فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

جانشین خدا در زمین

قرآن در عالیترین تعبیر خود درباره انسان، او را به عنوان جانشین خدا در زمین (خلیفة اللَّه) معرفی کرده است:
واذ قال ربّک للملائکة انّی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدّماء ونحن نسبّح بحمدک ونقدّس لک قال انّی أعلم ما لا تعلمون وعلّم آدم الأسماء کلّها ثمّ عرضهم علی الملائکة فقال أنبئونی بأسماء هؤلاء ان کنتم صادقین قالوا سبحانک لا علم لنا الّا ما علّمتنا انّک أنت العلیم الحکیم قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأئهم بأسمائهم قال ألم أقل لّکم انّی أعلم غیب السّماوات والأرض وأعلم ما تبدون وما کنتم تکتمون (84)
هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند (پروردگارا) آیا کسی را در زمین قرار می دهی که فساد و خونریزی کند (اگر هدف از آفرینش انسان عبادت و بندگی و تسبیح و تقدس توست) ما تو را عبادت و بندگی کرده، و به تقدس تو می پردازیم. پروردگار فرمود: من حقایقی می دانم که شما نمی دانید. سپس علم اسماء (موجودات زنده عقلانی در عالم غیب،(85) یا کلید فهم و درک همه چیزها(86)، یا نام همه موجودات حتی کوهها و ظرفها و یا نامهای چهارده معصوم (ع)،(87) یا علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات(88)) را همگی به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید اسامی اینها را برشمارید. فرشتگان عرض کردند: منزهی تو، ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده ای، نمی دانیم (و در حقیقت استعداد این علوم در ما نیست، و معترفیم که آدم موجودی است شایسته تر از ما، و اعتراف می کنیم) تو توانا و حکیمی.(خداوند) فرمود: آی آدم آنها را از اسامی (واسرار) این موجودات آگاه کن. هنگامی که آنها را آگاه ساخت، (خداوند) فرمود: نگفتم من غیب آسمانها و زمین را می دانم، و نیز آنچه را که شما آشکار می کنید یا پنهان می داشتید، می دانم.
با دقت در معنا و مفهوم بلند خلافت د رآیه مذبور به جایگاه بلند انسان نزد خدا و عظمت وجود او پی می بریم. درباره معنای خلافت گفته اند: خلافت، جایگزینی چیزی دیگر را گویند، و خلافت و جایگزینی تمام نمی شود، مگر اینکه خلیفه در جمیع شؤون وجود مستخلف و آثار و احکام و تدابیر او جانشین گردد.(89) به همین خاطر خلافت در اینجا (با توجه به دلایلی که علما و مفسران ذکر کرده اند) جز جانشینی خدا در زمین نبوده است.
نکته دیگر اینکه، گر چه تمام خلافت الهی برای انسان نخستین، یعنی حضرت آدم(ع) ثابت شده است، اما منحصر به ایشان نبوده و عمومیت دارد، و شامل انسانهای بعد از او نیز می شود. در این صورت معنای تعلیم اسماء به دیگران این می شود که خدای تعالی استعداد فراگیری این علم را در انسانها به ودیعه سپرده، بطوری که آثار آن به تدریج و پیوسته در آنها ظاهر می شود؛ البته به شرط اینکه خودشان شرایط لازم را کسب کنند.
گواه بر این عمومیت آیه دیگری است که می فرماید:
«ویجعلکم خلفاء الارض»(90)
و شما را جانشینان در زمین قرار می دهد.
درباره اینکه چه کسانی از فرزندان آدم توانسته و یا می توانند به این مقام برسند؟ باید گفت: کسانی از فرزندان آدم توانسته اند (ویا می توانند) به مقام والای خلافت و ولایت مطلق تکوینی الهی برسند، که «علم اسماء» را به تمام و کمال دارا بوده و به این صفت متصف شده باشند و آنها طبق دلایل و شواهد آشکار، پیامبران الهی (با مراتب درجات)، و در رأس آنان پیامبر خاتم (ص) و امامان معصوم (ع) از جانشینان بحق او می باشند که بطور کامل از این علوم برخوردار بوده و دارای مقام خلافت و ولایت تکوینی مطلق الهی بوده و بر جان و جهان حکومت کرده و می کنند.(91)

دمیده شدن روح خدا در انسان

یکی از ویژگیهای انسان که به او شرافت و عظمت خاصی بخشیده این است که خداوند او را در نیکوترین وجه و زیباترین ترکیب آفریده، و در او از روح خود دمیده است:
الّذی احسن کلّ شی ء خلقه و بدا خلق الانسان من طین ثمّ جعل نسله من سلالة ماء مهین ثمّ سوّاه و نفخ فیه من روحه... (92)
او کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید و آغاز آفرینش انسان را از گل قرار داد، سپس نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی قدر خلق کرده بعد اندام او را موزون ساخت، و از روح خویش در وی دمید.
درباره اینکه حقیقت روح چیست، باید گفت: همان طور که در قرآن تصریح شده آگاهی بشر نسبت به آن بسیار ناچیز است،(93) ولی با توجه به آیه های مربوط به روح، که در آنها خداوند روح را منسوب به خود دانسته است، روشن می شود که اضافه روح به خدا بدین معنا نیست که روح جزیی از خدا می باشد، بلکه از نوع اضافه تشریفی است، و نشانگر اوج شرافت و قداست این مخلوق خداوند است؛ یعنی در انسان از یک عنصر بسیار شریف و ارزشمندی به نام روح دمیده شد، و آن عنصر از چنان شرافت و قداستی برخوردار می باشد که سزاوار است روح خدا نامیده شود. مطلب مزبور خود گویای این واقعیت است که گر چه انسان از نظر «مادی» از خاک تیره و یا از آب بی مقداری به وجود آمده ولی از نظر معنوی و روحانی حامل روح الهی می باشد بگونه ای که انسانیت و اصالت او وابسته به آن است. به عبارت دیگر، همین روح دمیده شده در آدم است که او را سزاوار تقدیس و تکریم فرشتگان گردانید.(94)

