فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

معنای لغوی و اصطلاحی فطرت

فطرت از ماده فطر می باشد و در همه جا مفهوم این کلمه ابداع و خلق کردن است و به یک معنی آن را آفرینش بدون سابقه می دانند.(58) به طور مثال گفته می شود: أنا فطرت البئر یعنی من چاه را برای اولین بار حفر کردم.
فطرت با این وزن (فعله) فقط در یک آیه آمده و آن هم در مورد انسان است. قرآن در این زمینه می فرماید:
فأقم وجهک للّذین حنیفا فطرة اللَّه الّتی فطر النّاس علیها لا تبدیل لخلق اللَّه (59)
رو به جانب آیین پاک آور، آن فطرت خدایی که مردم را بر آن آفرید، دگرگونه برای آفرینش او نیست.
این آیه گویای آن است که آفرینش انسان بگونه خاصی بوده و ویژگی منحصر به فردی در او قرار گرفته است که می تواند به واسطه آن به رشد و بالندگی برسد و امکان ندارد با تعلیم و تربیت آن خصوصیات را بدست آورده باشد. به عنوان مثال، حقیقت خواهی یا کمال خواهی(60) امری نیست که ضرورتهای اجتماعی برای انسان به وجود آورده باشد، بلکه او حقیقت خواه آفریده شده است و این حس در نهاد و سرشت او ریشه دارد، بگونه ای که می توان به واسطه آن، قوانینی کلی درباره همه انسانها و برنامه های تربیتی کلی برای همه انسانها تنظیم کرد. اصالت انسان و انسانیت در گرو قبول بعضی از فطریات است. آن دسته از اندیشمندان غربی نیز که اصالت را به انسان می دهند، اما هر گرایش فطری را نفی می کنند، در حقیقت انسان را با دیگر جانداران، مساوی دانسته و ارزشهای او را نفی کرده اند.
حال باید امور فطری و نظر دانشمندان در این مورد را بررسی کرد تا دیدگاه حق روشن شود.

نظر متفکران درباره شناخت فطری(61)

درباره شناخت فطری، نظرات متفاوتی ارائه شده است که با نظر قرآن در این باره، تفاوت فاحشی دارد. در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
الف - نظر افلاطون
وی معتقد است که انسان قبل از تولد، به همه امور، علم پیدا کرده است، زیرا روح قبل از تعلق به بدن در عالم دیگر (عالم مثل) که حقیقت او در آنجا قرار دارد، علم پیدا کرده است وعالم ماده و جسم بین او معلوماتش حجاب است بنابراین، با تعلیم و تعلم، آنچه که می دانسته، به یادش می آید.(62)
ب - نظر تجربه گرایان
تجربه گرایان غربی همچون لاک و هیوم معتقدند که همه ادراکات و معلومات انسان اکتسابی است و در ابتدای خلقت، انسان همچون لوح نانوشته ای است که هیچ امری بر آن حک نشده است و فقط با حواس پنجگانه می توان به شناخت و معلومات رسید.(63)
ج - نظر کانت و دکارت:
کانت معتقد است که انسان بعضی از معلومات را در خود دارد. و آنها را از حس و تجربه دریافت نکرده است، بلکه قبل از تجربه حاصل بوده است. این معلومات، لازمه ساختمان ذهن است که به واسطه آن می توان در باره قضایا حکم داد.
دکارت نیز، معتقد است که انسانها دارای تصوراتی هستند که بالفطره در آنها نهاده شده و تجربه و حس نیز در این باره به انسان کمکی نکرده است. او حس را عامل خطای فکر انسان می داند و معتقد است که تصور خدا، کمال و قضایای ریاضی و همه معلومات انسان، فطری است. در اینجا علیرغم اختلافی که در روش کانت و دکارت، از نظر اعتقاد به فطرت وجود دارد، می توان هر دو را از معتقدان به تصورات فطری دانست.(64)
د - دیدگاه قرآن:
قرآن اعلام می کند که انسان در ابتدای تولد، هیچ معلوم ذهنی ندارد و قوّه محض است (این بخش از سخن تجربه گرایان، صادق است) و قرآن می فرماید:
واللَّه اخرجکم من بطون امّهاتکم لا تعلمون شیئا وجعل لکم السّمع والابصار والافئدة (65)
یعنی هنگام تولد هیچ امری را نمی دانستید، لیکن خداوند قابلیتها و استعدادهایی را در وجود انسان قرار داده که می تواند به وسیله حواس خود به معلوماتی برسد که برای دیگر جانداران امکان پذیر نیست. بنابراین، انسان با استفاده از تجربه حسی و قدرت فطری، دست به شناخت عالم می زند.
از این رو، نه سخن افلاطون و دکارت و کانت درست است که فقط شناخت را فطری و مقدم بر تجربه می دانند، و نه سخن آنان که ریشه همه معلومات را در تجربه می بینند، بلکه قرآن هر دو را در خاستگاه خود می پذیرد، بدین گونه که معلومات فطری از راه حس و تجربه ظهور می کند.(66) و در انسان متبلور می شود. به عنوان مثال؛ بچه در کودکی قبل از داشتن تصوری از جزء و کل نمی تواند حکم کند که کل از جزء بزرگتر است ولی همینقدر که تصوری از کل و جزء را با حس و تجربه پیدا کرد، بطور فطری حکم می کند که جزء بزرگتر است.

