فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

مظاهر کرامت تکوینی

چنانچه گفتیم قرآن روح را به عنوان گوهر اصلی وجود انسان به عنوان یک موجود شریف و کریم معرفی می کند و آن را منشأ کرامت و فضیلت بر سایرین می داند، لیکن این بدین معنا نیست که زیباییهای جسم و موزون بودن این کالبد خاکی در برتری انسان نقش نداشته باشد. باید گفت: برتری انسان، محصول روح در قالب جسم زیبا و موزون با ترکیب ویژه اش می باشد.
برای همین، علما و مفسران در مورد اینکه انسان به چه چیز گرامی داشته شده، نظرات گوناگونی ارائه کرده اند. برخی کرامت و یا بهتر بگوییم مظاهر کرامت انسان را قوه عقل و نطق و استعدادهای مختلف و آزادی اراده او می دانند. بعضی موهبت انگشتان را که انسان با آن کارهای ظریف و دقیق را می تواند انجام دهد و نیز قدرت بر نوشتن را معرفی می کنند. برخی برتری انسان را به این می دانند که تقریبا تنها موجودی است که می تواند غذای خود را با دست بخورد و برخی به اندام موزون و قامت راست، و بعضی به خاطر سلطه او بر تمام موجودات روی زمین، و بعضی دیگر به خاطر شناخت خدا و قدرت بر طاعت فرمان او می دانند.(104)
روشن است که همه این امکانات در انسان جمع است و هیچ گونه تضادی با هم ندارند. بنابراین، گرامیداشت خدا نسبت به این مخلوق بزرگ، به واسطه این مواهب و غیر اینهاست، که برخی از آنها مختص انسان است، و برخی مشترک، ولی انسان از دیگران بیشتر و کاملترش را دارد.
بررسیها نشان می دهد که بزرگترین ویژگیهای انسان دو چیز است:
1 - عقل
2 - اختیار و اراده
عقل و قوه اندیشه برخاسته از روح خدایی است که منشأ کارهای فوق العاده و ممتاز است و انسان می تواند در سایه تواناییهای ذهنی و استعداد فراگیری به معارف بلند الهی دست یابد، و راه سلطه بر جان و جهان را هموار کرده، و به اصطلاح مام طبیعت را مسخّر و مطیع خویش گرداند.(105)
همچنین با استفاده از اراده و اختیار و آزادی عمل و با کمک عقل می تواند راه و روش دلخواه خویش، بویژه راه رشد و کمال را برگزیند و مراتب کمال را در نوردد تا به مقام والای انسان کامل برسد (مقامی که انبیاء و اولیای الهی بویژه پیامبر عظیم الشأن اسلام و امامان معصوم (ع) مرتبه کامل آن را دارا بودند). بنابراین، عقل، و اراده نشأت گرفته از عقل است که انسان را از سایر موجودات بویژه حیوانات ممتاز می کند، زیرا کارهای آنها از غرایز سرچشمه می گیرد، و به هیچ وجه ارادی نیست.(106)
خلاصه
قرآن علاوه بر امتیازهایی که برای نوع آدم ذکر می کند، امتیازهای دیگری را تحت عنوان کرامت تکوینی برای انسان خاطر نشان می سازد. و نیز اضافه می کند که انسانها می توانند با باروری استعدادها و شکوفا ساختن قابلیتهای ذاتی خویش، به کرامتها و فضیلتهای بالاتری دست یابند.
کرامت انسان، یعنی برخورداری از موهبتی خاص (عقل) که دیگر موجودات مادی فاقد آن هستند و فضیلت انسان یعنی برخورداری بیشتر او از موهبتهایی که به سایر موجودات مادی نیز داده شده است.
بزرگترین و عمده ترین ویژگی انسان، همانا عقل و اراده و اختیار اوست. عقل، موجب شکوفا شدن استعدادهای انسانی و سبب گسترش علوم و معارف بلند انسانی الهی می شود، اراده و اختیار راه کمال و رشد و تعالی نامحدود را برای انسان هموار می سازد.
پرسش
1 - از آیه کرامت چه می فهمید؟
2 - تفاوت میان کرامت و فضیلت را بنویسید؟
3 - مظاهر کرامت تکوینی چیست؟ به اختصار شرح دهید.
4 - بزرگترین ویژگیهای انسان چیست؟
درس دوازدهم

