فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

علل و انگیزه های عبادت

پس از روشن شدن فلسفه آفرینش انسان و حقیقت بندگی باید بدانیم که چه علل و انگیزه هایی موجب کرنش و تذلل انسان در برابر خداوند یکتا شده، و انسان را به بندگی در پیشگاه مهبود یکتا وامی دارد.
عمده ترین انگیزه هایی که انسان را به عبادت خدا وامی دارد، عبارتند از:
1-طمع رسیدن به نعمتهای بهشتی و ترس از دچار شدن به عذاب جهنم. پرستش خدا به این انگیزه هرچند شیوه بندگان مقرّب و اولیای خاص الهی نیست، لیکن از دیدگاه اسلامی هیچ گونه عیب و اشکال شرعی ندارد. امیرمؤمنان علی (ع) بدین شیوه تصریح کرده و فرمود:
انّ قوماً عبدوا اللَّه فتلک عبادة التجّار، و انّ قوماً عبدوا اللَّه رهبةً فتلک عبادة العبید (141)
گروهی خداوند را به انگیزه رسیدن به پاداش (و دستیابی به نعمتهای بهشتی) بندگی می کنند. این (قسم) عبادت سوداگران سودجوست. برخی خداوند را از ترس عذاب می پرستند، و این (قسم) نیز عبادت بردگان است.
2-شکرگزاری در برابر نعمتها. عقل حکم می کند که انسان در برابر نعمتهای بیکران الهی شکرگزاری کند، هرچند به فرموده قرآن، اندک افرادی به شکرگزاری خداوند موفق می شوند.(142) روشن است که بهترین شیوه شکرگزاری همانا عبادت و بندگی خداوند متعال است.
از میان نعمتهای بی شمار خداوندی، دو نعمت از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار است، که انگیزه قویتری در انسان برای پرستش خدا ایجاد می کند: یکی نعمت حیات و آفرینش انسان است، که خداوند به خاطر آن دستور پرستش داده است.(143) دیگری نعمت هدایت انسان به صراط مستقیم الهی و نجات از گمراهی است که طبق برخی از روایات برترین نعمتها به شمار می آید؛ چنانکه حضرت علی (ع) فرمود:
... و انّ قوماً عبدوا اللَّه شکراً فتلک عبادة الاحرار، و هی افضل العبادة (144)
همانا کسانی هستند که خداوند را به منظور شکرگزاری (و انجام وظیفه بندگی) پرستش می کنند. این عبادت آزادگان است و چنین عبادتی برترین (نوع) عبادت است.
3-عظمت خداوند و بزرگی مقام بی مثل و مانند او اقتضا می کند که انسان در برابرش سجده و کرنش کرده و به تنزیه و تسبیح و ذکر او بپردازد.
خدایی که بزرگتر از آن است که بتوان وصف کرد. «اللَّه اکبر من ان یوصف» و قدرت و کبریایی اش بی انتهاست «فتعالی اللَّه الملک الحقّ...»(145) و بر هر کاری تواناست.
و هو علی کلّ شی ءٍ قدیر(146)
حضرت علی (ع) فرمود:
و لو فکّروا فی عظیم القدرة و جسیم النّعمة لرجعوا الی الطّریق (147)
اگر مردم در بزرگی قدرت و کلانی نعمت (خداوند) می اندیشیدند، بدون شک به راه راست هدایت (و به طریق مستقیم بندگی خدا) باز می گشتند.
از حدیث قدسی نیز چنین برمیآید که عبادت کامل و خداپسندانه آن است که به خاطر عظمت خدا انجام شود:
یا موسی! لااقبل الصّلاة الاّ ممّن تواضع لعظمتی... (148)
ای موسی! نماز را نمی پذیرم، مگر از کسی که برای عظمت من فروتنی کند.
