فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

کرامت اختیاری

قرآن کریم علاوه بر آیه هایی که در آنها از ویژگیهای وجودی انسان و امتیازهای ذاتی او بر سایر موجودات مادی سخن به میان آورده و به اصطلاح کرامت تکوینی انسان را مطرح کرده است؛ در برخی دیگر از آیه ها نوعی دیگر از کرامت را خاطر نشان ساخته که به آن کرامت اختیاری می گویند.(107) قرآن راه رسیدن به این نوع کرامت را نیز فرا راه انسان قرار داده است. چنانچه در درس گذشته اشاره شد، انسان به خاطر داشتن روح خدایی دارای استعدادهای سرشار رشد یابنده و متعالی است، که اگر بخواهد می تواند تحت تعلیم و تربیت اسلامی به کرامتهای والای نفسانی و منزلتهای ارزشمند انسانی برسد.
به تصریح قرآن، هم راههای رشد و کمال، و هم راههای رکود و انحطاط به نفس آدمی الهام شده(108) و هم توان لازم برای طی مسیر کمال در نهاد او قرار داده شده است؛ علاوه بر این هیچ گونه محدودیتی در انتخاب شیوه درست جهت رسیدن به آن کرامتها در پیش روی او نیست، و از آزادی و اختیار کامل در رفتار و کردار برخوردار است.(109)
در این درس راه یا راههای رسیدن به کرامت اختیاری و برخی مسایل دیگر مربوط به آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

تقوا و کرامت

در اینجا دو مسأله قابل بحث است: یکی اینکه انسان مسافر است و مسافر ره توشه و زاد راه می خواهد. دیگر اینکه زاد راه انسان که مسافر به سوی خداست، فقط تقواست، و اگر کسی اهل تقوا نبود، در بین راه می ماند.
توضیح این که قرآن کریم انسان را مسافری معرفی می کند که به سمت اللَّه در حرکت است، و راه درازی در پیش دارد که توأم با رنج و زحمت است، و سرانجام خداوند را ملاقات می کند.(110) انسان اگر بخواهد به جمال الهی و رحمت خاص او، و در نتیجه به کمال مطلوب انسانی برسد، باید این سفر را با زاد و توشه الهی طی کند. و خداوند نیز زاد و توشه این سفر پر رنج همراه را سعادت را معین کرده است:
تزوّدوا فانّ خیر الزّاد التّقوی (111)
زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه، پرهیزگاری است.
در قرآن بجز تقوا چیز دیگری به عنوان توشه مسافر به سوی خدا معرفی نشده است. به فرموده قرآن تقوا تنها چیزی است که از انسان به خدا می رسد؛(112) بنابراین، فقط تقواست که معیار و مدار ارزشهای اصیل اسلامی، انسانی و کمالات روحی بوده، و تنها راه رسیدن به مقام قرب الهی کرامت نفسانی است.
گواه ما آیه زیر است که پس از خط بطلان کشیدن روی همه امتیازات ناپایدار قومی و نژادی و نظایر آن، چنین می فرماید:
انّ اکرمکم عند اللَّه اتقیکم (113)
همانا گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.
این آیه بصراحت بیان کرده که تنها معیار کرامت نزد خدا تقوا است و هر چه تقوا بیشتر باشد کرامت انسان نزد خدا افزونتر است. از این رو، هر چه انسان بکوشد تا از تقوای بیشتری برخوردار شود، به همان نسبت نزد خدا محبوبتر و به لقای او نزدیکتر است، چنان که قرآن کریم نیز ضمن فرمان عمومی بدان تصریح کرده و فرمود:
فاتّقوا اللَّه ما استطعتم (114)
هر چه می توانید تقوا پیشه کنید.
بنابراین، کرامت انسان حدی ندارد، چون تقوا که پایه و اساس کرامت است، محدود نیست.(115)
مطالب دیگری که از این آیه به دست می آید اینکه خداوند کرامت و تقوا را به خودش نسبت داده و از آنجا که طبق گفته قرآن هر چه که نزد خداست زوال ناپذیر و ثابت و حق است، چون خدا ثابت و حق و پایدار است،(116) پس کرامت و تقوا نیز ثابت و حق و پایدار است.

