فهرست کتاب


انسان شناسی

مرکز تحقیقات اسلامی

موضوع و تعریف

در انسان شناسی، انسان از نظر حقیقت و خصوصیات وجودی و اینکه انسانیت انسان و اصالت او به چیست و هدف و سرانجام وجود او چگونه است، مورد بحث قرار می گیرد.
اسلام اگر چه درباره جنبه مادی و مبدأ وجودی انسان بحث به میان آورده و احکامی را نیز بر این جنبه بار کرده است، لکن بحث از حقیقت انسان و اینکه اصالت او به روح و نفس است و با چه قالب، شکل و گرایشهایی به وجود آمده و به چه مراحلی می تواند راه یابد، اساس بحث را تشکیل می دهد و دستورات تکلیفی و اخلاقی نیز با توجّه به این امور تعیین شده است.

اهمیّت انسان شناسی

اسلام بر خلاف مکتبها و ادیان دیگر به شناخت انسان اهمیّت بسیار زیادی داده است، زیرا بر اساس مسائل حقوقی، سیاسی، اقتصادی، تربیتی و سایر امور دیگر را انسان تشکیل می دهد، از این رو وی را به شناخت خودش سفارش کرده است تا بتواند در مسیر زندگی، راه صحیح که مطابق با ساختمان وجودی اش باشد، انتخاب کند.
قرآن کریم می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم...(1)
ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خودتان باشید، زمانی که هدایت یافتید گمراهان به شما ضرری نمی رسانند.
با دقّت در این آیه شریفه، ترغیب قرآن به شناخت نفس و اهمیّت زیاد آن فهمیده می شود، زیرا در صورت شناخت صحیح نفس و مراقبت از آن، گمراهی گمراهان در انسان اثر نخواهد داشت و نیز فهمیده می شود که گمراهی آنان به سبب عدم شناخت صحیح نفس خودشان و مراقبت از آن است.(2)
در آیه دیگر می فرماید:
وفی أنفسکم أفلا تبصرون(3)
و در نفس خویش آیا نمی بینید (تأمّل نمی کنید).
در این آیه نیز همه افراد مؤمن و کافر را به تفکّر و شناخت وجود خویش سفارش و تحریک می کند.
در روایت زیادی امامان (ع) به شناخت نفس سفارش کرده و انسانها را از غفلت از آن برحذر داشته اند. حضرت علی (ع) فرمود:
أفضل المعرفة، معرفة الأنسان نفسه(4)
برترین شناختها شناخت انسان به نفس خویش می باشد.
و نیز می فرماید:
من عرف نفسه فقد انتهی الی غایة کلّ معرفة وعلم(5)
کسی که خود را بشناسد، به نهایت هر شناخت و علمی رسیده است.
همچنین در نکوهش عدم شناخت نفس و اهمال نسبت به آن فرمود:
أعظم الجهل، جهل الأنسان امر نفسه(6)
بزرگترین نادانیها نادانی انسان نسبت به امر خویش می باشد.
ونیز می فرماید:
من لم نفسه بعد عن سبیل النجاة وخبط فی الضلال والجهالات(7)
کسی که خویشتن را نشناسد، از راه نجات دور شده و در گمراهیها و نادانیها وارد می شود.
انسان شناسی با مسائل علوم انسانی ارتباط عمیقی دارد، از این رو ارتباطهای مهم شناخت انسان با سایر مسائل را بیان می کند.

ارتباط انسان شناسی با خداشناسی

خداشناسی، دو راه اساسی دارد: اول شناخت ذات و صفات جمال و جلال خداوند از راه تفکّر و تعقّل در آثار و افعال او. این راه به وسیله ترتیب مقدّمات و نتیجه گیری عقلی به دست می آید. این مقدّمات گاهی حسّی است و گاهی عقلی. مقدّمات حسّی گاهی از پی بردن به نظمها و شگفتیهای جهان طبیعت به دست می آید، و گاهی از پی بردن به شگفتیهای خصوصیّات جسمانی و روحی انسان. این شناخت را در اصطلاح «علم حصولی» می نامند.
دوّم: شناخت خداوند متعال بگونه مشاهده قلبی به اندازه ظرفیّت وجودی خود، یعنی اگر انسان در راه بندگی حقیقی و خالصانه خداوند قدم بردارد و با نفس خویش مجاهده کند و او را در تمامی امور به خشنودی خداوند متوجّه گرداند، کم کم پرده هایی که بین او و خدا وجود دارد، برداشته می شود، و به اندازه ظرفیّت وجودی خود، شناخت قلبی و حضوری به خداوند متعال پیدا می کند. به این شناخت «علم حضوری» گفته می شود.
قرآن کریم در آیاتی به این راه، اشاره کرده که از همه آنها مهمتر آیه شریفه یا ایها الّذین آمنوا علیکم أنفسکم...(8) می باشد.
علّامه طباطبائی (قدس سره) در بیان آیه مزبور می فرماید: ترغیب خداوند مؤمنان را به ملازم بودن بر خویشتن که همان حفظ کردن راه هدایت است، می فهماند راهی که لازم است انسانها بپیمایند، راه خویشتن است که ایشان را به خداوند و سعادت حقیقی می رساند.
و نیز می فرماید: شناختن نفس بهترین شناختهاست، زیرااگر چه شناخت آیات آفاقی و انفسی هر دو ما را به شناخت خداوند و اسماء و صفاتش راهنمایی می کنند و در نتیجه ما را به چنگ زدن به دین حق و اصلاح نفس و اتّصاف به فضایل اخلاقی، هدایت می نماید، لکن شناخت نفس و قوای روحی و بدنی و حالات گوناگون آن و شناخت ملکه های فاضله و رذیله و سعادت و شقاوت آن، جدای از شناخت مرضها و دواهای آن نیست، و با این شناختها انسان به طور عادی مشغول اصلاح نفس و رسیدن به سعادت حقیقی می شود و این راه نزدیکتر است، زیرا این مقدّمات در خود انسان موجود است .(9) از این رو، حضرت علی (ع) فرمود:
من عرف نفسه، عرف ربه (10)
کسی که خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
و نیز فرمود:
المعرفة بالنّفس أنفع المعرفتین(11)
شناخت خود پرسودترین دو معرفت است.
در ظاهر، این دو معرفت، شناخت آیات آفاقی و انفسی می باشد که در سوره فصّلت(12) و ذاریات(13) به آن تصریح شده است و در این رابطه روایتهای زیادی موجود است، اما به همین مقدار بسنده می کنیم.(14)