاهد گفتار ماست. با این وصف، معنای آیه چنین می شود: خدا را پرستش کن تا به یقین برسی. (178)
پس یقین، ثمره مهم و اساسی عبادت، و مرتبه کمال آن به حساب می آید. ناگفته نماند، این بدان معنا نیست که اگر بنده به مقام یقین رسید، دیگر نیازی به عبادت ندارد، چنانچه برخی از فرقه های صوفیه چنین پندار باطلی دارند، بلکه مراد این است که راه رسیدن به یقین، آن هم از نوع یقین شهودی، عبادت تقوا و تزکیه نفس از زشتیهای اخلاقی است؛ چه اینکه اگر اتصال و ارتباط انسان با خدا از طریق عبادت، حتی برای مدت کوتاهی قطع شود، بطور حتم نور ایمان و یقین او کاهش می یابد.
ناگفته نماند، گرچه علم حصولی یا یقین استدلالی که از راه برهان و استدلال نصیب انسان می شود، کمال علمی به حساب می آید، ولی همان گونه که عرفای اسلامی می گویند: پای استدلالیان چوبین بود این علم نسبت به نور یقین (یا معرفت شهودی و بصیرت؛ ینی حاصل از عبادت و تقوا) مقدمه و وسیله محسوب می شود.(179) از جمله آیاتی که بصراحت گواهی می دهد که راه دستیابی به نور یقین و بصیرت دینی تقوا و بندگی خداست، آیه زیر است:
یا ایّها الذین آمنوا ان تتّقوا اللَّه یجعل لکم فرقاناً... (180)
ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر تقوای الهی پیشه کنید برای شما فرقان (دیده بصیرت) قرار می دهد.
معنایی که در تفسیر برای واژه فرقان آمده (قدرت تشخیص میان حق و باطل و نیز روشن بینی معنوی و بصیرت دقیق و عمیق دینی، نسبت به کارهای نیک و بد)(181) و معنای جامعی که در روایت برای عبادت و تقوا بیان شده،(182) همگی گویای این حقیقت است که عبادت و تقوا بهترین و دقیقترین راه رسیدن به معارف دینی و حقایق معنوی، و نیز آگاهیهای غیبی است.

محبت و عشق

یکی از آثار عبادت و یقین، محبت و عشق به خداست، زیرا تا انسان به چیزی معرفت پیدا نکند بدان عشق و محبت نمی ورزد، یعنی وقتی که بنده، محبوب حقیقی را شناخت، و دریافت که تنها او سزاوار بندگی و پرستش است، به عبادتش می پردازد و به اصطلاح از توحید در ذات به توحید در عبادت می رسد، چه اینکه بر اثر شناخت، شوق و رغبت به سوی خدا و نیز پیروی از دستورات او در انسان ایجاد می گردد، و این موجب اطاعت و بندگی او می شود، چنانکه قرآن می فرماید:
الیه یصعد الکلم الطّیب و العمل الصّالح یرفعه (183)
سخنان پاکیزه به سوی او (خدا) بالا می رود، و عمل صالح را بالا می برد.
کلم الطیب یعنی اعتقاد حق و درست، و عمل صالح، یعنی عمل خالص و عبادتی که برای خدا و به جهت بندگی او انجام شود. پس معنای آیه چنین می شود: اعتقادات حق و درست (که تصحیح کننده عمل است و) موجب پذیرش آن و نیز باعث قبولی اعمال صالح می گردد.(184)
انسان مؤمن بر اثر استمرار عبادت و بندگی چنان غرق در محبت و عشق خدا می گردد، و شعله های سرکش عشق الهی درونش را مشتعل می سازد که از توحید در ذات و عبادت، به توحید در محبت می رسد، و در زمره کسانی قرار می گیرد که خداوند درباره آنها چنین فرمود:
و الّذین آمنوا اشدّ حبّاً للَّه... (185)
آنان که ایمان آورده اند شدیدترین محبت (و عشق) را به خدا دارند.
همچنین مصداق بارز این حدیث نبوی (ص) می شوند که فرمود:
افضل النّاس من عشق العبادة فعانقها و احبّها بقلبه و باشرها بجسده (186)
از همه مردم برتر و بهتر در پرستش خدا کسی است که به عبادت خدا عشق ورزد، و با آن درآویزد، و از صمیم دل و عمق جانش آن را دوست بدارد، و با بدن (و اعضای ظاهری) آن را انجام دهد.
اکسیر عشق و محبت از چنان اهمیت و ارزشی برخوردار است، که رسول اکرم (ص) در دعایش آن را طلب کرده، فرمود:
اللّهمّ ارزقنی حبّک و حبّ من یحبّک و حبّ ما یقرّبنی الی حبّک و اجعل حبّک احبّ الیّ من الماء البارد (187)
پروردگارا! دوستی خودت و دوستی کسی که تو را دوست دارد، و دوستی عملی که موجب دستیابی به محبت تو می شود، روزی من گردان، و دوستی خود را در نظر و ذائقه من از آب خنک لذیذتر و عزیزتر قرار ده.
نقل شده است که شعیب پیامبر (ع) بر اثر عشق و محبت خدا آن قدر گریست که دیدگانش نابینا شد؛ خدای متعال نور چشمانش را باز گرداند، دوباره آن قدر گریست که چشمانش بی فروغ شد؛ باز خداوند چشمانش را بینا ساخت؛ تا چهار بار این کار تکرار شد. سپس خداوند خطاب به وی فرمود: ای بنده ام شعیب! تا کی به این کار می پردازی؟ اگر از ترس آتش جهنم می نالی، تو را ایمن می گردانم، و اگر مشتاق بهشتی آن را به تو ارزانی می دارم. عرض کرد: ای آقای من، می دانی که از ترس آتشت نمی نالم و از اشتیاق بهشت نمی گریم، بلکه اکسیر محبت و عشقت دلم را ربوده و صبر و طاقتم را برده، و شکیبایی ندارم، مگر به وصال تو نایل آیم.
آن گاه خدای متعال بدو فرمود: اکنون که برای وصال من می گریی، موسی بن عمران، کلیم خود را به خدمت تو می گمارم!(188)