فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

ارتباط انسان شناسی با خداشناسی

خداشناسی، دو راه اساسی دارد: اول شناخت ذات و صفات جمال و جلال خداوند از راه تفکّر و تعقّل در آثار و افعال او. این راه به وسیله ترتیب مقدّمات و نتیجه گیری عقلی به دست می آید. این مقدّمات گاهی حسّی است و گاهی عقلی. مقدّمات حسّی گاهی از پی بردن به نظمها و شگفتیهای جهان طبیعت به دست می آید، و گاهی از پی بردن به شگفتیهای خصوصیّات جسمانی و روحی انسان. این شناخت را در اصطلاح «علم حصولی» می نامند.
دوّم: شناخت خداوند متعال بگونه مشاهده قلبی به اندازه ظرفیّت وجودی خود، یعنی اگر انسان در راه بندگی حقیقی و خالصانه خداوند قدم بردارد و با نفس خویش مجاهده کند و او را در تمامی امور به خشنودی خداوند متوجّه گرداند، کم کم پرده هایی که بین او و خدا وجود دارد، برداشته می شود، و به اندازه ظرفیّت وجودی خود، شناخت قلبی و حضوری به خداوند متعال پیدا می کند. به این شناخت «علم حضوری» گفته می شود.
قرآن کریم در آیاتی به این راه، اشاره کرده که از همه آنها مهمتر آیه شریفه یا ایها الّذین آمنوا علیکم أنفسکم...(8) می باشد.
علّامه طباطبائی (قدس سره) در بیان آیه مزبور می فرماید: ترغیب خداوند مؤمنان را به ملازم بودن بر خویشتن که همان حفظ کردن راه هدایت است، می فهماند راهی که لازم است انسانها بپیمایند، راه خویشتن است که ایشان را به خداوند و سعادت حقیقی می رساند.
و نیز می فرماید: شناختن نفس بهترین شناختهاست، زیرااگر چه شناخت آیات آفاقی و انفسی هر دو ما را به شناخت خداوند و اسماء و صفاتش راهنمایی می کنند و در نتیجه ما را به چنگ زدن به دین حق و اصلاح نفس و اتّصاف به فضایل اخلاقی، هدایت می نماید، لکن شناخت نفس و قوای روحی و بدنی و حالات گوناگون آن و شناخت ملکه های فاضله و رذیله و سعادت و شقاوت آن، جدای از شناخت مرضها و دواهای آن نیست، و با این شناختها انسان به طور عادی مشغول اصلاح نفس و رسیدن به سعادت حقیقی می شود و این راه نزدیکتر است، زیرا این مقدّمات در خود انسان موجود است .(9) از این رو، حضرت علی (ع) فرمود:
من عرف نفسه، عرف ربه (10)
کسی که خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
و نیز فرمود:
المعرفة بالنّفس أنفع المعرفتین(11)
شناخت خود پرسودترین دو معرفت است.
در ظاهر، این دو معرفت، شناخت آیات آفاقی و انفسی می باشد که در سوره فصّلت(12) و ذاریات(13) به آن تصریح شده است و در این رابطه روایتهای زیادی موجود است، اما به همین مقدار بسنده می کنیم.(14)

ارتباط انسانشناسی با راهنماشناسی

اعتقاد به اینکه در میان انسانها باید افرادی باشند تا با عالم غیب تماس داشته و به مقام نبوّت و رسالت رسیده باشند، با شناخت انسان ارتباط دارد، زیرا هنگامی که در وجود انسان دقّت کنیم، می یابیم که او موجودی با اختیار است که به سوی کمال و سعادت می رود و رسیدن به کمال واقعی جدا از پیمودن راه سعادت امکان ندارد، و شناخت دقیق راه سعادت جز از طریق ارتباط با عالم غیب امکان ندارد و گرنه در میان متفکّران در این مورد اختلافی نبود؛ پس به یک راه دقیق و مطمئن نیاز است که او را به سعادت حقیقی برساند و آن جز با گرفتن وحی از عالم غیب به واسطه انسانی شایسته امکان ندارد.

ارتباط انسان شناسی با معادشناسی

اگر انسان را دارای روحی بدانیم که می تواند بعد از نابودی بدن باقی بماند، می توانیم معاد را که برگشت روح به بدن است، برای رسیدن به جزا و پاداش اعمال نیک و بد و نیز رسیدن به کمال مطلق بپذیریم، لیکن اگر او را به جسم محدود کردیم که بعد از مدتی نابود و فانی می گردد، نمی توانیم معاد را اثبات کنیم. پس اثبات معاد رابطه مستقیم با شناخت نفس و ابعاد وجودی او دارد.