فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

مسجود فرشتگان

انسان، برگزیده خدا در زمین، شایسته مقام خلیفة اللهی ، برخوردار از مقام والای علمی علم اسماء ، متصف به شرافت ذاتی به نام روح خدایی است که دربردارنده استعدادهای لازم جهت رسیدن به بالاترین درجه تکامل و قرب الهی است. از این رو سزاوار چنان تعظیم و تقدیسی است که خدایش به فرشتگان فرمان سجده و کرنش در برابرش داد و فرمود:
واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الّا ابلیس ابی واستکبر وکان من الکافرین (95)
و هنگامی که به فرشتگان گفتیم بر آدم سجده (وکرنش) کنید، همگی سجده کردند، جز شیطان که سر باز زد، و تکبّر ورزید (و به خاطر نافرمانی و تکبر) از کافران شد.
چنانچه از قرآن بر می آید امر به سجده فرشتگان بر آدم، بعد از تکمیل آفرینش انسان و دمیده شدن روح در او صادر شده است(96) و همان طور که در بالا اشاره شد، این دلیل روشنی بر شرافت و بزرگی مقام انسان است، چون فرشتگان که خود مقربان درگاه ربوبی بودند، همگی موظف شدند که در برابر او سجده کنند، و هنگامی که یکی از آنان یعنی شیطان (97) با آن همه سوابق بندگی و منزلتی که نزد خدا داشت،(98) از فرمان سجده سرپیچی کرد، یکباره از مقام خود سقوط کرده، و از درگاه الهی برای همیشه رانده شد.(99)
با توجه به اینکه منزلتهای برشمرده برای حضرت آدم منحصر در او نبوده و شامل همه کسانی که این مقامها را احراز کرده باشند، می شود. این فضیلت (مسجود فرشتگان) نیز منحصر به حضرت آدم نبوده، و هر کس از فرزندان وی که دارای این منزلتها باشند، و یا از طریق شکوفا کردن استعدادهای خود به این مقام والای انسان کامل نایل آید، شامل این فضیلت می شود. این حقیقت از آیه 11 سوره اعراف بخوبی استفاده می شود.(100)
خلاصه
قرآن به بهترین شکل ممکن درباره انسان سخن گفته، و واقعیتهای مربوط به او را بیان کرده است.
قرآن در زمینه بیان واقعیتهای مربوط به انسان، او را با عالیترین تعبیر ستوده و به عنوان خلیفة اللَّه معرّفی کرده است.
شواهد موجود نشان می دهد که مراد از خلافت، جانشینی خدا در زمین می باشد؛ از جمله اینکه وقتی فرشتگان از خداوند تقاضای این مقام را کرده بودند، آن را رد کرده، و آنان را شایسته این مقام ندانسته است. این می رساند که خلافت مورد نظر، مقام و منصب بسیار ارزشمند و مهمی است که حتی فرشتگان مقرب الهی سزاوار آن نیستند.
از آیه های قرآن بر می آید که مقام خلافت و جانشینی خدا مخصوص حضرت آدم (ع) نبوده، بلکه هر کس از فرزندان او که شایستگیهای لازم روحی و اخلاقی را دارا باشد و یا آن را به دست آورد، سزاوار این منزلت بزرگ الهی نیز خواهد بود.
از جمله منزلتهای دیگر ممتاز انسان که او را سزاوار مسجود فرشتگان الهی کرده است، دمیده شدن روح خدایی در اوست؛ روحی که خداوند با نسبت دادن آن به خود، بدان شرافت و قداست بسیار زیادی بخشیده است. این روح خدایی است که به انسانیت انسان و اصالتش معنا بخشیده و زمینه خداگونه شدن را فراهم کرده است. و در سایه رشد و کمال معنوی و روحی می تواند به جایی برسد که جز خدا را نبیند!
پرسش
1 - نگرش مثبت و منفی قرآن درباره انسان بر چه اساسی است؟
2 - مراد از خلافت در آیه چیست؟ توضیح دهید.
3 - چگونه انسانهای پس از آدم (ع) می توانند به مقام جانشینی خدا در زمین برسند؟
4 - اضافه روح به خدا در آیه های قرآن، چه نوع اضافه ای بوده، و مراد از آن چیست؟
5 - چه ویژگیهایی در انسان نخستین و فرزندان او وجود دارد که آنان را سزاوار سجده فرشتگان کرده است؟
درس یازدهم

