فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

بندگی راز آفرینش انسان

پس از آنکه انسان به وجود مبدأ هستی بخش بی پایانی به نام «خدا» پی برد، و او را شناخت و نیز با دلایل عقلی و نقلی دریافت که هیچ موجودی در جهان آفرینش بیهوده و عبث آفریده نشده و آفرینش همه تسبیح خداوند دل است و همه موجودات به اقتضای غرایز و ذات به ولی نعمت مطلق خویش مشغولند، خود با رغبت، خدای یکتای بی همتا را تقدیس کرده و تسبیح می کند.(133)
انسان به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش، حسابش از سایر موجودات جداست، زیرا با برخورداری از عقل و اندیشه،
مسؤولیت بس سنگینی در برابر خدای خویش و نیز تقدیس و تسبیح او دارد. توضیح اینکه، شناخت خدای یگانه به عنوان کاملترین ذات، کاملترین صفات و منزه از هرگونه نقص و شناخت رابطه او با جهان واکنشی در انسان ایجاد می کند که از آن به پرستش (چیزی فراتر از تسبیح تکوینی و غریزی دیگر موجودات) تعبیر می شود. همچنین شناخت خداوند به عنوان یگانه مبدأ هستی و تنها خداوندگار همه چیز، ایجاب می کند که هیچ مخلوقی را شریک او نسازیم.(134)
قرآن کریم، به عنوان کاملترین کتاب آسمانی و بیان کننده حقایق، بصراحت هدف از آفرینش انسان را عبادت و پرستش خدا اعلان کرده و تأکید و اصرار زیاد دارد که عبادت باید مخصوص خدا باشد، و هیچ گناهی مانند شرک به خدا نیست. آیه زیر هدف از آفرینش انسان را خاطرنشان ساخته و می فرماید:
و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون (135)
جن و انسان را نیافریدیم جز اینکه مرا عبادت کنند.
از این آیه چند نکته مهم به دست می آید:
1-هدف آفرینش جن و انس، عبادت و بندگی خداست، زیرا اثبات یک چیز با نفی غیر آن، انحصار مقصود در آن چیز را می رساند؛ یعنی هدف از آفرینش جن و انس، تنها عبادت و پرستش خداست و بس. گواه بر آن لام در لیعبدون است که لام غرض می باشد. علاوه بر این، خداوند در اینجا هدف از آفرینش انسان را بدون واسطه و با ضمیر متکلم وحده (خلقت) آورده، و آن را به خودش اختصاص داده است، با اینکه می دانیم در جاهای دیگر هرگاه که قرآن از مسایلی نظیر خلقت انسان و موجودات، فرستادن رسولان و نزول عذاب سخن به میان می آورد، با لفظ جمع و به صورت خلقنا و ارسلنا و انزلنا ، آورده و وسایل و اسباب مانند فرشتگان را در افعال خود دخالت داده است. بدین ترتیب، معلوم می شود که هم مسأله غرض از آفرینش امری مهمتر از دیگر مسایل بوده و واسطه پذیر نیست و هم غرض خداوند از خلقت انسان فقط عبادت است، و غیر از آن نیست.(136)

تعریف عبادت و حقیقت آن

عبادت، به معنای خضوع، طاعت و خود را ذلیل دانستن، همراه با تقدیس است. واژه های عبودیت و عبودت و عبادت هر سه به معنای طاعت است،(137) لیکن مرحوم راغب اصفهانی در مفردات عبادت را در رساندن معنا رساتر از عبودیت دانسته، می گوید:
عبودیت اظهار تذلّل است، و عبادت رساتر از آن است، زیرا عبادت نهایت تذلل و کرنش است، و کسی استحقاق آن را ندارد، مگر آنکه آخرین درجه تفضّل را دارا باشد و او فقط خداوند یکتا و بزرگ است، عبادت بر دو قسم است: عبادت به تسخیر، (که آن مطلق انقیاد و تذلل موجودات، اعم از انسان و حیوانات و نباتات است) و عبادت به اختیار، و آن برای موجود دارای شعور و ادراک است.(138)
بنابراین، همان گونه که علامه طباطبایی (ره) فرمود، اعمال عبادی ظاهری و به بیان دیگر عباداتی که به وسیله اعضا و جوارح ظاهری انسان انجام می شود، از قبیل قیام و رکوع و سجود، و نظایر آنها، وسیله و غرضی هستند برای رسیدن به غرض بالاتر و مهمتر که آن قرار گرفتن بنده در پیشگاه پروردگار جهان با ذلت عبودیت، و فقر بندگی محض در برابر عزت و بزرگی بی نهایت، و غنا و بی نیازی مطلق است.(139)
ایشان درباره حقیقت عبادت می گوید:
حقیقت عبادت، یعنی اینکه بنده خودش را در مقام ذلت و عبودیت و توجه دادن خودش به مقام و عظمت پروردگار قرار دهد؛ پس حقیقت عبادت که غرض نهایی آفرینش انسان می باشد این است که بنده از خودش و از هر چیز دیگری بریده شود و به ذکر پروردگارش بپردازد.(140)
بنابراین، حقیقت عبودیت با همه مراتب آن، منتهی درجه تسلیم انسان در برابر ذات پاک الهی و اطاعت بی قید و شرط از او در همه زمینه هاست. عبادت و بندگی کامل که موجب قرب انسان به خدا و رسیدنش به آخرین درجه ترقی و تعالی روحی و معنوی می شود این است که انسان جز به معبود حقیقی، یعنی کمال مطلق نیندیشد، و جز او را نپرستد، و هر چه غیر اوست را فراموش کند، حتی خویشتن را، و محبت و دلبستگی به همه چیز و همه کس را از صفحه دل بزداید، و چنان غرق در یاد و ذکر حق شود که لذت انس با او سراسر وجودش را فرا گیرد، و حریم دلش فقط حرم خدا گردد.

