درآمدی بر سیاست و حکومت در نهج البلاغه

نویسنده : محمدمهدی باباپور گل افشانی

پیش گفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
نهج البلاغه، پس از قرآن کریم گرانقدرترین میراث اسلام است. این کتاب مجموعه ای به ابعاد وجودی یک انسان کامل می باشد.
نهج البلاغه شفاء و مرهمی برای همه دردهای فردی و اجتماعی و راهی از ملک تا ملکوت است.
نهج البلاغه گنجینه معرفت بی انتها و دستور العملی است برای سیادت این جهانی و سعادت آن جهانی، نهج البلاغه کتاب سیاست و حکومت، ارشاد و آموزش، تشویق و تنبیه، برهان و بصیرت است. نهج البلاغه کتاب جامعی می باشد که در همه میدانها - که احیاناً بعضی با بعضی متضادند - تکاور بیان را به جولان درآورده است.
امام خمینی قدس سره در عظمت نهج البلاغه و جامعیت آن می فرماید:
کتاب نهج البلاغه که نازل روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی خود معجونی است برای شفاء و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک انسان و یک جامعه انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش می رود و هر چه جامعه ها به وجود آید و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. (1)
و همچنین در وصیت نامه الهی، سیاسی خود - آنجا که افتخارات مکتب تشیع را بیان می دارد - می فرماید: ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی بالاترین کتاب رهایی بخش است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است. (2)
متاسفانه چنین گنجینه تمام نشدنی، سالها پس از استقرار حکومت علوی، هنوز در جامعه ما، خصوصاً در جوامع علمی و دانشگاهی کتابی ناآشنا است. در حالیکه ما بر اساس نهج البلاغه انقلاب کردیم و امام خمینی قدس سره که از ذوب شدگان در ولایت علی علیه السلام بوده با تاسی از کلام و سیره آن بزرگوار و بهره گیری از نهج البلاغه توانسته چنین انقلاب عظیمی ایجاد نماید و حکومت علوی را تاسیس کند.
بی شک دوام و بقاء و استمرار انقلاب و حکومت اسلامی ما نیز در گرو عمل به نهج البلاغه است. این امر مستلزم شناخت و معرفت کامل و همه جانبه این کتاب عظیم می باشد. در نظام اسلامی برای هر مسؤول پیش از واگذاری مسؤولیت خصوصاً در پستهای کلیدی باید یک دوره کلاس نهج البلاغه ترتیب داده شود تا درس حکومت داری، شیوه برخورد با مردم و اداء حقوق مردم و توجه به بیت المال را بیاموزد.
نهج البلاغه نیاز جامعه امروز ما و نیاز جهان اسلام و جهان بشری است. بشری که بدنبال عدالت و صلح جهانی است. حال که رهبر فرزانه انقلاب به بهانه وجود دو عید غدیر در سال 1379 این سال را به نام سال امام علی علیه السلام نامیدند بر حوزویان، دانشگاهیان و روشنفکران و اهل بیان و بنان است که پیرامون ابعاد شخصیتی آن حضرت مطالعه و تحقیق نمایند تا جامعه ما - خصوصاً نسل جوان ما - با الگوگیری از شخصیت جامع آن حضرت به عنوان یک انسان کامل، زندگی فردی و اجتماعی خود را شکل دهند.
رهبر معظم انقلاب فرموده اند:
همان طوری که می دانید، امسال هم در آغاز، هم در پایان خود مزین به عید مبارک غدیر است سال 1379، دو عید غدیر دارد خیلی مناسب است که ما این سال را به این مناسبت، سال امام امیر المومنین، علی بن ابیطالب علیه السلام بدانیم و بنامیم و خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم.
امیر المؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است، جوانی پرشور و پر حماسه او، الگوی جوانان است، حکومت سراسر عدل و انصاف او، الگوی دولت مردان است، زندگی سراپا مجاهدت و سرپا مسؤلیت او، الگوی همه مؤمنان است، آزادگی او، الگوی همه آزادگان جهان است، سخنان حکمت آمیز و درس های ماندگار او، الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران است. (3)
این نوشتار که با الهام از رهنمود مقام معظم رهبری، در بدو امر برای اردوی آموزشی امام علی علیه السلام دانشجویان دانشگاه قم به درخواست نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه قم تنظیم و سپس تکمیل گردیده، فقط از یک زاویه به نهج البلاغه نگریسته است و آن سیاست و حکومت می باشد.
وقتی از این منظر به نهج البلاغه می نگریم، امام را بر کرسی حکومت و رهبری است می بینیم که آئین کشور داری را برای استانداران، فرمانداران و تمامی کارگزاران خود شرح می دهد. رموز انحطاط و اوج گرفتن آن ها، سرنوشت اقوام ظالم و ستمگر و راه وصول به یک آرامش اجتماعی و سیاسی را با پخته ترین عبارات و لطیف ترین و دقیق ترین اشارت بیان می کند و عالی ترین درس های حکومت داری و زمامداری و تدبیر را به همه کسانی که پیروان واقعی او هستند می آموزد. در میان خطبه ها و نامه ها خصوصاً نامه 53 حضرت فرهنگ سیاست دینی و معنوی و دستور العمل حکومتی اسلام را بطور دقیق تبیین کرده است.
امید است که با فضل الهی این اثر ناچیز مورد رضایت آن امام همام قرار گرفته و همچنین همه سیاستمدارانی که سعی و تلاششان حرکت در مسیر آن حضرت می باشد، از این نوشتار بهره مند گردند.
در خاتمه ضمن عرض ارادت بی شائبه به ساحت حکیم فرزانه مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای که با نامیدن این سال به نام امام علی علیه السلام و تأکید بر پژوهش و تحقیق در جهت شناختن و شناساندن شخصیت جامع علی علیه السلام و نهج البلاغه، انگیزه نوشتن این کتاب را در من ایجاد نمودند، از مساعدت و همکاری همه کسانی که در تدوین و چاپ این نوشتار ما را یاری رساندند تقدیر و تشکر می نمایم؛ خصوصاً از همسر و فرزندانم که با سعه صدر و ایجاد محیط مناسب نقش مهمی را ایفاء نمودند. همچنین از صاحبنظران و خردورزان انتظار می رود با نقد عالمانه در جهت کمال و غنای نوشتار ما را یاری نمایند.
محمدمهدی باباپور
حوزه علمیه قم - اول رجب 1420
فصل اول:

سیاست

1 - معنای سیاست

واژه سیاست از حیث لغت و کاربردهای مختلف، معانی گوناگونی دارد، از جمله: حکم راندن، اداره کردن امور مملکت، عدالت و داوری. (4) لغت دانان عرب در تبیین معنای کلمه سیاست می نویسند:
ساس الناس سیاسه تولی ریاستهم و قیادتهم (5) ؛ به سیاست قوم خود پرداخت؛ یعنی رهبری و مدیریت آنان را پذیرفت. زعامت و ریاست جمعی را به عهده گرفتن، از مفاد اساسی کلمه سیاست است.
همچنین در معنای سیاست آمده است: القیام علی الشی بما یصلحه ؛ (6) اقدام به کاری بر اساس مصحلت. سیاست فاضله سیاستی است که موجب تکمیل اخلاق و سعادت انسان ها می شود. (7)
با توجه به معانی لغوی واژه سیاست، می توان معانی ریاست، رهبری، هدایت و مدیریت را در تعریف سیاست اخذ کرد. در روایتی از امام هشتم علیه السلام آمده است:
امامت، سیاست است. در زیارت جامعه کبیره، در اوصاف ائمه معصومین آمده است:
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله... و قاده لامم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد ؛ (8)
سلام بر شما، اهل بیت نبوت و جایگاه رسالت... و پیشوایان امت ها و اولیای نعمت ها و پایه های نیکوکاران و تکیه گاه خوبان و سیاست کنندگان بندگان خدا و ارکان محکم شهرها...
این عبارات، به ویژه قاده الامم و ساسه العباد صریحاً زمامداری و سیاست مداری را از صفات و شؤون ائمه معصومین علیهم السلام می شمارد.
امام حسن علیه السلام می فرماید: ندبنا الله السیاسه الامه؛ (9)
امام صادق علیه السلام فرمود:
ان الله عزوجل ادب نبیه فاحسن ادبه فلما اکمل له الادب قال انک لعلی خلق عظیم ثم فوض الیه امر الدین و الامه لیسوس عباده ؛ (10)
خداوند پیامبرش را تربیت کرد و خوب تربیت کرد، وقتی که تربیت او را تکمیل نمود، فرمود: تو دارای اخلاق نیک و عظیمی هستی، سپس امر دین و امت را به پیامبر واگذار کرد، تا سیاست امور بندگان را به عهده بگیرد. (11)
به همین جهت است که امام خمینی قدس سره می فرماید:
سیاست در رأس تعلیمات انبیاء الهی بوده است. (12)
در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام می خوانیم:
ثم حق سائسک بالملک و کل سائس امام... و اما حق سائسک بالملک فان تطیعه و لا تعصیه .
سائس، یعنی سیاست مدار که در این حدیث با امامت مساوی گرفته شده و اطاعت از وی واجب و فرض است.
کلمه سیاست در سخنان امام علی علیه السلام نیز به چشم می خورد:
بئس السیاسه الجور؛ بدترین سیاست ظلم است.
جمال السیاسه العدل فی الامره و العفو مع القدره ؛
زیبایی سیاست، عدالت در حکومت و عفو هنگام قدرت است.
حسن السیاسه قواه الرعیه؛ نیکی سیاست، تقویت رعیت است.
حسن السیاسه یستدیم الریاسه؛
سیاست نیکو ریاست و حکومت را دوام می بخشد.
من حسنت سیاسه وجبت طاعته؛
کسی که سیاستش نیکو است، اطاعتش واجب است.
من حسنت سیاسه دامت ریاسته؛
کسی که سیاستش نیکو است، ریاستش پابرجا است.
ملاک السیاسه العدل؛ ملاک و معیار سیاست عدل است.
الریاسه کالعدل فی السیاسه؛
ریاست مثل عدالت است در سیاست. (13)
با توجه به معانی واژه سیاست، هدف آن در جامعه مدیریت صحیح جامعه و زعامت بر مردم می باشد. مسأله سیاست آن قدر مهم است که افلاطون می گوید:
سیاست و اخلاق برای تأمین سعادت بشری ضروری اند. (14)
از این رو ارسطو می گوید: انسان طبیعتاً یک حیوان سیاسی است. (15)
او همچنین می گوید:
غایت همه دانش ها و هنرها نیکی است و غایت دانش سیاسی که از همه دانش ها ارجمندتر است، بالاترین نیکی هاست. در سیاست، نیکی جز دادگری نیست که صلاح عامه بدان وابسته است. (16)
شهید بهشتی فرمود: سیاست از دیانت، حتی از عبادت جدا نیست.(17)
مدرس، قهرمان عرصه دین و سیاست گفت: دیانت ما عین سیاست و سیاست ما عین دیانت ما و منشأ سیاست ما دیانت ماست.