فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

نامه امام به نهضت آزادی

نوع نگاه امام در تمامی حوادث و رویدادهای انقلاب اسلامی، نسبت به نهضت آزادی، روشن و آشکار است.
حضرت امام (ره) با وجود آگاهی از ماهیت اعتقادی نهضت آزادی و ویژگی غرب مدارانه آن، همواره داشتند با توصیه ها و رهنمودهای دوستانه، راه این سازمان را که پیش از انقلاب در راه آگاهی مردم ایران کوشیده و در براندازی رژیم شاهنشاهی سهیم بود، از راه دیگر سازمان ها و احزاب ملی که بی محابا و جسورانه در برابر اسلام و امام ایستادند، جدا کند و آنان را از خطر جدایی از آحاد ملت و ساز کردن نغمه های دشمن پسندانه برحذر دارد. اما روند حوادث و رویدادها و موضع گیری نهضت آزادی در این موارد، به گونه ای بود که گویا نهضت آزادی می خواست در سرتاسر تاریخ کوتاه انقلاب اسلامی، برخلاف امام گام بردارد و نصایح امام را آویزه گوش قرار ندهد.
سیر جدایی خط نهضت آزادی از خط امام و اختلاف ماهوی این دو تفکر، با توجه به مطالبی که از آغاز گفته شد، نیازمند تحلیل و تفسیر دوباره نیست و موضع گیریی نهضت آزادی در برابر امام در سراسر مطالب این کتاب به چشم می خورد. تنها به عنوان حسن ختام و تصریح بر وجه افتراق و جدایی اندیشه ها و دیدگاههای نهضت آزادی از امام راحل، به ذکر نامه ای از ایشان که در بهمن ماه 1366 خطاب به نهضت آزادی نوشته اند، بسنده می کنیم تا خوانندگان، خود در این باره قضاوت کنند و عملکرد این سازمان را در محکمه عقل و اندیشه و انقلاب، به نقد بگذارند.

نامه امام خمینی به حجت الاسلام محتشمی وزیر کشور وقت

این نامه در پاسخ به استفسار آقای محتشمی از حضرت امام در مورد صدور یا عدم صدور مجوز فعالیت برای نهضت آزادی، صادر شد. متن نامه حضرت امام (ره) چنین است:
در موضوع نهضت به اصطلاح آزادی، مسائل فراوانی است که بررسی آن محتاج وقت زیادی است. آنچه باید اجمالاً گفت آن است که پرونده این نهضت و همین طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب، شهادت می دهد که نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد آن است که شاید آمریکای جهانخوار را که هر چه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملت های تحت سلطه او دارند از ستم کاری اوست، بهتر از شوروی ملحد می دانند و این از اشتباهات آنها است. به هر صورت، به حسب این پرونده های قطور و نیز ملاقات های مکرر اعضای نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها، اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملت های مظلوم، به ویژه ملت عزیز ما، اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می زد و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می خورد که قرن ها سر بلند نمی کرد. و به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی، صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی ندارند و ضرر آنها به اعتبار اینکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه، جوان های عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تاویل های جاهلانه، موجب فساد عظیم ممکن است شوند که از ضرر گروهک های دیگر حتی منافقین، این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است.
نهضت آزادی و افراد آن از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامی آشنا نیستند. از این جهت گفتارها و نوشتارهایی که آنها منتشر کرده اند، مستلزم آن است که دستورات حضرت مولی الموالی امیرالمومنین را در نصب ولات و اجرای تحذیرات حکومتی که گاهی برخلاف احکام اولیه و ثانویه است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را نعوذبالله تخطئه بلکه مرتد بدانند و یا اینکه همه این امور را از وحی الهی بدانند که آن هم برخلاف ضروری اسلام است.
نتیجه آنکه نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن، چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی اطلاع از مقاصد شوم آنها هستند، می گردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.
بهمن ماه 1366
روح الله الموسوی الخمینی
با انتشار این نامه از سوی حجت الاسلام محتشمی پس از رحلت امام (ره)، نهضت آزادی با تشکیک و تردید در استناد این نامه به حضرت امام، تلاش کرد تا آن را جعلی و دروغین جلوه دهد و ساخته و پرداخته نزدیکان امام قلمداد کند.
در این زمینه، نامه ای را که مرحوم حاج سید احمد خمینی به عموی بزرگوارشان، آیت الله پسندیده نوشته است، می آوریم تا حقایق، روشن و آشکار گردد:

نامه یادگار امام (ره) به آیت الله پسندیده درباره ملی گراها و نهضت آزادی

خدمت حضرت آیت الله آقای پسندیده عم بزرگوار و عزیزم دامت برکاته.