کرامت اختیاری

قرآن کریم علاوه بر آیه هایی که در آنها از ویژگیهای وجودی انسان و امتیازهای ذاتی او بر سایر موجودات مادی سخن به میان آورده و به اصطلاح کرامت تکوینی انسان را مطرح کرده است؛ در برخی دیگر از آیه ها نوعی دیگر از کرامت را خاطر نشان ساخته که به آن کرامت اختیاری می گویند.(107) قرآن راه رسیدن به این نوع کرامت را نیز فرا راه انسان قرار داده است. چنانچه در درس گذشته اشاره شد، انسان به خاطر داشتن روح خدایی دارای استعدادهای سرشار رشد یابنده و متعالی است، که اگر بخواهد می تواند تحت تعلیم و تربیت اسلامی به کرامتهای والای نفسانی و منزلتهای ارزشمند انسانی برسد.
به تصریح قرآن، هم راههای رشد و کمال، و هم راههای رکود و انحطاط به نفس آدمی الهام شده(108) و هم توان لازم برای طی مسیر کمال در نهاد او قرار داده شده است؛ علاوه بر این هیچ گونه محدودیتی در انتخاب شیوه درست جهت رسیدن به آن کرامتها در پیش روی او نیست، و از آزادی و اختیار کامل در رفتار و کردار برخوردار است.(109)
در این درس راه یا راههای رسیدن به کرامت اختیاری و برخی مسایل دیگر مربوط به آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

تقوا و کرامت

در اینجا دو مسأله قابل بحث است: یکی اینکه انسان مسافر است و مسافر ره توشه و زاد راه می خواهد. دیگر اینکه زاد راه انسان که مسافر به سوی خداست، فقط تقواست، و اگر کسی اهل تقوا نبود، در بین راه می ماند.
توضیح این که قرآن کریم انسان را مسافری معرفی می کند که به سمت اللَّه در حرکت است، و راه درازی در پیش دارد که توأم با رنج و زحمت است، و سرانجام خداوند را ملاقات می کند.(110) انسان اگر بخواهد به جمال الهی و رحمت خاص او، و در نتیجه به کمال مطلوب انسانی برسد، باید این سفر را با زاد و توشه الهی طی کند. و خداوند نیز زاد و توشه این سفر پر رنج همراه را سعادت را معین کرده است:
تزوّدوا فانّ خیر الزّاد التّقوی (111)
زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه، پرهیزگاری است.
در قرآن بجز تقوا چیز دیگری به عنوان توشه مسافر به سوی خدا معرفی نشده است. به فرموده قرآن تقوا تنها چیزی است که از انسان به خدا می رسد؛(112) بنابراین، فقط تقواست که معیار و مدار ارزشهای اصیل اسلامی، انسانی و کمالات روحی بوده، و تنها راه رسیدن به مقام قرب الهی کرامت نفسانی است.
گواه ما آیه زیر است که پس از خط بطلان کشیدن روی همه امتیازات ناپایدار قومی و نژادی و نظایر آن، چنین می فرماید:
انّ اکرمکم عند اللَّه اتقیکم (113)
همانا گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.
این آیه بصراحت بیان کرده که تنها معیار کرامت نزد خدا تقوا است و هر چه تقوا بیشتر باشد کرامت انسان نزد خدا افزونتر است. از این رو، هر چه انسان بکوشد تا از تقوای بیشتری برخوردار شود، به همان نسبت نزد خدا محبوبتر و به لقای او نزدیکتر است، چنان که قرآن کریم نیز ضمن فرمان عمومی بدان تصریح کرده و فرمود:
فاتّقوا اللَّه ما استطعتم (114)
هر چه می توانید تقوا پیشه کنید.
بنابراین، کرامت انسان حدی ندارد، چون تقوا که پایه و اساس کرامت است، محدود نیست.(115)
مطالب دیگری که از این آیه به دست می آید اینکه خداوند کرامت و تقوا را به خودش نسبت داده و از آنجا که طبق گفته قرآن هر چه که نزد خداست زوال ناپذیر و ثابت و حق است، چون خدا ثابت و حق و پایدار است،(116) پس کرامت و تقوا نیز ثابت و حق و پایدار است.