فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

انسان شناسی از دیدگاه عرفای اسلامی

یکی از زیباترین نگرشها به حقیقت انسان نگاهی است که عرفا به وی دارند. آنان انسان را دارای عمق و ژرفای بی نهایت می دانند که از ظاهر او، فهمیده نمی شود، بلکه با تلاش و دقت در باطنش می توان به آن حقایق پی برد. در عرفان بر خودشناسی بسیار تکیه شده و آن را منشأ اصلی خداشناسی دانسته اند. در این علم، اوضاع و احوال درون، قوای نیک و بد، تمایلات خیر و شرّ ش، کششها و جذبه های مختلف به دقت بررسی می شود. آنها معتقدند که اگر انسان هزاران علم و فن بیاموزد، اما خود را نشناخته باشد، ارزشی ندارد.
انسان در نزد عرفای اسلامی، موجود گرانقدر و عظیمی است که به سوی تکامل و ترقی پیش می رود، بگونه ای که می تواند فردی ممتاز و از هر جهت مورد رضایت و پذیرش الهی قرار گیرد. یکی از اموری که در عرفان اسلامی و عرفان تمامی مکتبهای شرق و غرب قابل قبول است و هر اندیشه و نظام عرفانی نظر خویش را به آن معطوف داشته و به صورت یک آرمان به آن پرداخته انسان کامل است؛ حتی آن عده از مکتبهایی که به دروغ از معرفت و عرفان سخن می گویند، ادّعا می کنند که می توانند افراد را با وفاداری به مکتبشان به کمال انسانی (انسان کامل) سوق دهند. بحث انسان شناسی در تاریخ عرفان اسلامی، اولین بار در آثار محی الدین عربی مطرح شد و پس از او دیگر عرفا درباره او سخن گفتند.
خلاصه
انسان دارای دو جنبه مادی و معنوی است و با اصل و زیربنا قرار دادن هر کدام، ناگزیر جنبه دیگر فرع آن خواهد شد.
بنا به اصیل دانستن جنبه حیوانی، بین انسان و حیوان تفاوتی وجود ندارد و هیچ دید و نگرشی بی طرفانه نخواهد بود و هر دیدی یک گرایش خاص مادی را منعکس می کند.
بنا به اصالت معنویت و انسانیّت، سیر تکامل انسان از حیوانیت آغاز و به سوی کمال انسانیت ختم می یابد.
دانشمندان از زوایا و جنبه های مختلف انسان را مورد مطالعه قرار داده اند که هر یک روزنه ای بر شناخت انسان است. شناخت واقعی انسان منوط به این است که هیچ زاویه ای از زوایای روحی انسان مخفی نماند انسان شناسی از دید عرفای اسلامی، منشأ خداشناسی است، انسان در نزد آنان موجودی رو به تکامل است و می تواند به صورت انسان کامل در آید.
پرسش
1 - دو جنبه مادی و معنوی انسان را توضیح دهید.
2 - لازمه اصالت حیوانیت انسان چیست؟
3 - لازمه اصالت انسانیت و معنویت انسان چیست؟
4 - انسان شناسی جامع کدام است؟
5 - انسان شناسی را از دید عرفای اسلامی توضیح دهید.
درس دهم

انسان در قرآن

قرآن به عنوان کاملترین کتاب آسمانی که قوانین حاکم بر نظام هستی و واقعیتهای مربوط به انسان و جهان را بیان کرده، و حقایق را آن چنان که هست بازگو می کند، درباره انسان به عنوان گل سر سبد جهان آفرینش و اشرف مخلوقات به بهترین شکل سخن گفته و از حقایق مربوط به او پرده برداشته است. با توجه به ویژگیهای این کتاب آسمانی می توان گفت آن گونه که قرآن درباره انسان سخن گفته هیچ کتاب آسمانی سخن نگفته است.
قرآن می خواهد شالوده جامعه ای نوین با الهام از وحی الهی و قوانین مترقی و حیاتبخش تحت رهبریهای پیشوایان معصوم (ع) پی ریزی کند که انسان تنها عنصر تشکیل دهنده آن است.
قرآن کریم بر پایه واقعیتهای مربوط به انسان از یکسو از وی ستایش کرده و از سوی دیگر نکوهش. عالیترین ستایشها و بزرگترین نکوهشهای قرآن مربوط به انسان است؛ برخی انسانها را از همه موجودات زمینی و آسمانی، حتی از فرشته برتر دانسته، و بعضی را از دیو و چارپایان پست تر شمرده است. از نظر قرآن، انسان موجودی است که توانایی دارد جهان را مسخّر خویش سازد، و فرشتگان را به خدمت گمارد(81) و نیز می تواند راه انحطاط و پستی را پیموده، از همه ارزشها تهی شود، و به پایین ترین درجه ممکن، و به تعبیر قرآن به اسفل السّافلین (82) سقوط کند. این انسان است که باید درباره خود تصمیم بگیرد، و سرنوشت نهایی خویش را تعیین کند.(83)
در اینجا آن قسمت از آیات قرآن کریم را که ارزشهای والا و ممتاز انسان را بیان می کند، و به تعبیر جامعتر، انسان را آن گونه که هست و یا بگونه ای که باید باشد تعریف کرده است، می آوریم. ارزشهای بسیار والا و منزلتهای ممتاز انسان که به او شخصیت برتر از فرشته داده است، عبارتند از:

جانشین خدا در زمین

قرآن در عالیترین تعبیر خود درباره انسان، او را به عنوان جانشین خدا در زمین (خلیفة اللَّه) معرفی کرده است:
واذ قال ربّک للملائکة انّی جاعل فی الأرض خلیفة قالوا أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدّماء ونحن نسبّح بحمدک ونقدّس لک قال انّی أعلم ما لا تعلمون وعلّم آدم الأسماء کلّها ثمّ عرضهم علی الملائکة فقال أنبئونی بأسماء هؤلاء ان کنتم صادقین قالوا سبحانک لا علم لنا الّا ما علّمتنا انّک أنت العلیم الحکیم قال یا آدم أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأئهم بأسمائهم قال ألم أقل لّکم انّی أعلم غیب السّماوات والأرض وأعلم ما تبدون وما کنتم تکتمون (84)
هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند (پروردگارا) آیا کسی را در زمین قرار می دهی که فساد و خونریزی کند (اگر هدف از آفرینش انسان عبادت و بندگی و تسبیح و تقدس توست) ما تو را عبادت و بندگی کرده، و به تقدس تو می پردازیم. پروردگار فرمود: من حقایقی می دانم که شما نمی دانید. سپس علم اسماء (موجودات زنده عقلانی در عالم غیب،(85) یا کلید فهم و درک همه چیزها(86)، یا نام همه موجودات حتی کوهها و ظرفها و یا نامهای چهارده معصوم (ع)،(87) یا علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات(88)) را همگی به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید اسامی اینها را برشمارید. فرشتگان عرض کردند: منزهی تو، ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده ای، نمی دانیم (و در حقیقت استعداد این علوم در ما نیست، و معترفیم که آدم موجودی است شایسته تر از ما، و اعتراف می کنیم) تو توانا و حکیمی.(خداوند) فرمود: آی آدم آنها را از اسامی (واسرار) این موجودات آگاه کن. هنگامی که آنها را آگاه ساخت، (خداوند) فرمود: نگفتم من غیب آسمانها و زمین را می دانم، و نیز آنچه را که شما آشکار می کنید یا پنهان می داشتید، می دانم.
با دقت در معنا و مفهوم بلند خلافت د رآیه مذبور به جایگاه بلند انسان نزد خدا و عظمت وجود او پی می بریم. درباره معنای خلافت گفته اند: خلافت، جایگزینی چیزی دیگر را گویند، و خلافت و جایگزینی تمام نمی شود، مگر اینکه خلیفه در جمیع شؤون وجود مستخلف و آثار و احکام و تدابیر او جانشین گردد.(89) به همین خاطر خلافت در اینجا (با توجه به دلایلی که علما و مفسران ذکر کرده اند) جز جانشینی خدا در زمین نبوده است.
نکته دیگر اینکه، گر چه تمام خلافت الهی برای انسان نخستین، یعنی حضرت آدم(ع) ثابت شده است، اما منحصر به ایشان نبوده و عمومیت دارد، و شامل انسانهای بعد از او نیز می شود. در این صورت معنای تعلیم اسماء به دیگران این می شود که خدای تعالی استعداد فراگیری این علم را در انسانها به ودیعه سپرده، بطوری که آثار آن به تدریج و پیوسته در آنها ظاهر می شود؛ البته به شرط اینکه خودشان شرایط لازم را کسب کنند.
گواه بر این عمومیت آیه دیگری است که می فرماید:
«ویجعلکم خلفاء الارض»(90)
و شما را جانشینان در زمین قرار می دهد.
درباره اینکه چه کسانی از فرزندان آدم توانسته و یا می توانند به این مقام برسند؟ باید گفت: کسانی از فرزندان آدم توانسته اند (ویا می توانند) به مقام والای خلافت و ولایت مطلق تکوینی الهی برسند، که «علم اسماء» را به تمام و کمال دارا بوده و به این صفت متصف شده باشند و آنها طبق دلایل و شواهد آشکار، پیامبران الهی (با مراتب درجات)، و در رأس آنان پیامبر خاتم (ص) و امامان معصوم (ع) از جانشینان بحق او می باشند که بطور کامل از این علوم برخوردار بوده و دارای مقام خلافت و ولایت تکوینی مطلق الهی بوده و بر جان و جهان حکومت کرده و می کنند.(91)