علل و انگیزه های عبادت

پس از روشن شدن فلسفه آفرینش انسان و حقیقت بندگی باید بدانیم که چه علل و انگیزه هایی موجب کرنش و تذلل انسان در برابر خداوند یکتا شده، و انسان را به بندگی در پیشگاه مهبود یکتا وامی دارد.
عمده ترین انگیزه هایی که انسان را به عبادت خدا وامی دارد، عبارتند از:
1-طمع رسیدن به نعمتهای بهشتی و ترس از دچار شدن به عذاب جهنم. پرستش خدا به این انگیزه هرچند شیوه بندگان مقرّب و اولیای خاص الهی نیست، لیکن از دیدگاه اسلامی هیچ گونه عیب و اشکال شرعی ندارد. امیرمؤمنان علی (ع) بدین شیوه تصریح کرده و فرمود:
انّ قوماً عبدوا اللَّه فتلک عبادة التجّار، و انّ قوماً عبدوا اللَّه رهبةً فتلک عبادة العبید (141)
گروهی خداوند را به انگیزه رسیدن به پاداش (و دستیابی به نعمتهای بهشتی) بندگی می کنند. این (قسم) عبادت سوداگران سودجوست. برخی خداوند را از ترس عذاب می پرستند، و این (قسم) نیز عبادت بردگان است.
2-شکرگزاری در برابر نعمتها. عقل حکم می کند که انسان در برابر نعمتهای بیکران الهی شکرگزاری کند، هرچند به فرموده قرآن، اندک افرادی به شکرگزاری خداوند موفق می شوند.(142) روشن است که بهترین شیوه شکرگزاری همانا عبادت و بندگی خداوند متعال است.
از میان نعمتهای بی شمار خداوندی، دو نعمت از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار است، که انگیزه قویتری در انسان برای پرستش خدا ایجاد می کند: یکی نعمت حیات و آفرینش انسان است، که خداوند به خاطر آن دستور پرستش داده است.(143) دیگری نعمت هدایت انسان به صراط مستقیم الهی و نجات از گمراهی است که طبق برخی از روایات برترین نعمتها به شمار می آید؛ چنانکه حضرت علی (ع) فرمود:
... و انّ قوماً عبدوا اللَّه شکراً فتلک عبادة الاحرار، و هی افضل العبادة (144)
همانا کسانی هستند که خداوند را به منظور شکرگزاری (و انجام وظیفه بندگی) پرستش می کنند. این عبادت آزادگان است و چنین عبادتی برترین (نوع) عبادت است.
3-عظمت خداوند و بزرگی مقام بی مثل و مانند او اقتضا می کند که انسان در برابرش سجده و کرنش کرده و به تنزیه و تسبیح و ذکر او بپردازد.
خدایی که بزرگتر از آن است که بتوان وصف کرد. «اللَّه اکبر من ان یوصف» و قدرت و کبریایی اش بی انتهاست «فتعالی اللَّه الملک الحقّ...»(145) و بر هر کاری تواناست.
و هو علی کلّ شی ءٍ قدیر(146)
حضرت علی (ع) فرمود:
و لو فکّروا فی عظیم القدرة و جسیم النّعمة لرجعوا الی الطّریق (147)
اگر مردم در بزرگی قدرت و کلانی نعمت (خداوند) می اندیشیدند، بدون شک به راه راست هدایت (و به طریق مستقیم بندگی خدا) باز می گشتند.
از حدیث قدسی نیز چنین برمیآید که عبادت کامل و خداپسندانه آن است که به خاطر عظمت خدا انجام شود:
یا موسی! لااقبل الصّلاة الاّ ممّن تواضع لعظمتی... (148)
ای موسی! نماز را نمی پذیرم، مگر از کسی که برای عظمت من فروتنی کند.
