فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

اصالت روح

بعد از اثبات اینکه انسان دارای دو بعد جسم و روح بود. و روح امر مجردی است، این بحث مطرح می شود که انسانیت انسان به کدام یک می باشد، یعنی اعمال و صفات انسانی به کدام یک نسبت واقعی دارد. آیا اصالت انسان به جسم و بدن اوست، یا به روح اوست یا هر دو بعد او با هم، شخصیت انسان را تشکیل می دهند و به او اصالت می بخشد؟
جواب اصالت انسان به دلایل عقلی و نقلی به روح اوست. اینک شرح دلایل:

دلیل عقلی بر اصالت روح

آنچه که در درس سوم تحت عنوان دلایل اثبات روح ذکر شد، همه دلایل عقلی اصالت روح نیز هست که دیگر تکرار نمی شود.
عالم خواب نیز می تواند تأیید خوبی بر اصالت روح باشد. در آن هنگام، تعلق روح به بدن بطور کلی قطع نمی شود، از این رو بدن با تعلّق ضعیف روح به آن از فعالیت ضعیفی برخوردار است، اما خود نفس در عالم خواب با قدرتی که دارد و تا حدودی از ماده به درآمده و از محدودیت ماده خود را رهانده است، گاهی کارهایی انجام می دهد که در عالم بیداری هرگز برای او ممکن نیست، اطلاعاتی که می تواند در خواب از گذشته و آینده کسب کند، گاه چنان حیرت انگیز است که راه هر گونه انکار را نسبت به اصالت روح سد می کند.(50)

دلیل نقلی بر اصالت روح

از آیات و روایات بسیاری به صراحت یا اشاره می توان این حقیقت را دریافت که شخصیت و حقیقت انسان به بعد روحانی و نفسانی اوست، نه جنبه جسمانی و بدن او. برای نمونه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
1 - ولا تکونوا کالّذین نسوا اللَّه فأنسیهم أنفسهم (51)
و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم خودشان را از یادشان برد.
ما می دانیم که کافران مسائلی از قبیل خوراک و پوشاک و رسیدگی به لذّت های مربوط به بدن خود را فراموش نکرده بودند، بلکه تمام همّت خود را در این بعد به کار می بردند، پس آنچه مورد غفلت و فراموشی قرار گرفته بود، جنبه معنوی و روحی بوده است. در این آیه نیز حقیقت انسان به جنبه روحی او معرّفی شده است.
2 - ونفس وما سوّاها فألهمها فجورها وتقویها قد أفلح من زکّیها وقد خاب من دسّیه (52)
قسم به نفس انسان و آن خدایی که او را بطور کامل آفرید پس پلیدیها و خوبیها را به او الهام کرد، بتحقیق رستگار شد انسانی که نفس خویش را تزکیه نمود و بدبخت شد کسی که نفس خود را تزکیه نکرد.
این آیات، سعادت و رستگاری را با یازده سوگند برای اصلاح نفس می داند، نه برای بدن، همان طور که شقاوت و بدبختی را برای نفس به حساب می آورد.
3 - یا ایّها الّذین آمنوا أنفسکم لا یضرّکم من ظلّ اذا اهتدیتم (53)
ای مؤمنان مراقب خود باشید که وقتی هدایت یافتید گمراهان به شما آسیبی نمی رسانند.
روشن است که گمراهی و راهنمایی هیچ ارتباطی به بدن انسان ندارد. گمراهان، بدنشان را گمراه نکرده اند و گاهی از نظر بدنی و حالات جسمی خیلی هدایت یافته تر از دیگران می باشند. گمراهان گاهی ضرر و زیان بدنی به هدایت یافتگان می زنند، لیکن ایشان تا وقتی که در راه هدایت باشند گمراهان ضرری به نفس و روح آنها نمی توانند، بزنند. پس، از این آیات استفاده می شود که اصالت با نفس انسانی است.
4 - از امام صادق علیه السلام نقل شده که امیر مؤمنان (ع) فرمود:
أصل الانسان لبّه و عقله دینه (54)
اصالت انسان به خرد اوست و عقل او دینش است.
5 - امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
أعجب ما فی الانسان قلبه وله موادّ من الحکمة... (55)
عجیب ترین چیز در انسان قلب (روح) اوست و برای آن عناصری از حکمت است.