مسجود فرشتگان

انسان، برگزیده خدا در زمین، شایسته مقام خلیفة اللهی ، برخوردار از مقام والای علمی علم اسماء ، متصف به شرافت ذاتی به نام روح خدایی است که دربردارنده استعدادهای لازم جهت رسیدن به بالاترین درجه تکامل و قرب الهی است. از این رو سزاوار چنان تعظیم و تقدیسی است که خدایش به فرشتگان فرمان سجده و کرنش در برابرش داد و فرمود:
واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الّا ابلیس ابی واستکبر وکان من الکافرین (95)
و هنگامی که به فرشتگان گفتیم بر آدم سجده (وکرنش) کنید، همگی سجده کردند، جز شیطان که سر باز زد، و تکبّر ورزید (و به خاطر نافرمانی و تکبر) از کافران شد.
چنانچه از قرآن بر می آید امر به سجده فرشتگان بر آدم، بعد از تکمیل آفرینش انسان و دمیده شدن روح در او صادر شده است(96) و همان طور که در بالا اشاره شد، این دلیل روشنی بر شرافت و بزرگی مقام انسان است، چون فرشتگان که خود مقربان درگاه ربوبی بودند، همگی موظف شدند که در برابر او سجده کنند، و هنگامی که یکی از آنان یعنی شیطان (97) با آن همه سوابق بندگی و منزلتی که نزد خدا داشت،(98) از فرمان سجده سرپیچی کرد، یکباره از مقام خود سقوط کرده، و از درگاه الهی برای همیشه رانده شد.(99)
با توجه به اینکه منزلتهای برشمرده برای حضرت آدم منحصر در او نبوده و شامل همه کسانی که این مقامها را احراز کرده باشند، می شود. این فضیلت (مسجود فرشتگان) نیز منحصر به حضرت آدم نبوده، و هر کس از فرزندان وی که دارای این منزلتها باشند، و یا از طریق شکوفا کردن استعدادهای خود به این مقام والای انسان کامل نایل آید، شامل این فضیلت می شود. این حقیقت از آیه 11 سوره اعراف بخوبی استفاده می شود.(100)
خلاصه
قرآن به بهترین شکل ممکن درباره انسان سخن گفته، و واقعیتهای مربوط به او را بیان کرده است.
قرآن در زمینه بیان واقعیتهای مربوط به انسان، او را با عالیترین تعبیر ستوده و به عنوان خلیفة اللَّه معرّفی کرده است.
شواهد موجود نشان می دهد که مراد از خلافت، جانشینی خدا در زمین می باشد؛ از جمله اینکه وقتی فرشتگان از خداوند تقاضای این مقام را کرده بودند، آن را رد کرده، و آنان را شایسته این مقام ندانسته است. این می رساند که خلافت مورد نظر، مقام و منصب بسیار ارزشمند و مهمی است که حتی فرشتگان مقرب الهی سزاوار آن نیستند.
از آیه های قرآن بر می آید که مقام خلافت و جانشینی خدا مخصوص حضرت آدم (ع) نبوده، بلکه هر کس از فرزندان او که شایستگیهای لازم روحی و اخلاقی را دارا باشد و یا آن را به دست آورد، سزاوار این منزلت بزرگ الهی نیز خواهد بود.
از جمله منزلتهای دیگر ممتاز انسان که او را سزاوار مسجود فرشتگان الهی کرده است، دمیده شدن روح خدایی در اوست؛ روحی که خداوند با نسبت دادن آن به خود، بدان شرافت و قداست بسیار زیادی بخشیده است. این روح خدایی است که به انسانیت انسان و اصالتش معنا بخشیده و زمینه خداگونه شدن را فراهم کرده است. و در سایه رشد و کمال معنوی و روحی می تواند به جایی برسد که جز خدا را نبیند!
پرسش
1 - نگرش مثبت و منفی قرآن درباره انسان بر چه اساسی است؟
2 - مراد از خلافت در آیه چیست؟ توضیح دهید.
3 - چگونه انسانهای پس از آدم (ع) می توانند به مقام جانشینی خدا در زمین برسند؟
4 - اضافه روح به خدا در آیه های قرآن، چه نوع اضافه ای بوده، و مراد از آن چیست؟
5 - چه ویژگیهایی در انسان نخستین و فرزندان او وجود دارد که آنان را سزاوار سجده فرشتگان کرده است؟
درس یازدهم