با عرض سلام و ارادت و دعا برای سلامتی وجود مبارک
حضرتعالی خود بهتر از هر کسی می دانید که چقدر به شما علاقه مندم. من خود را فرزند کوچک جنابعالی می دانم و دوست دارم همیشه در کنار شما و از شما استفاده معنوی بنمایم. حال که مرادم و جان و جانم حضرت امام سلام الله علیه تنهایم گذاشته است، بعد از خدا تنها شما را دارم و بس.
نامه حضرتعالی در مورد آزادی یکی از ملی گراها به دستم رسید. چند جمله مزاحمت می کنم، اولاً به اطلاعات کشور، نظر شما و خود را منتقل می کنم و امیدوارم فرد مذکور آزاد گردد تا به وظیفه ای که به گردنم نهادید عمل کرده باشم. ثانیاً این نکته را گوشزد می نمایم که مسأله ملی گراها مسأله ای خطرناک است. ملی گرایی در مقابل اسلامگرایی است و اسلامگرایی خط محکم و استوار امام است. ملی گراها بهای اول برایشان میهن است و به انقلاب و نظام و اسلام یا اهمیتی نمی دهند و یا اهمیت بسیار ناچیزی برایشان دارد. اینها اصل و اساس برایشان ریاست است. اگر به میهن هم علاقه دارند که رئیسش آنان باشند. اگر بعضی از آنان به اعمال فردی در چارچوب اسلام پایبند باشند ولی وقتی پای منافعشان پیش بیاید از هیچ دروغ و تهمت و ناسزا فروگذار نیستند.
آنان بعد از انقلاب لحظه ای در کنار امام نماندند متلک و فحش و ناسزا به امام از کارهای رایج این از خدا بی خبران بود. تنها یکی از کارهای آنها را برایتان می فرستم تا خود قضاوت فرمایید. اینان اعلامیه ای را که امام (قدس سره) با خط مبارکشان خطاب به آقای محتشمی نوشته اند، مجعول دانسته و در عین اینکه نسبت جعل را مستقیماً به من نداده اند ولی با قرار دادن خط من بالای نامه امام که شعر: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم است را آورده اند و ادعا کردند که خط امام این است، در صورتی که حضرت امام (قدس سره) در موقع قدم زدن شعر می گفتند و خط مذکور خط امام در موقع راه رفتن و یا ایستاده است. از این گذشته اینقدر خط امام روشن است که احتیاج به این حرفها ندارد. من یک صفحه از وصیت نامه امام و نامه مورد بحث را می فرستم خود قضاوت فرمایید آیا من اینقدر بی دین و بی عقل هستم که چیزی آن هم چنین مسأله مهمی را به امام نسبت دهم و از آتش قهر خدا در دنیا و آخرت نترسم.
اگر من بناست بدین خاطر جهنمی شوم چرا چیزی را که به نفع خودم است به امام نسبت ندهم؟
عموی بزرگوار و عزیزم! قربانتان گردم من معتقدم که حق با امام راحلمان است آن مرد بزرگی که با هوش و استعداد سرشار خود عمق ماهیتهای کثیف ضد انقلاب را بسیار عالی تشخیص داد. نامه ای را که نهضت آزادی برای فرار از تنبیه ملت شریف ایران به اینجانب نسبت داده است و فکر می کرده بعد از وفات امام، من دست به چنین خیانتی زده ام، در زمان حیات امام و با دستور ایشان برای آقایان خامنه ای، هاشمی، موسوی اردبیلی، موسوی نخست وزیر، ری شهری وزیر اطلاعات وقت فرستاده شد. فقط اجازه ندادند که در همان موقع منتشر کنیم. فرمودند این برای بعد از مرگ من است تا اگر آنها خواستند ایران را به سوی غرب به خصوص آمریکا سوق دهند منتشر کنید. من این نامه را برایتان فرستادم تا معلومتان گردد اینها از چه قماشی هستند و برای رسیدن به دنیا حاضرند به هر کسی هر تهمتی بزنند و از خدا باکی نداشته باشند.
از شما تقاضا دارم برای دفاع از امام و آرمانهای پاک او و برای خاطر دفاع از اسلام عزیز و به خاطر تحمل رنج و زحمت و مرارتهای بسیاری که از آخوندهای درباری و متحجرین و مقدس نماها و ملی گراها و چپها و منافقین کشید، حضرتعالی طی نامه ای آنان را محکوم کرده و صحت خط امام و پیشوای ملی و دینیمان را اعلام فرمایید و روح بزرگ امام بزرگ را از خودتان شاد کنید و مطمئن باشید که با این کار اجر بزرگی خواهید داشت و نامه را من منتشر نمی کنم ولی برای ثبت در تاریخ نگه می دارم.
