فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

دلیل نقلی بر اصالت روح

از آیات و روایات بسیاری به صراحت یا اشاره می توان این حقیقت را دریافت که شخصیت و حقیقت انسان به بعد روحانی و نفسانی اوست، نه جنبه جسمانی و بدن او. برای نمونه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
1 - ولا تکونوا کالّذین نسوا اللَّه فأنسیهم أنفسهم (51)
و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم خودشان را از یادشان برد.
ما می دانیم که کافران مسائلی از قبیل خوراک و پوشاک و رسیدگی به لذّت های مربوط به بدن خود را فراموش نکرده بودند، بلکه تمام همّت خود را در این بعد به کار می بردند، پس آنچه مورد غفلت و فراموشی قرار گرفته بود، جنبه معنوی و روحی بوده است. در این آیه نیز حقیقت انسان به جنبه روحی او معرّفی شده است.
2 - ونفس وما سوّاها فألهمها فجورها وتقویها قد أفلح من زکّیها وقد خاب من دسّیه (52)
قسم به نفس انسان و آن خدایی که او را بطور کامل آفرید پس پلیدیها و خوبیها را به او الهام کرد، بتحقیق رستگار شد انسانی که نفس خویش را تزکیه نمود و بدبخت شد کسی که نفس خود را تزکیه نکرد.
این آیات، سعادت و رستگاری را با یازده سوگند برای اصلاح نفس می داند، نه برای بدن، همان طور که شقاوت و بدبختی را برای نفس به حساب می آورد.
3 - یا ایّها الّذین آمنوا أنفسکم لا یضرّکم من ظلّ اذا اهتدیتم (53)
ای مؤمنان مراقب خود باشید که وقتی هدایت یافتید گمراهان به شما آسیبی نمی رسانند.
روشن است که گمراهی و راهنمایی هیچ ارتباطی به بدن انسان ندارد. گمراهان، بدنشان را گمراه نکرده اند و گاهی از نظر بدنی و حالات جسمی خیلی هدایت یافته تر از دیگران می باشند. گمراهان گاهی ضرر و زیان بدنی به هدایت یافتگان می زنند، لیکن ایشان تا وقتی که در راه هدایت باشند گمراهان ضرری به نفس و روح آنها نمی توانند، بزنند. پس، از این آیات استفاده می شود که اصالت با نفس انسانی است.
4 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که امیر مؤمنان (ع) فرمود:
أصل الانسان لبّه و عقله دینه (54)
اصالت انسان به خرد اوست و عقل او دینش است.
5 - امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
أعجب ما فی الانسان قلبه وله موادّ من الحکمة... (55)
عجیب ترین چیز در انسان قلب (روح) اوست و برای آن عناصری از حکمت است.

رابطه روح با بدن

از آنجا که نفس پس از موجودیت بدن ایجاد می شود بنابر گفته مشهور حکمای الهی علوم و معارف از ذاتیات وجود او نیست .(56) پس در کسب معارف و علوم احتیاج به وسیله و ابزار دارد تا بتواند به کمال مطلق برسد و وسیله او بدن می باشد. به بیان روشن تر، روح با تعلقش به بدن و با به کار بردن قوای مادّی آن و از راه محسوساتی که به وسیله حواس پنجگانه بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه، ادراک و احساس می کند، به مجهولاتی پی می برد که قبل از آن به آنها آگاه نبود. این معنی با قطع ارتباط حواس با جهان خارج و جدایی روح از بدن (بعد از مرگ) بخوبی روشن می شود.
از روایات پیرامون معاد استفاده می شود که بعد از جدائی روح از بدن، دیگر استکمالی برای انسان نخواهد بود، مگر برای افرادی که در دنیا تخم بعضی از اعمال نیک را افشانده باشند و در عالم برزخ از آن بهره مند شوند.
در عین حال که روح با رابطه اش به بدن به کمال و رشد می رسد، بدن را نیز تدبیر می کند و او را مورد تربیت و رشد قرار می دهد. گمان نشود که داخل در بدن و یا خارج از آن است، زیرا زمان و مکان برای موجود مجرّد، معنی ندارد، بلکه رابطه اش رابطه تعلقی است که احاطه به بدن دارد، یعنی در هر عضوی در عین حال که آن عضو است، روح نیز موجود است، لیکن وجود روح، محدود به آن عضو نیست و روح در عین اینکه بالاست، پایین نیز می باشد، همچنان که امام صادق (ع) فرمود:
انّ الأرواح لا تمازج البدن ولا تواکله وانّما هی کلل للبدن محیطة به (57)
همانا روحها با بدن آمیخته و مخروج بوده و متکی بر آن نیستند، بلکه بر بدن تسلط و احاطه دارند.
خلاصه
از دیدگاه عقل و قرآن، شخصیت و اصالت انسان به روح اوست.
آیه ای که سعادت و رستگاری انسان را در گرو تزکیه نفس و شقاوت را در پرتو رها کردن آن دانسته و همچنین آیه ای که به مواظبت از نفس سفارش کرده تا انسان به هدایت نایل شود و گمراهی گمراهان د راو تأثیر نگذارد، دلالت دارند که فراموشی روح موجب فراموشی خداوند بوده و نیز سعادت، شقاوت و مواظبت مربوط به روح می باشد.
روح چون موجودی است حادث به حدوث بدن، برای اکتساب کمالات و معارف به بدن نیاز دارد، بگونه ای که بر آن احاطه داشته، نه داخل آن است و نه خارج از آن.
پرسش
1 - اصالت انسان به چه چیز است؟ توضیح دهید.
2 - دلیل عقلی بر اصالت روح چیست؟
3 - ارتباط بین سعادت و شقاوت انسان با اصالت روح را توضیح دهید.
4 - مواظبت از خویشتن به منظور اثر نکردن گمراهی گمراهان، با اصالت روح چه ارتباطی دارد؟
5 - آیا روح بدون بدن می تواند به کمالات برسد؟ رابطه آن را با بدن بیان کنید.
درس ششم

گرایشهای درونی انسان (1)