امور فطری

در انسان مجموعه ای از امور فطری وجود دارد که شهید مطهری از آنها به خواسته های روحی تعبیر کرده است در مقابل، خواسته های جسمی است که از ویژگیهای غریزه و مشترک بین تمامی جانداران می باشد سپس خواسته های روحی را به پنج نوع تقسیم کرده است.
الف - حقیقت جویی:
هر فردی در صدد است تا به واقعیت نایل شود و هر چه بیشتر درباره خود و عالم خارج، معرفت پیدا کند. تاریخ علم و اندیشه گویای شخصیتهایی است که تمامی عمر خویش را در راه این امر خطیر صرف کردند و به علم، حکمت و فلسفه دست یازیدند. اگر این گرایش در انسان نبود، این همه خلاقیتها در زمینه های متفاوت به منصه ظهور نمی رسید هر فردی از دوره طفولیت تا پیری، در صدد پاسخ یابی برای سؤالات گوناگونی است که برایش مطرح شده و با پرداختن به این سؤالات علوم بشری را تکامل بخشیده است.
ب - خیر اخلاقی
هر فردی در درون خویش توجهی به فضیلتها می بیند، صداقت را امر مطلوبی می شمارد، جزای احسان و محبت را احسان می داند، از خود گذشتگی در راه هدف را تحسین می کند و گرایش به بسیاری از فضیلتهای اخلاقیی که بدون تعلیم و تربیت آن را یافته در درون خود می یابد و آموزش و تربیت فقط در تقویت یا تضعیف آنها مؤثر است، نه اینکه آن حالت درونی را ایجاد کرده باشد.
ج - زیبا پسندی:
هر فردی در درون خویش کشش و جاذبه ای نسبت به اشیای زیبا که دارای تناسب و ویژگی فرح انگیز باشند، می بیند. در مورد اینکه یک شی ء زیبا چه خصوصیاتی را باید داشته باشد، بین اندیشمندان اختلاف است، لیکن در اصل وجود احساس زیبایی در انسان کسی تردید ندارد، حتی این حس، حاکم و جهت دهنده دیگر تمایلات و غرایز انسانی است.
به عنوان مثال، هر انسانی علاوه بر ارضای غریزه گرسنگی بگونه ای در انتخاب غذا و خوراک از حس زیبایی خویش کمک می گیرد و همچنین در خانه سازی بر خلاف حیوانهاکه کیفیت غذا و خانه سازی آنها غریزی بوده و همواره یکنواخت می باشد، از این حس بهره مند می گردد.
د - خلاقیت و ابداع:
نوآوری یکی دیگر از تمایلات ذاتی بشر است که بی رابطه با حسّ حقیقت جویی وی نیست. تاریخ علوم، گویای فرضیه ها و تلاشهای بی پایان افراد زیادی است که در صدد بودند کاروان علم و اندیشه را با سرعت بیشتری به پیش ببرند. این احساس بدون آموزش در هر فردی متبلور است و چه بسا شخصی در گوشه ای جدا از اجتماع و مردم برای ادامه حیات خویش دست به خلاقیت و آفرینش می زند.
ه - عشق و پرستش
یکی از تمایلات قوّی انسان، احساس عشق و علاقه به موجود برتر است؛ علاقه و محبتی که گاهی خویشتن را از یاد برده و فقط معشوق نزد او جلوه گری می کند. حال، ملاک این برتر دیدن، گاهی غیر واقعی و موهوم است و به آن عشق مجازی گفته می شود و ویژگی آن اینگونه است که پس از رسیدن عاشق به معشوق و ارضای امیال خود تمایلی در او باقی نمی ماند، بلکه حتی تبدیل به تنفر می شود و گاهی واقعی و حقیقی است که به آن عشق حقیقی گفته می شود و هر چه فرد به معشوق خود نزدیک شود اشتیاق و علاقه شدیدتری نسبت به او پیدا می کند. عشق عارفان حقیقی به خدا از این نمونه است.
پرستش به دنبال عشق ظهور می کند و هر عاشقی نسبت به معشوق خود با دیده تقدس می نگرد و اطاعت و خضوع محضی نسبت به او و خواسته هایش دارد، حتی در عشق مجازی چنین است به عنوان مثال، لیلی در همه چیز، معشوق خود مجنون را می بیند و چیزی غیر از او را مشاهده نمی کند و حتی با نام او خود را تسلّی می دهد.(67)
خلاصه
یکی از سؤالات در زمینه معلومات انسان این است که آیا اکتسابی است یا فطری؟ فطرت به معنای نوع خاصی از آفرینش است که خداوند انسان را بر اساس آن آفریده است به واسطه وجود فطرت می توانیم نسبت به انسانها، قوانین کلی و برنامه های عمومی تربیتی وضع و تدوین کنیم.
اصالت دادن به انسان بدون پایبندی به قوانین فطری، امکان پذیر نیست و در حقیقت مساوی شمردن انسان با دیگر حیوانات است.
تکلیف و مسؤولیت بر اساس فطرت پایه گذاری می شود و قضاوتهای آن صادقانه و خالی از تزویر می باشد.
تجربه گرایان فقط به معلومات اکتسابی معتقدند. افلاطون به معلومات قبل از تولد و کانت و دکارت از معتقدان به فطرت هستند.
قرآن در ابتدای تولد انسان را خالی از هر گونه علم می داند که با قدرت و قابلیتهای فطری می تواند به معرفت و شناخت دست یابد.
پنج امر معروف فطری عبارتند از: 1 - حقیقت جویی 2 - خیر اخلاقی 3 - زیبا پسندی 4 - خلاقیت ابداع 5 - عشق و پرستش
پرسش
1 - معنای اصطلاحی فطرت چیست؟
2 - نظر قرآن را در مورد معلومات توضیح دهید.
3 - اختلاف نظر قرآن درباره فطرت با نظرات اندیشمندان غربی را بنویسید.
4 - امور فطری را نام ببرید.
5 - حقیقت جویی را توضیح دهید.
درس هفتم