4-به نظر می رسد که بزرگترین فلسفه عبادت خدا طهارت ضمیر انسان و تکامل و رسیدن به مقام قرب الهی(149) و نیل به مقام خلیفةاللهی باشد، زیرا انسان تنها موجودی است که خداوند او را از میان موجودات مادی برگزیده و راههای رشد و تکامل و سازندگی را برایش هموار کرده است، و از روح خویش در او دمیده تا او بتواند از راه بندگی و کسب تقوا و معارف ارزشمند الهی به آن مقام دست یابد و خداگونه شود. قرآن می فرماید:
ما یرید اللَّه لیجعل علیکم من حرجٍ و لکن یرید لیهّرکم و لیمّ نعمته علیکم لعلّکم تشکرون (150)
خداوند نمی خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند شاید شکر او را بجا آورید.
5-خداپرستی، گرایش فطری انسان است. انسان بر حسب فطرت، طالب پرستش خدا و کرنش و خضوع و تسلیم در برابر اوست. توضیح اینکه در نهاد آدمی حس مذهبی و یا حس پرستش وجود دارد که انسان بر مبنای آن به خدا گرایش دارد و به او عشق و محبت می ورزد و چیزی جز رابطه با خدا و پرستش ذات پاکش و اظهار عشق و علاقه به او این احساس را ارضا نمی کند. و هر قدر کرنش و تواضع و بندگی انسان نسبت به خدا بیشتر و خالصانه تر باشد، محبت و عشق او به خدا بیشتر و شدیدتر می شود تا آنجا که انسان محب می خواهد در برابر محبوبش فدا شود و فانی در ذاتش گردد.(151)
خلاصه
همه موجودات جهان آفرینش بنا به غریزه ذاتی به نوعی در برابر هستی بخش یکتا کرنش کرده، او را تسبیح می گویند. در این میان، انسان به عنوان اشرف مخلوقات وظیفه بس سنگین تری دارد. غرض از آفرینش انسان به گواه قرآن کریم، تنها بندگی خداوند بزرگ است.
اینکه خداوند غرض از افرینش انسان را به طور مستقیم به خودش نسبت می دهد، می رساند که غرض از خلقت انسان فقط عبادت است.
عبادت و عبودیت هر دو به معنای تذلل همراه با تقدیس است، ولی عبادت در رساندن معنا رساتر است.
عبادت به دو معناست: عبادت به تسخیر، و عبادت به اختیار. نوع اخیر مخصوص انسان است که دارای اختیار و شعور و آگاهی عقلانی است، و از طریق عبادت خدا سزاوار پاداش اخروی می شود.
همه اعمال و عبادات متعارف (و غیر متعارف) دینی در یک چیز بگونه اشتراک معنوی مشترکند، و آن: اظهار تذلل و تضرع به درگاه خداوند و فقط به او دلبستن و عشق ورزیدن، و از غیر او دل کندن و بریدن است.
یکی از علل مهم پرستش خدا شکرگزاری در برابر نعمتهایش می باشد، و دو نعمت بزرگ آفرینش و هدایت انسان، وظیفه شکرگزاری اش را نسبت به خدا سنگین تر می کند. یکتایی خدا و عظمت بزرگی بینهایتش نیز اقتضا می کند که انسان در پیشگاه او سجده و کرنش کند و برای اینکه بتواند مسیر تکامل و سازندگی را بپیماید تا به هدف نهایی آفرینش خویش نایل آید، باید خدا را بپرستد. حس مذهبی و نیاز فطری انسان به پرستش معبود حقیقی، نیز او را وامی دارد تا تنها خدا را بپرستد و فقط به او عشق بورزد.
پرسش
1-اینکه خداوند در قرآن کریم مسأله غرض از خلقت انسان را بدون واسطه به خودش نسبت داد چه چیزی را می رساند؟
2-عبودیت و عبادت را تعریف کرده، حقیقت عبادت را بیان کنید.
3-انگیزه های عبادت را نام ببرید.
4-چگونه خداپرستی فطری است؟
درس پانزدهم

