فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

موانع رسیدن به بندگی حقیقی

عوامل مثبت زیادی موجب رشد و افزایش بندگی در انسان مؤمن می شود، و در آمادگی او برای بهتر و عالیتر، مؤثر است. و از سوی دیگر مطلق گناهان نیز سد راه بندگی خدایند و عوامل منفی و آفات بندگی محسوب می شوند. اگر انسان با آنها مبارزه نکند، و آفات را از مسیر بندگی دور نسازد، تأثیر بدی در روح انقیاد و اطاعت او به جا می گذارد، و موجب کاسته شدن رغبت و اشتیاق باطنی او به عبادت، و در نتیجه سبب کاهش کمی و کیفی بندگی او می شود و چه بسا مسیر او را از خدا و پرستش وی تغییر دهد. در اینجا به برخی از آن موانع و آفات مهم بطور فشرده اشاره می کنیم.
1-تکبر: آنچه از آیات و روایات به دست می آید، غرور یکی از زشت ترین صفات اخلاقی و نیز از بزرگترین آفات بندگی به شمار می آید، تا جایی که خداوند بزرگ به کسانی که از عبادت او تکبر ورزیده و در پیشگاه با عظمت الهی اش پیشانی ذلت و بندگی به خاک نسایند، وعده عذاب داده و فرموده است:
انّ الّذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنّم داخرین (165)
کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند، بزودی با ذلت وارد دوزخ خواهند شد.
از جمله کسانی که تکبر و غرور ورزیده وآثار زیانبار و جبران ناپذیر آن دامنگیرش شده و بیکباره از مقام والای خود محروم شد، «ابلیس» بود. وی بر اثر تکبر و خود بزرگ بینی از فرمان الهی سرپیچی کرد و در نتیجه عبادت چند هزار ساله اش از بین رفت، تا جایی که به گواهی قرآن بر اثر تکبر کافر شده، و سزاوار عذاب ابدی شده است.(166)
2-ریا: به همان نسبت که اخلاص در عمل، در قبولی اعمال و عبادات نزد خداوند نقش تعیین کننده دارد، آفت ریا و خودنمایی نیز در عدم قبولی آن نقش تعیین کننده دارد. همین بس که خداوند ریاکار را کافر معرفی کرده، و برای همیشه از رستگاری و هدایت محروم دانسته و عبادت ریایی او را به بذری تشبیه می کند که روی سنگ سختی که لایه ای از خاک بر آن باشد پاشیده شود، و بارانی بر آن ببارد و آن را بشوید و محو کند و در نتیجه هیچ حاصلی نصیب صاحبش نشود.(167)
3-دنیا دوستی: از نظر اسلام دنیاگرایی بطور مطلق نهی نشده، بلکه اگر دنیا و نعمتهای آن وسیله و ابزاری برای خدمت به همنوعان و کسب ثواب اخروی و کمالات معنوی باشد، بویژه مال و منال و زن و فرزند که قرآن کریم آنها را شاخصهای دنیا و مظاهر بارز آن معرفی کرده(168) اگر محبوب و هدف عالی و نهایی انسان واقع شود، و در نتیجه انسان به آن دلبستگی پیدا کند، مورد نکوهش قرار گرفته است. چنین انسانی در درونش بذر زشتیها و زمینه های گرایش به هر کار خلافی فراهم شده، و نهادش محل تاخت و تاز امیال و وسوسه های شیطانی قرار می گیرد.
این دنیا دوستی در کلام امام چهارم علی بن حسین (ع) چنین معرفی شده است:
حبّ الدّنیا رأس کلّ خطیئةٍ (169)
دوستی دنیا سرآغاز هر خطا و زشتی است.
قرآن کریم چنین دنیا دوستی را عامل مهم غفلت و فراموشی از یاد خدا اعلان داشته، و نسبت به خطر آن هشدار داده است:
یا ایّها الّذین امنوا لاتلهکم اموالکم و لااولادکم عن ذکر اللَّه و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون (170)
ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال و فرزندان شما را از یاد خدا باز ندارد، و هر کس چنین کند زیانکار است.
4-حرامخواری: در اسلام از مال حرام و اثرات منفی آن به زشتی یاد شده است. پیامبر اکرم (ص) نقش مخرّب حرامخواری در روح انسان را چنین یاد کرده است:
العبادة مع اکل الحرام کالبناء علی الرّمل (171)
عبادت توأم با خوردن مال حرام، مانند ساختمان روی شنزار است.
همچنین فرمود: اگر کسی مال حرامی به دست آورد، (و با آن صدقه بدهد و بنده آزاد کند، و حج رود) خداوند صدقه و بنده آزاد کردن و حج او را قبول نمی کند.(172)
خلاصه
با توجه به معیاری که قران درباره عدالت خدا ارائه می کند، اگر انسان در همه اعمال و رفتار و گفتار خویش انگیزه خدایی داشته باشد، و به قصد نزدیکی به او آن اعمال را انجام دهد، همه آنها عبادت به حساب می آید. از این رو، دامنه عبادت و بندگی بسیار وسیعتر از عبادتهای متعارف دینی است و همه شؤون زندگی انسان را در بر می گیرد.
نماز از مظاهر بارز اعمال دینی است که اگر با شرایط انجام پذیرد انسان را از گناه دور می سازد.
دعا کردن و مناجات با خدا و خلوت با او از راههای دیگر طاعت و ارتباط معنوی است.
تفکر و اندیشه درست و عمیق که چراغ راه خداشناسی، و نیز نشانگر طریق هدایت و رستگاری باشد، از بهترین روشهای عبادت و خداشناسی است. همچنین انتظار فرج امام عصر (عج)، از بهترین عبادتهاست.
موانع بسیاری ممکن است راهزن مؤمن در راه بندگی خدا شود و چه بسا اگر انسان با آنها مبارزه نکند موجبات گمراهی او را از مسیر حق فراهم کند. از جمله آن موانع و آفات بزرگ تکبر و خود بزرگ بینی، ریا، شرک در عبادت، خوردن مال حرام، دنیادوستی و وابستگی عملی به آن است، که بشدت از آن نهی شده است.
پرسش
1-چگونه انسان می تواند اعمال روزمره خویش را به عبادت تبدیل کند؟
2-چند نمونه از مظاهر بندگی خدا را به اختصار بنویسید.
3-چند نمونه از موانع راه بندگی را بنویسید.
4-چگونه دنیادوستی مانع عبادت و بندگی می شود؟
درس شانزدهم