4-به نظر می رسد که بزرگترین فلسفه عبادت خدا طهارت ضمیر انسان و تکامل و رسیدن به مقام قرب الهی(149) و نیل به مقام خلیفةاللهی باشد، زیرا انسان تنها موجودی است که خداوند او را از میان موجودات مادی برگزیده و راههای رشد و تکامل و سازندگی را برایش هموار کرده است، و از روح خویش در او دمیده تا او بتواند از راه بندگی و کسب تقوا و معارف ارزشمند الهی به آن مقام دست یابد و خداگونه شود. قرآن می فرماید:
ما یرید اللَّه لیجعل علیکم من حرجٍ و لکن یرید لیهّرکم و لیمّ نعمته علیکم لعلّکم تشکرون (150)
خداوند نمی خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام کند شاید شکر او را بجا آورید.
5-خداپرستی، گرایش فطری انسان است. انسان بر حسب فطرت، طالب پرستش خدا و کرنش و خضوع و تسلیم در برابر اوست. توضیح اینکه در نهاد آدمی حس مذهبی و یا حس پرستش وجود دارد که انسان بر مبنای آن به خدا گرایش دارد و به او عشق و محبت می ورزد و چیزی جز رابطه با خدا و پرستش ذات پاکش و اظهار عشق و علاقه به او این احساس را ارضا نمی کند. و هر قدر کرنش و تواضع و بندگی انسان نسبت به خدا بیشتر و خالصانه تر باشد، محبت و عشق او به خدا بیشتر و شدیدتر می شود تا آنجا که انسان محب می خواهد در برابر محبوبش فدا شود و فانی در ذاتش گردد.(151)
خلاصه
همه موجودات جهان آفرینش بنا به غریزه ذاتی به نوعی در برابر هستی بخش یکتا کرنش کرده، او را تسبیح می گویند. در این میان، انسان به عنوان اشرف مخلوقات وظیفه بس سنگین تری دارد. غرض از آفرینش انسان به گواه قرآن کریم، تنها بندگی خداوند بزرگ است.
اینکه خداوند غرض از افرینش انسان را به طور مستقیم به خودش نسبت می دهد، می رساند که غرض از خلقت انسان فقط عبادت است.
عبادت و عبودیت هر دو به معنای تذلل همراه با تقدیس است، ولی عبادت در رساندن معنا رساتر است.
عبادت به دو معناست: عبادت به تسخیر، و عبادت به اختیار. نوع اخیر مخصوص انسان است که دارای اختیار و شعور و آگاهی عقلانی است، و از طریق عبادت خدا سزاوار پاداش اخروی می شود.
همه اعمال و عبادات متعارف (و غیر متعارف) دینی در یک چیز بگونه اشتراک معنوی مشترکند، و آن: اظهار تذلل و تضرع به درگاه خداوند و فقط به او دلبستن و عشق ورزیدن، و از غیر او دل کندن و بریدن است.
یکی از علل مهم پرستش خدا شکرگزاری در برابر نعمتهایش می باشد، و دو نعمت بزرگ آفرینش و هدایت انسان، وظیفه شکرگزاری اش را نسبت به خدا سنگین تر می کند. یکتایی خدا و عظمت بزرگی بینهایتش نیز اقتضا می کند که انسان در پیشگاه او سجده و کرنش کند و برای اینکه بتواند مسیر تکامل و سازندگی را بپیماید تا به هدف نهایی آفرینش خویش نایل آید، باید خدا را بپرستد. حس مذهبی و نیاز فطری انسان به پرستش معبود حقیقی، نیز او را وامی دارد تا تنها خدا را بپرستد و فقط به او عشق بورزد.
پرسش
1-اینکه خداوند در قرآن کریم مسأله غرض از خلقت انسان را بدون واسطه به خودش نسبت داد چه چیزی را می رساند؟
2-عبودیت و عبادت را تعریف کرده، حقیقت عبادت را بیان کنید.
3-انگیزه های عبادت را نام ببرید.
4-چگونه خداپرستی فطری است؟
درس پانزدهم