چگونگی بندگی خدا

مظاهر طاعت و بندگی

مظاهر طاعت و بندگی چیست؟ به عبارت دیگر راههایی که می شود بندگی خدا را آشکار ساخت کدامند؟
یکی از ویژگیهای آیین جهانی اسلام فراگیر بودن آن است، تا حدی که درباره همه ابعاد زندگی انسان و شؤون فردی و اجتماعی او دستورات سازنده و قوانین حیات بخش و مترقی آورده است و آنها را با معیارها و مفاهیم بلند ارزشی همراه ساخته، و به آنها قداست خاصی بخشیده است، به این معنا که دستور داده انسانهای مؤمن علاوه بر آنکه در هر عبادتی قصد قربت داشته باشند، در همه کارهای روزمره و عادی اعم از گفتار و رفتار و خواب و خوراک و غیر آنها نیز انگیزه خدایی و قصد قربت داشته باشند و به تعبیر قرآن به کارها، رنگ و صبغه الهی بدهند،(152) و به اصطلاح از خلوص نیت برخوردار باشند. در این صورت است که تمام آن اعمال و رفتار، عبادت محسوب می شوند، و دارای ارزش و اعتبار دینی - خدایی بوده موجب نزدیکی انسان به خدا و نیل به مقام والای عبودیت و بندگی می شوند. چنانچه عکس آن نیز ثابت است، به این معنا که اگر انسان نیت خود را در عبادات و اعمال، خالص نکند، یا به آنها رنگ خدایی و دینی ندهد، نه تنها آن کارها و اعمال از ارزش دینی برخوردار نبوده و عبادت محسوب نمی شوند، بلکه حتی عبادات متعارف دینی او نیز از هرگونه ارزش معنوی و مطلوبیت دینی بدور خواهد بود. با این بیان نتیجه می گیریم که راههای طاعت و بندگی محدود نبوده و دارای دامنه وسیع و ابعاد گوناگونی می باشد.
با این حال در متون دینی روی برخی از اعمال دینی بخاطر این که راههای بندگی در آنها ظهور و بروز بیشتری دارد، تأکید زیادی شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1-نماز یکی از اعمال دینی است که سفارش زیادی به آن شده و به عنوان ستون دین معرفی گردیده است. در صورتی که نماز با تمام شرایط ظاهری و باطنی اش انجام شود، کارهای دیگر انسان را تحت تأثیر قرار می دهد و در نهایت انسان را به دوری از فحشاء و منکرات و بالاخره به قلّه رفیع تقوا می رساند. قرآن کریم می فرماید:
و اقم الصّلاة لذکری (153)
و نماز را برای یاد من بپادار.
و در موردی اهمیت دادن به نماز از اوصاف مردان الهی شمرده شده است:
رجال لا تلهیهم تجارة و لابیع عن ذکر اللَّه و اقام الصّلاة و ایتاء الزّکاة (154)
مردانی که هیچ تجارت و معامله ای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند.
انّ الصّلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر (155)
همانا نماز از زشتیها و گناه باز می دارد.
2-دعا: یکی از مظاهر بندگی خدا، دعا کردن و مناجات به درگاه ربوبی است. خداوند متعال در بسیاری از آیات قرآن با تأکید دستور به دعا کردن داده است.(156) سیره پیشوایان معصوم (ع) نیز از اهمیت و نقش سازنده آن در انسان حکایت می کند. در این راستا، رسول اکرم (ص) در حدیثی دعا را مخ عبادت (157) و امیر مؤمنان علی (ع) آن را محبوبترین اعمال نزد خداوند یاد کرده است.(158)
3-تفکر: تفکر و اندیشه درست، زیر بنای تعالیم آیین آسمانی اسلام می باشد. اندیشه ای که انسان را از سرگردانی فکری نجات بخشد، و در تصمیم گیری درست و انتخاب راه و روش سعادت آفرین یاری دهد. چنین اندیشه ای است که به فرموده پیامبر اسلام (ص) از یک سال عبادت ارزشمندتر است،(159) و به فرموده امام صادق (ع) برترین عبادت به شمار می آید.(160)
4-انتظار فرج: انتظار ظهور حضرت مهدی (عج) یکی از وظایف مهم ایمانی - اسلامی در عصر غیبت است؛ به این معنا که هر مسلمانی موظف است ضمن دعا برای تعجیل فرج آن حضرت، خود را برای ظهورش آماده سازد، و در حد توانش شرایط را برای آمدن آن بزرگوار مهیا کند.
در روایات معصومین (ع) بویژه از رسول اکرم (ص) و امام علی (ع) روایت شده است که انتظار فرج بهترین عبادت خدا و محبوبترین اعمال نزد او می باشد و نیز مردن به حالت انتظار فرج، ثواب شهید را دارد.(161)
5-کسب حلال: در روایات اسلامی، درباره تحصیل روزی حلال و تأمین معاش زن و فرزند از راههای مشروع تأکید زیاد شده، تا جایی که امام موسی کاظم (ع) در روایتی جوینده رزق حلال را مانند مجاهد فی سبیل اللَّه دانسته است.(162) رسول اکرم (ص) نیز در این زمینه فرمود:
العبادة سبعون جزءاً، افضلها جزءاً طلب الحلال (163)
عبادت هفتاد جزء دارد، که بهترین جزء آن طلب روزی حلال است.(164)