آنان که این نامه را جعلی می دانند از همه بهتر می دانند که این خط امام است. ولی آنها چند مطلب را با این کار دنبال می کنند که مهمترین آن این است که فکر می کردند نفوذ امام در بین مردم از بین رفته است و امام محبوبیتی ندارد و با رفتن او نظام می پاشد و آنان روی خون و اجساد مطهر شهدا و اسلام به حکومت می رسند. بعد از ارتحال امام (قدس سره) بیش را ده میلیون نفر امام را بدرقه کردند و مرقد و حرم آن بزرگوار پناه محرومان شد و کسانی که با این امام بد بودند مسلماً مورد نفرت هستند، لذا آنان با دادن نسبت جعل به من، خود را و گروه خود را می خواهند از این مغلطه نجات دهند. هر چه از درگذشت امام عزیز می گذرد مردم بهتر می فهمند که چه گوهر گرانبهایی را از دست داده اند. این شبها، حرم امام دیدنی است.
مسأله دیگری که نهضت آزادی دنبال می کند این است که اعتماد مردم را نسبت به امام کم کنند، بدین معنا که هر چه از امام باشد مردم احساس کنند که این از امام نیست بلکه از اطرافیان امام و یا کسی دیگر است و این خط و امضاء امام نیست، بلکه خط و امضاء امام را جعل کرده اند. القای این مطلب بسیار خطرناک است و خداوند کسی را که این گونه حرکت می کند هرگز نمی بخشد. می بینید که اگر این مسأله جا بیفتد که عده ای بوده اند و هستند که خط امام را جعل می کردند و یا امروز می کنند، چه ضربه هولناکی به اسلام و انقلاب و آرمانهای اسلامی امام عزیزمان خواهد خورد. دیگر فتواهای تاریخی امام رنگ می بازد، مبارزات امام زیر سوال می رود و حیثیت رهبر انقلاب بزرگ جهان اسلام ضربه می خورد. آیا نهضت آزادی و مصدقی ها هنوز آدمهای درستی هستند که بعد از ارتحال ملکوتی برادر عزیزتان امام بزرگ فرمودید آنها که می گفتند امام محبوب نیست تشییع جنازه امام را دیدند و فهمیدند اشتباه می کنند.
ملی گراها با برادر، امام، مرجع تقلید و رهبر شما سر ناسازگاری داشتند و دارند. اینان دل امام راحلمان را خون کرده اند و آدم های بی دینی هستند که در قالب دین به اسلام و مسلمین ضربه می زنند. مقصودم از این دین، دین امام است نه دین مخالفان امام که یزید و معاویه هم دین داشتند اما دین مقابل دین امام حسین علیه السلام.
تقاضایم این است که شما در مقابل آنان بایستید و از آرمانهای امام دفاع کنید و از تمامی مصدقی ها که امام آنان را مسلمان نمی دانست تبری جویید و دل امام را شاد فرمایید.
از اینکه نامه ام طولانی شد معذرت می خواهم، من حضرتعالی را شدیداً دوست می دارم و بسیار شما را عزیز می دانم، خداوند بزرگ شما را برای فامیل حفظ فرماید و اگر خدای ناکرده رنجشی پیدا کردید معذرت می خواهم. در مورد ملی گراها حرف بسیار است ولی نه وقت من اجازه این حرفها را دارد و نه حوصله شما. بار دیگر از شما تقاضامندم که اگر این نامه یعنی نامه امام به آقای محتشمی خط امام است که هست مرقوم فرمایید و کسانی که به دروغ چنین نسبتی را به من داده اند خائن بدانید.
با احترام
مخلص شما احمد خمینی
از: مجموعه آثار یادگار امام (ره)، جلد اول ص 632.
منتشر شده از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
...................) Anotates (.................
1) یکی از کتابهایی که به تفصیل درباره نهضت آزادی و گرایش های سیاسی و اعتقادی آن سخن گفته، خط سازش نوشته آقای مجتبی سلطانی است که ما در تالیف این کتاب، بهره وافری از تحقیقات ارزشمند ایشان برده ایم.
2) مضامین اطلاعات تاریخی این بخش، از کتاب زندگی نامه مهندس مهدی بازرگان، نوشته دکتر سعید برزین، چاپ 1374 نشر مرکز نقل شده است.
3) یادنامه بیستمین سالگرد نهضت آزادی ایران، ضمیمه روزنامه میزان 31/2/1360.
