فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

هدف آفرینش

انسان، موجود پژوهشگر

حسّ کنجکاوی و پژوهشگری نهفته در فطرت پاک و اصیل بشر، وی را به جستجو و پرسش وا می دارد. این حس در همه افراد انسان کم و بیش وجود دارد.
در میان صدها سؤال انسان، چند پرسش است که از روز نخست پیدایش وی در این کره خاکی برای همه کسانی که از عقل سلیم و قدرت تفکر برخوردار بوده و می باشند مطرح بوده و هست. از طرف دیگر، انسان به خاطر اهمیّت و حساسیتی که دارد، نمی تواند به آسانی و بی تفاوت از کنار آن بگذرد؛ زیرا پرسشها، پیرامون فلسفه وجودی انسان بوده و پاسخ صحیح به آنها از معمای وجود انسان و راز پیدایش او پرده برداشته و سرنوشت او را رقم می زند. از این رو، پیوسته درصدد کشف راز پیدایش خویش و جهان هستی بوده و هست.
این پرسشها عبارتند از: از کجا آمده ایم؟ برای چه آمده ایم؟ به کجا خواهیم رفت؟ راز خوشبختی، چیست؟ و...
حضرت امیر (ع) در این باره فرمود:
رحم اللَّه امرءاً اعدّ لنفسه و استعدّ لرمسه و علم من این و فی این و الی این (126)
خدا رحمت کند انسانی را که نفس خویش را بارور سازد، و مستعد و مهیای مرگ گرداند، و بداند که از کجا آمده است، و در کجا قرار دارد و به کجا می رود.
تأثیر مبانی بر شناخت هدف آفرینش
یکی از اموری که در پاسخ (درست یا نادرست) پرسشهای یاد شده، تأثیر بسزایی دارد، چگونگی نگرش به انسان و جهان است. توضیح اینکه هر کس از جهان بینی خاصی پیروی می کند و در دیدگاههای فکری و عقیدتی خود پایبند به اصول آن جهان بینی است و در نگرش به مسایل و پاسخ به آنها بطور طبیعی از آن جهان بینی پیروی کرده، بر آن اساس، به سؤالات پاسخ می دهد، و به ارزیابی آنها می پردازد. پس، پاسخها متفاوت و چه بسا متضاد خواهد بود.
به عنوان مثال، کسی که از جهان بینی مادی پیروی کرده و همه پدیده ها و موجودات، از جمله انسان را با عینک مادی و حسی ارزیابی می کند، نسبت به انسان و هدف آفرینش او نیز در همان چهارچوب مادی می اندیشد، و با ابزار حس و تجربه نظر می دهد بر عکس کسی که از جهان بینی توحیدی پیروی می کند و به ارزشهای الهی پایبند است بناچار در نگرش به مسایل و ارزیابی و پاسخگویی سؤالات از همان دیدگاه توحیدی کمک می گیرد. بنابراین، هر پاسخی واقع بینانه نخواهد بود.
روشن است کسی می تواند به این پرسشها پاسخ صحیح و منطقی بدهد که از جهان بینی صحیح و منطقی برخوردار باشد و در دیدگاههای فکری، عقیدتی از آن پیروی کند.
اکنون باید دید چه نوع جهان بینی می تواند به این سؤالات، پاسخ درست و واقعی بدهد؟