آیا انسان از فرشته برتر است؟

بعد از آنکه دانستیم، انسان بر سایر موجودات مادی برتری دارد، این پرسش مطرح می شود که آیا انسان برتر است یا فرشته؟ در این رابطه، متکلمان و مفسّران اسلامی دیدگاههای متفاوتی ارائه کرده اند.(117)
فشرده سخن اینکه هم انسان و هم فرشتگان دارای ویژگیها و برتریهای ذاتی هستند که سایر موجودات آن را ندارند.
فرشتگان بر حسب ذات، موجودات شریف و دارای مراتبی از کمال معنوی می باشند که از این حیث از سایرین برترند.(118) از جمله اینکه آنها دارای طینت کاملا پاک و بی آلایش بوده، و از هر گونه زشتی و پلیدی به دور می باشند،(119) از مقام خلوص در بندگی برخوردار بوده، از شرک و ریا و کفر و نفاق، پاک هستند؛(120) مطیع محض خدایند، و دستورات الهی را بدون چون و چرا عمل می کنند.(121)
در مقابل، انسانها نیز دارای منزلتها و کرامتهای ذاتی هستند که سایر موجودات (حتی فرشتگان در برخی جهات) از آن بی بهره اند. انسان دارای روح مقدس خدایی و استعداد رشد و تعالی بوده و قدرت ترک زشتی را دارد، و از آزادی عمل و اختیار کامل در انتخاب نوع عمل نیز برخوردار است.
توضیح اینکه، انسان از استعدادها و نیروهای مختلف مادی و معنوی، جسمانی و روحانی برخوردار است، و استعداد تکامل و پیشروی نامحدود دارد. به عبارت دیگر انسان موجودی دو بعدی است که یکسویش به خاک منتهی می شود، و سوی دیگرش به عرش پروردگار. به اصطلاح طرفه معجونی است کز فرشته سرشته و ز حیوان ، به خاطر همین دو بعد، قوس صعودی و نزولی، تکامل و انحطاط او بسیار وسیع است. جنبه خاکی و مادی انسان را گل بدبوی تیره رنگ «لجن» تشکیل می دهد(122) که فاقد هر گونه ارزشی است. به همین دلیل، قوس صعودی او آن قدر بالاست که می تواند به جایی برسد که بجز خدا نبیند، و نیز قوس نزولی او آن مقدار پایین ا ست که از چهارپایان پست تر خواهد شد.(123)
با این بیان نتیجه می گیریم که فرشتگان از حیث ذات (کرامت ذاتی و تکوینی) به خاطر دارا بودن پاکی مطلق و عصمت از گناه و مطیع محض خدا بودن و خلوص نیت، برتر از انسان هستند که ذاتش آمیخته با هواهای نفسانی و قوای غضب و شهوانی می باشد؛ و نیز اعمالش آلوده به شرک خفی و جلی و علاقه های نفسانی است که به عبارت دیگر کمالی که انسان در پی آن است و می خواهد با مبارزه مستمر با نفس اماره و خودسازی، و استمرار در طاعت و بندگی به آن دست یابد، فرشتگان در آغاز وجودشان بالفعل دارند.
از آنجا که انسان دارای استعداد کمال یابی بوده، و میدان عملش باز است و نیز قدرت بر تعیین مسیر خویش دارد، می تواند بر اثر تداوم جهاد با نفس و تصفیه درون و بیرون و طاعت و بندگی، و نیز فراگیری معارف الهی به درجه ای از کمال معنوی و طهارت روحی (کرامت اختیاری) برسد که بسی فراتر از مقام و منزلت فرشته باشد؛ تا جایی که سزاوار تقدیس و تکریم همگان بویژه فرشتگان شود؛ مقامی که بندگان مخلص خدا از پیامبران، اوصیا و اولیا، بویژه پیامبر عظیم الشأن اسلام و امامان معصوم (ع) دارا بوده اند.(124)
گواه این سخن احادیثی است که از پیشوایان معصوم (ع) نقل شده است. از جمله، حضرت علی (ع) می فرماید:
خداوند عزّ و جلّ در فرشتگان عقل قرار داد بدون شهوت و غضب، و در حیوانات مجموعه ای از غضب و شهوت قرار داد بدون عقل، و در بنی آدم هر دوی آنها را نهاده است؛ پس اگر عقل بر شهوتش پیروز شود، از فرشتگان برتر است، و اگر شهوتش بر عقلش چیره گردد، از حیوانات شرورتر (و پست تر) می شود. (125)