آثار باطنی و ظاهری بندگی (1)

چنانچه گذشت بندگی، راز آفرینش جن و انس و به عنوان مهمترین وظیفه انسان مطرح است. بر این اساس، خداوند متعال، طاعت و عبادت خویش را بر بندگان واجب گردانید و فرمان داد که پیشانی ستایش و کرنش بر خاک بسایند و تنها یگانه معبود حقیقی را پرستش کنند، لیکن این بدین معنا نیست که خداوند به پرستش نیاز دارد و عبادت انسان سودی عاید او می کند. زیرا پروردگار یکتا، بی نیاز مطلق و کمال مطلق و هستی بخش مطلق و فیّاض مطلق است. قرآن کریم می فرماید:
یا ایّها النّاس انتم الفقراء الی اللَّه و اللَّه هو الغنیّ الحمید (173)
ای مردم! شما (همگی) نیازمند به خدا هستید، تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هرگونه ستایشی است.
حضرت علی (ع) نیز در این زمینه فرمود:
غنیّاً عن طاعتهم، آمناً من معصیتهم، لانّه لاتضرّه معصیة من عصاه و لاتنفعه طاعة من اطاعه (174)
خداوند از بندگی شان بی نیاز، و از نافرمانی آنها ایمن است، زیرا گناه گناهکاران به او زیان نرساند، و طاعت و فرمانبرداری فرمانبرداران سودی عاید او نکند.
بنابراین، آثار و پیامدهای سودمند عبادت چه در این دنیا و چه در سرای باقی تنها نصیب خود انسان می شود، چه اینکه به گواه قرآن، آثار نیک و بد اعمال تنها به انسان برمی گردد.
من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها (175)
هرکس کار شایسته ای انجام دهد، برای خودش می باشد، و هرکس مرتکب کار زشتی شود، به زیان خودش اقدام کرده است.
با توجه به این مقدمه به بررسی آثار پسندیده و ارزشمند بندگی خدا می پردازیم.

یقین و معرفت

بدون تردید، بزرگترین اثر و فایده عبادت و تقوا، رسیدن انسان به مقام شامخ یقین با مراتب آن است، که از آن به «معرفت شهودی» و یا بصیرت دینی نیز تعبیر می شود. این مرتبه مقامی بس والا و ارزشمند است که جز با زحمت بسیار حاصل نمی شود و مرتبه کامل آن، همان مرتبه نهایی ایمان است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:
واعبد ربّک حتّی یأتیک الیقین (176)
پروردگارت را عبادت کن تا یقین برایت حاصل شود.
مفسران درباره مراد از یقین دو نظریه ارائه کرده اند، یکی به معنای مرگ، یعنی خدا را بندگی کن تا اینکه مرگت فرا رسد.(177) و دیگری به معنای یقین قول دوم، شاهد گفتار ماست. با این وصف، معنای آیه چنین می شود: خدا را پرستش کن تا به یقین برسی. (178)
پس یقین، ثمره مهم و اساسی عبادت، و مرتبه کمال آن به حساب می آید. ناگفته نماند، این بدان معنا نیست که اگر بنده به مقام یقین رسید، دیگر نیازی به عبادت ندارد، چنانچه برخی از فرقه های صوفیه چنین پندار باطلی دارند، بلکه مراد این است که راه رسیدن به یقین، آن هم از نوع یقین شهودی، عبادت تقوا و تزکیه نفس از زشتیهای اخلاقی است؛ چه اینکه اگر اتصال و ارتباط انسان با خدا از طریق عبادت، حتی برای مدت کوتاهی قطع شود، بطور حتم نور ایمان و یقین او کاهش می یابد.
ناگفته نماند، گرچه علم حصولی یا یقین استدلالی که از راه برهان و استدلال نصیب انسان می شود، کمال علمی به حساب می آید، ولی همان گونه که عرفای اسلامی می گویند: پای استدلالیان چوبین بود این علم نسبت به نور یقین (یا معرفت شهودی و بصیرت؛ ینی حاصل از عبادت و تقوا) مقدمه و وسیله محسوب می شود.(179) از جمله آیاتی که بصراحت گواهی می دهد که راه دستیابی به نور یقین و بصیرت دینی تقوا و بندگی خداست، آیه زیر است:
یا ایّها الذین آمنوا ان تتّقوا اللَّه یجعل لکم فرقاناً... (180)
ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر تقوای الهی پیشه کنید برای شما فرقان (دیده بصیرت) قرار می دهد.
معنایی که در تفسیر برای واژه فرقان آمده (قدرت تشخیص میان حق و باطل و نیز روشن بینی معنوی و بصیرت دقیق و عمیق دینی، نسبت به کارهای نیک و بد)(181) و معنای جامعی که در روایت برای عبادت و تقوا بیان شده،(182) همگی گویای این حقیقت است که عبادت و تقوا بهترین و دقیقترین راه رسیدن به معارف دینی و حقایق معنوی، و نیز آگاهیهای غیبی است.