فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

انفعالات

منظور از انفعالات آن واکنش و حالت درونی می باشد که بر اثر تأثیر پذیری از یک محرّک خارجی یا پیش بینی وقوع یک حادثه یا ضرر در آینده، برای انسان حاصل می شود و مصادیق آن را می توان ترس و غضب نام برد.
همانطور که در بحث عواطف ذکر شد، بعضی از روان شناسان انفعالات را از مصادیق عواطف می دانند(75) و عواطف را به میلها و نفرتها تقسیم می کنند که نفرت بحث کنونی ما را تشکیل می دهد. با این حال، بدون آنکه این دوگانگی یا وحدت به بررسی موضوع، لطمه ای بزند، درصدد تبیین مسأله بر می آییم.
توصیف انفعال و تفسیر آن به اضطراب و اختلال و دگرگونیهای ناخوشایند و نامطبوع جسمانی و روانی، توصیفی است که با نظر اغلب روان شناسان تناسب دارد. غزالی، که ترس و غضب را از مهمترین انفعالات انسان می داند، می گوید: غضب مانند سنگ بر افروخته ای که در زیر خاکستر قرار می گیرد، در لابلای دل آدمی جایی برای خود می یابد.(76)

عناصر انفعال

اجزای به وجود آورنده انفعالات انسان عبارتند از:
الف - انگیزه
منظور از انگیزه عاملی است که انفعال و تأثیر را در انسان ایجاد می کند و ممکن است عامل بیرونی باشد، مانند دیدن یک حیوان درنده یا درونی باشد، مانند نگرانی و توهم به وقوع پیوستن حادثه ای در آینده. این دو انگیزه موجب پدیدار گشتن انفعال و آثار آن می شود.
ب - پاسخهای ادراکی و رفتاری موجود زنده
انفعال عبارت است از واکنش و اضطرابی که دارای ریشه روانی است و گاهی مانند گریه و تأثر زیاد، دارای شدت می باشد، از این رو، تأثیراتی در سیستم بدن و روح انسان به جا می گذارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
دگرگونی رنگ بدن و اندام، لرزش شدید پلکهای چشم و از هم گسیختگی در حرکات و سخنان فرد.
ایجاد اختلالات درونی همچون ترشح غده ها، سرعت گردش خون، تند شدن ضربان قلب.
ضعف شدید جسمی و کاسته شدن فعالیت ذهنی و ادارکی.
تحت الشعاع قرار گرفتن اختیار و اراده انسانی به گونه ای که انسان در حالت غضب یا ترس، دچار اعمالی می شود که غیر طبیعی و دور از واقع می باشد.

محیط و وراثت

دو عامل مهم که نقش به سزایی در شخصیت انسان دارد، محیط و وراثت
است. روان شناسان معتقدند که بسیاری از ویژگیهای روانی، حاصل کنش متقابل بین آن دو است. البته بعد از این خواهیم گفت، در عین حال که تأثیر این دو عامل در اعمال و رفتار انسانی از جانب دین پذیرفته شده است، لیکن عامل سومی به نام اختیار در جنب آن دو قرار دارد و این گونه نیست که تمامی رفتارهای انسانی به گونه ای جبری برخاسته از محیط و وراثت باشد و انسان هیچ اراده ای در تصمیم گیری و اعمال خویش نداشته باشد. بسیاری از حوادث تاریخی مؤید این مطلب است که اراده و اختیار انسان بر خلاف جریان محیط عمل کرده است؛ ایمان بسیاری از مؤمنان که برخلاف جوّ حاکم بر محیط آنان عمل کرده اند، از این قبیل می باشد و خروج اصحاب کهف از زادگاه کفر آلودشان گواهی روشن بر این مدعاست.
الف - محیط
یکی از عوامل مهمّ بهسازی یا انحراف شخصیت، محیط است. در تعریف آن می توان گفت: تمامی افراد و فضاهایی که انسان از دوره جنینی تا مرگ، با آنها در ارتباط می باشد و به گونه ای با او پیوند دارد، محیط شخص محسوب می شود. بسیاری از خلق و خویها، رفتارها، آداب و سنتها، هنجارها و ناهنجاریها برخاسته از تأثیر محیط بر شخصیت فرد می باشد. هر فردی به تناسب رشد جسمانی و روحی با نوعی محیط خاص در ارتباط است که از جنین شروع شده، سپس به ترتیب در خانواده، محله، مدرسه، محل کار و اجتماع ادامه می یابد و هر یک از آنها به گونه ای در روحیه و رفتار حتی در ایمان او تأثیر می گذارد، بویژه محیط خانواده و دوستان.
بخش عمده تأکیدات اسلام در رابطه با تعدیل و جهت دادن به ارتباطاتی است که می تواند به گونه ای در هدایت یا گمراهی او مؤثر واقع شود، زیرا بدیهی است که زندگی فرد با منافع و حیات دیگران در پیوند می باشد و از طرف دیگر انزواطلبی، مطرود شمرده شده و انسان نیز چاره ای جز گزینش محیطهای مختلف زندگی ندارد. در این راستا، روایات زیادی از امامان معصوم (ع) درباره گزینش دوست خوب، همنشینی با مؤمنان، پرهیز از مجالس لهو و بی فایده و پرهیز از رقابت با انسانهای فاخر و شرور، رسیده است یا در مورد تربیت فرزندان به پدر و مادر توصیه شده که اخلاق خود را نیکو سازند تا فرزندان در محیط پاک و سالم پرورش یابند، چرا که مصونیت از گناه در محیطی که انسان را به فساد دعوت می کند بسی مشکل است.
ب - وراثت
وراثت نیز می تواند در ساختن ویژگیهای شخصیتی و ساختاری فرد تأثیر داشته باشد و در تعریف آن می گویند: خصوصیات و صفاتی است که فرزندان از پدر و مادر خود می گیرند و آن یا در ویژگیهای بدنی مانند قد، ساختار استخوانی، رنگ مو و چشم یا در جنبه های روانی نظیر توانایی ذهنی، خلق و خو و استواری هیجانی می باشد.(77) البته باید خاطرنشان ساخت که صفات اکتسابی پدر و مادر قابل انتقال نبوده و این گونه نیست که اگر پدر دارای حرفه یا علم خاصی باشد، بطور حتم فرزندان وی نیز چنین باشند.