4) مسایل و مشکلات اولین سال انقلاب از زبان مهندس بازرگان. انتشارات نهضت آزادی، ص 214.
5) اسناد نهضت آزادی، ج 2، ص 24 و 26.
6) اسناد نهضت آزادی، ج 9، ص 16 و 17.
7) اسناد نهضت آزادی، ج 1، ص 18.
8) اسناد نهضت آزادی، ج 11، ص 310.
9) روزنامه اطلاعات 26/3/1360.
10) اسناد نهضت آزادی، ج 1، ص 48.
11) مرامنامه نهضت آزادی، از اسناد نهضت آزادی، جلد اول، ص 44 نقل شده است.
12) اسناد نهضت آزادی ایران، ج 11، ص 57.
13) کتاب او به تنهایی یک امت بود، ص 467.
14) روزنامه کیهان تاریخ 25/3/1360.
15) اسناد نهضت آزادی، ج 1، ص 17.
16) مدافعات در دادگاه غیر صالح تجدید نظر نظامی، مهندس بازرگان، ص 116.
17) موازنه منفی نوشته حسین کی استوان، جلد اول، ص 147.
18) رجوع کنید به کتاب هایی چون: بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی: سید حمید روحانی، خط سازش: مجتبی سلطانی.
19) اسناد لانه جاسوسی، شماره 23، ص 18.
20) مصاحبه حامد الگار با بازرگان، نشریه نصر، ارگان انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا.
21) صحیفه نور، ج 2، ص 87.
22) پیام انقلاب، مجموعه پیامها و بیانات امام خمینی (ره)، ج 3، ص 293.
23) اسناد لانه جاسوسی، ش 27، ص 34.
24) مسائل و مشکلات اولین سال انقلاب، مهندس مهدی بازرگان، ص 2.
25) اسناد نهضت آزادی، ج 11، ص 198.
26) روزنامه کیهان، 24/12/1357.
27) روزنامه کیهان، 6/1/1358.
28) اسناد لانه جاسوسی، ش 34، ص 62.
29) اسناد لانه جاسوسی، ش 6-1، ص 354.
30) همان، ص 355.
31) روزنامه انقلاب اسلامی، 17/8/1358.
32) در جستجوی راه امام از کلام امام، دفتر پنجم، ص 73.
33) روزنامه اطلاعات، 30/11/1357.
34) روزنامه اطلاعات، 3/12/1357.
35) مسایل و مشکلات اولین سال انقلاب، ص 65.
36) اسناد لانه جاسوسی، ش 18، ص 29.
37) آیا اسلام یک خطر جهانی است؟ بازرگان، ص 21.
38) همان، ص 100.
39) روزنامه انقلاب اسلامی، بیستم اسفند ماه 1358، ص 12، سخنرانی بازرگان در مسجد جامع نارمک تهران، در تاریخ 19/12/1358 .
40) در جستجوی راه امام از کلام امام، دفتر سیزدهم، ص 40 و 41.
41) مصاحبه مجله کیهان با مهندس بازرگان، سال سوم، فروردین و اردیبهشت 72 ، ص 4.
42) نهضت آزادی ایران ، یادنامه بیستمین سالگرد، ص 19 .
43) اصول فلسفه و روش رئالیسم، استاد مطهری، مقدمه ج 5، ص 23 و 28.
44) اصول فلسفه و روش رئالیسم، استاد مطهری، ج 5، ص 28.
45) پاورقی کتاب گمشده، ص 11.
46) بازیابی ارزشها، ص 411.
47) راه طی شده، ص 74.
48) اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، ص 35.
49) بازیابی ارزش ها، ج 2، ص 116 تا 119.
50) انقلاب ایران در دو حرکت، ص 195.
51) در جستجوی راه امام از کلام امام، دفتر دهم ص 174.
52) در جستجوی راه امام از کلام امام، دفتر یازدهم ص 33.
53) در جستجوی راه امام از کلام امام، دفتر یازدهم ص 31 و 32.
54) راه طی شده، مهندس بازرگان، ص 124.
55) همان، ص 123.
56) همان ص 76.
57) کشف الاسرار، امام خمینی، ص 272.
58) روزنامه انقلاب اسلامی، سوم آذرماه 1358، ص 10.
59) مصاحبه روزنامه کیان با مهندس بازرگان، کیان سال سوم، فروردین و اردیبهشت سال 72، ص 11.
60) وحی و نبوت، استاد مطهری، ص 178.
61) بازیابی ارزشها، مهندس بازرگان، ص 408.
62) نهضت آزادی در اندیشه و عمل، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، چاپ اول 1368، ص 91.