خداشناسی و تأثیر آن بر هدف آفرینش

آن جهان بینی ای می تواند به مسایل انسان، بویژه هدف از آفرینش او پاسخ درست و منطقی بدهد که ارزیابی درستی از انسان و جهان داشته باشد و نیازهای اصیل و فطری را مورد شناسایی قرار داده، و در پی برآوردن این گونه نیازها باشد.
چنانچه در جای خود اثبات شده، این نوع جهان بینی واقع نگر بطور قطع، به وجود مبدئی با شعور بنام «خدا» معتقد بوده، و مدعی است که راهیابی انسان به سوی تعالی و کمال، بدون تفکر برخاسته از دیدگاه توحیدی میسر نبوده و هدف آفرینش انسان نیز معنا پیدا نمی کند.
بنابراین، اگر بخواهیم هستی خود و جهان را بدون وجود مبدئی باشعور، ارزیابی و تبیین کنیم، هیچ گاه نمی توانیم به پاسخ درست هدف آفرینش، دست یابیم. بطور کلی، بدون اعتقاد به خدا و جهان بینی توحیدی نمی توان هدفی را برای جهان هستی در نظر گرفت، زیرا هستی بدون مبدأ هستی بخش، پوچ و بیهوده خواهد بود. این تنها اندیشه توحیدی است که برای آفرینش انسان و جهان هدفی در نظر گرفته آفرینش آنها را عبث و بیهوده نمی داند.
قرآن کریم با اشاره به همین مطلب می فرماید:
و ما خلقنا السّماء و الارض و ما بینهما لاعبین (127)
ما آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو قرار دارد به بازیچه نیافریدیم.
خداوند متعال در آیه دیگری خطاب به انسان چنین می فرماید:
افحسبتم انّما خلقناکم عبثاً و انّکم الینا لاترجعون (128)
آیا چنین پنداشتید که ما شما را عبث و بیهوده آفریدیم و (پس از مرگ) هرگز به سوی ما باز نخواهید گشت؟
براستی، اگر انسانهای هدفدار و کمالجو در پیرامون آفرینش آسمانها و زمین و موجودات آنها به تحقیق و تفکر بپردازند، به این حقیقت غیرقابل انکار یعنی هدفداری آفرینش هستی و انسان پی خواهند برد، آن گاه خود زبان به اعتراف گشوده و به این حقیقت گواهی می دهند. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:
الّذین یذکرون اللَّه قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکّرون فی خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النّار (129)
آنان که در حالت ایستاده و نشسته و خوابیده بر پهلو، خدا را یاد می کنند و پیوسته درباره خلقت آسمانها و زمین اندیشه می کنند و می گویند: پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده و باطل نیافریده ای، پاک و منزهی، ما را (به لطف خود) از عذاب آتش نگاه دار.
چنانچه ملاحظه کردیم، خداوند در این آیات، هرگونه پندار پوچی و بیهودگی در آفرینش جهان هستی و هدفداری نظام خلقت را نفی و تصریح می کند که همه موجودات جهان هرچند به ظاهر ناچیز و بی مقدار به حساب آیند، ولی در نظام متقن و هدفدار آفرینش روی محاسبه دقیق علمی و عقلی آفریده شده و هدفی را تعقیب می کنند.
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار!
در قرآن کریم به آیات بسیاری برمی خوریم که در آنها عبارت «سخّر لکم» یعنی برای شما رام و مسخّر گردانید، به چشم می خورد.(130) از آنجا که بحث و تحقیق پیرامون واژه تسخیر ما را در پاسخ به پرسش هدف آفرینش موجودات، یاری می دهد، به شرح و تفسیر آن می پردازیم. قرآن کریم می فرماید:
الم تروا انّ اللَّه سخّر لکم ما فی السّموات و ما فی الارض و اسبغ علیکم نعمه ظاهرةً و باطنةً (131)
آیا نمی بینید که خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است، مسخر شما کرده و نعمتهای ظاهری و باطنی اش را بر شما گسترده است.
واژه تسخیر به معنای وادار کردن فاعل به فعلش می باشد، بطوری که فاعل فعل خود را به اراده اش انجام ندهد، بلکه به اراده تسخیرکننده انجام دهد همان طور که نویسنده قلم را وادار می کند تا به اراده او بنویسد، و مولا خدمتگزارش را وادار می کند تا مطابق دستور او کار را انجام دهد. اسباب مؤثر در عالم نیز چنین هستند و آن کاری را انجام می دهند که خدا می خواهد.
از آنچه گذشت معلوم می شود که لام در کلمه لکم لام تعلیل غایی است و معنای آن به خاطر شما است.(132) با این بیان، معنای آیه چنین می شود: آنچه در آسمانها و زمین است، به خاطر شما و برای شما آفریده شده است. البته تسخیر موجودات آسمانی و زمینی برای انسان مفهوم وسیعی دارد که هم شامل اموری می شود که در قبضه اختیار اوست و با میل و اراده اش آنها را در مسیر منافع خود به کار می گیرد و هم اموری که در اختیار انسان نیست اما خداوند آنها را مأمور ساخته که به انسان خدمت کنند، همچون خورشید و ماه و ستارگان. بنابراین، از مجموع این گونه آیات چند نتیجه می گیریم:
همه موجودات مسخر فرمان خدا در طریق سود انسانها هستند، خواه مسخر فرمان انسان باشند یا نباشند.
انسان تکامل یافته ترین موجود این جهان است، و از نظر جهان بینی اسلام آن قدر به او ارزش و مقام داده شده که همه موجودات دیگر مسخر او هستند ؛ انسانی که خلیفةاللَّه است و برخوردار از کرامت ذاتی!
خلاصه
انسان با برخورداری از حس کنجکاوی و پژوهشگری، پیوسته سؤالهایی را در زمینه های مختلف مطرح ساخته، و می کوشد تا مجهولات مربوط به معمای وجود خویش و موجودات اطرافش را حل کند. از میان انبوه سؤالات، چند سؤال است که ضمن فراگیر بودن میان همه انسانها از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و سرنوشت ساز است آن سؤالات عبارتند از: از کجا آمده ایم؟ برای چه آمده ایم؟ و به کجا خواهیم رفت؟
مبانی فکری - عقیدتی افراد و گروهها برخاسته از جهان بینی خاصّی است که در پاسخگویی به این سؤالات تأثیر مستقیم دارد. با توجه به اینکه جهان بینی ها متفاوت و گاه متضاد است بناچار پاسخ به این پرسشها نیز متفاوت خواهد بود.
بررسیها نشان می دهد تنها جهان بینی ای که می تواند به این سؤالات پاسخ درست بدهد، آن جهان بینی است که به وجود مبدئی با شعور به نام «خدا» گواهی دهد. این جهان بینی فقط جهان بینی توحیدی است، زیرا با تکیه بر فطرت پاک و اصیل انسانی درصدد رفع نیازهای فطری انسان برمی آید، و می تواند تفسیر درست و منطقی از جهان هستی و هدف آفرینش انسان و جهان ارائه دهد.
در همین راستا، قرآن کریم در آیات بسیاری، علاوه بر آنکه اندیشه پوچگرایی و بیهودگی این جهان را به شدت مردود دانسته است، با قاطعیت تمام تصریح کرده که در آفرینش تک تک موجودات جهان هستی هدفی نهفته است. همچنین در بعضی از آیات، اعلان داشته که خداوند همه موجودات آسمانی و زمینی را به نوعی مسخّر انسان قرار داده و در خدمت او نهاده تا انسان با بهره وری از آنها به هدف عالی آفرینش خویش نایل آید.
پرسش
1-چه نوع پرسشهایی مربوط به هدف آفرینش انسان می باشد؟
2-چه رابطه ای میان مبانی فکری - عقیدتی و شناخت هدف آفرینش وجود دارد؟ شرح دهید.
3-کدام یک از جهان بینی ها می تواند تفسیر درست و قابل قبولی از هدف آفرینش انسان و جهان ارائه کند؟
4-چگونه خداشناسی در تبیین درست هدف آفرینش انسان تأثیر دارد؟
5-هدف آفرینش موجودات جهان هستی چیست؟
درس چهاردهم