کرامت تکوینی

از آنچه گذشت بدست آمد که قرآن کریم برای حضرت آدم، به عنوان نمونه انسان کامل، امتیازها و منزلتهایی در نظر گرفته است. این امتیازها اختصاص به آدم نخستین ندارد، بلکه هر کس از فرزندان او که مقام انسان کامل را کسب کند یا بتواند به مرتبه ای از این مقام نایل آید، به همان نسبت استحقاق آن امتیازها را خواهد داشت. آیه های دیگری برای نوع بنی آدم امتیازها و کمالاتی که ثابت کرده و بر کرامت «تکوینی» و فضیلت ذاتی او بر بسیاری از موجودات مادی دیگر تأکید ورزیده است؛ همچنین در آیه های دیگری نیز خاطر نشان شده که انسان شایستگی کرامت و فضیلت افزون بر آن را نیز داراست و می تواند در سایه تلاش و مبارزه پیوسته با نفس اماره و پلیدیها و شیطان وسوسه گر به مقامی بس والا و حتی بالاترین درجه از میان همه موجودات جهان آفرینش برسد، و به برترین کرامتها و کمالات روحی و اخلاقی دست یابد.
یکی از آیه هایی که کرامت ذاتی و تکوینی انسانها را بیان می کند چنین است:
ولقد کرّمنا بنی آدم وحملناهم فی البرّ والبحر ورزقناهم من الطّیّبات وفضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلا (101)
ما بنی آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم، و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم، و بر بسیاری از آنهایی که آفریدیم، برتری بخشیدیم.
یعنی ما در سرشت انسانها استعدادها و لیاقتهایی قرار داده، و به او امکاناتی (نظیر نیروی تفکر و عقل و قدرت تصمیم گیری و اختیار و مانند آن) عطا کردیم که در سایه آن بر بسیاری از موجودات مادی برتری پیدا کرده است، همچنین بر اثر استمداد از نیروی عقل و اختیار و آزادی، قدرت یافت تا به سفرهای دریایی (هوایی و غیر آن) بپردازد و از میان روزیها، پاکیزه ترین و بهترین آن(102) را برگزیند.

تعریف کرامت تکوینی و فرق آن با فضیلت

از گفتار سابق استفاده می شود که کرامت تکوینی، یعنی آن دسته از شایستگیهای ذاتی و استعدادهای انسانی که می تواند در معرض هدایت و تربیت تعالیم آسمانی پیامبران قرار گیرد، و باعث رشد و صعود انسان به مراتب کمال و مقامات والای انسانی می شود و انسان را تا سر حد فرشته شدن بالاتر از آن تعالی می بخشد. بنابراین، کرامت تکوینی، یعنی برخورداری از شرافت وجودی نشأت گرفته از روح مقدس خدایی.
در مورد تفاوت کرامت با فضیلت، نظرات گوناگونی از سوی مفسّران ارائه شده است. از میان آنها نظر علامه طباطبایی بهتر و به واقع نزدیکتر می باشد. ایشان پس از بحث پیرامون کرامت و فضیلت می نویسد:
هر یک از دو کلمه تفضیل و تکریم ناظر به یک دسته از موهبتهای الهی است که به انسان داده شده است؛ تکریمش به دادن عقل است که به هیچ موجود دیگری داده نشد، و انسان به وسیله آن خیر را از شر و نافع را از مضر و نیک را از بد تمیز می دهد؛ موهبتهای دیگری از قبیل تسلط بر سایر موجودات و استخدام و تسخیر آنها برای رسیدن به هدفها، از قبیل نطق و خط و امثال آن نیز زمانی محقق می شود که عقل باشد.
تفضیل انسان بر سایر موجودات به این است که از آنچه که به آنها داده، سهم بیشتری به انسان داده است. اگر حیوان غذا می خورد، خوراک ساده اش از گوشت و یا میوه و یا گیاهان و یا غیر آن است، ولی انسان که در این جهت با حیوان شریک است، همان مواد غذایی را گرفته و انواع طعامهای پخته و خام را برای خود ابتکار می کند که نمی توان به شماره اش آورد، همچنین پوشیدنی و آشامیدنی و آمیزش جنسی و طریق مسکن گزیدن در حیوانات و انسان بدین قیاس است.(103)