فهرست کتاب


نهضت آزادی

علی رضوی ‏نیا

جاسوسی در بدنه نظام

اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در ایران، یکی از بزرگترین و مهمترین دستآوردهای تسخیر لانه جاسوسی به شمار می رود. سفارت آمریکا در تهران، در حقیقت شعبه ای از سازمان جاسوسی آمریکا - سیا - بود که برای به شکست کشاندن انقلاب نوپای اسلامی ایران، پیش و پس از انقلاب و تحکیم پایه های رژیم شاه، به جاسوسی مشغول بود. بخشی از این فعالیت ها به ملاقات ها و گفتگوهای سیاسی رسمی و غیررسمی با عناصر و شخصیت های منحرف و یا دارای گرایش به غرب برای به خدمت گرفتن آنان یا کسب اطلاعات، اختصاص داشت.
اسناد و مدارک کتبی، میکروفیلم ها، عکس ها، حافظه های کامپیوتری و غیره، گنجینه عظیمی از فعالیت های ضدانقلاب و وابستگان نفوذی در بدنه نظام اسلامی بود که با جسارت و شجاعت دانشجویان پیرو خط امام، به دست ملت افتاد. بخش زیادی از این اسناد که ساعاتی قبل از اشغال لانه جاسوسی، توسط اعضای سفارت به صورت رشته های کاغذ خرد شده و پودر درآمده بود، با زحمات شبانه روزی و طاقت فرسای کارشناسان، تنظیم شد. حجم زیادی از این اسناد، شامل روابط و همکاری های شخصیت ها و جریان های سیاسی کشور با ماموران جاسوسی آمریکایی و شرح و تحلیل عقاید و شرح حال گروهی از آنان با استناد به اطلاعات خود می باشد. عباس امیرانتظام - ناصر میانچی - حسن نزیه و رحمت الله مقدم مراغه ای از جمله اعضای نهضت آزادی بودند که روابط و ملاقات های آنان با سفارت آمریکا، افشا شد.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، مستقر در لانه جاسوسی آمریکا در بیست و نهم آذر ماه 1358 اعلام کردند که عباس امیرانتظام، از اعضای نهضت آزادی و سخنگوی دولت موقت و معاون مطبوعاتی نخست وزیر و سپس سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی از اوائل انقلاب، نقش رابط میان ایران و آمریکا را به عهده داشته و برای آمریکا، جاسوسی می کرده است. آقای امیرانتظام پیش از انتصاب به معاونت نخست وزیری و پس از آن با مقامات و کارشناسان اطلاعاتی آمریکا و ماموران سیا در لانه جاسوسی آمریکا در تهران و استکهلم (سوئد) ملاقات های سری برقرار کرده است. وی علاوه بر ملاقات های سری با کارشناس اطلاعاتی آمریکا در ایران آقای استمپل و نماینده سیا و کاردار سفارت آقای ژرژگیو، متهم است که در مقابل معاونت مطبوعاتی نخست وزیر، فراتر از حدود وظایف قانونی خود در کارهای اجرایی کشور و اموری که به او مربوط نمی شده، دخالت و اقدامات اجرایی کرده است.
دادگاه انقلاب اسلامی، عباس امیرانتظام را به جرم شرکت در توطئه انحلال مجلس خبرگان در مقابله با ولایت فقیه، فراری دادن سران رژیم فاسد گذشته و سرمایه داران صهیونیست تحت تعقیب و انجام ملاقات ها و تماس های پنهانی با جاسوسان آمریکایی و دادن اطلاعات و آگاهی ها به دشمنان انقلاب درباره مسائل و مشکلات داخلی و اوضاع سیاسی کشور، مجرم شناخته و وی را از مصادیق بارز مفسد تشخیص داده و به حبس ابد محکوم کرد. وجود چنین افرادی در نهضت آزادی و گماردن آنان در مناصب کلیدی کشور در ماههای آغازین انقلاب، بیانگر ماهیت غرب زده نهضت آزادی است.
افشای اسناد لانه جاسوسی از یک سو و عملکرد ضعیف دولت موقت که نماینده نهضت آزادی به شمار می رفت، از سوی دیگر، تیر خلاص را به پیکره این گروه سیاسی شلیک کرده و باعث انزوای آنان از صحنه سیاسی کشور شد.

مواضع نهضت آزادی پس از انقلاب اسلامی

طرح انحلال مجلس خبرگان

مجلس خبرگان به پیشنهاد و صلاحدید مستقیم امام خمینی (ره) برای تهیه و تصویب نهایی قانون اساسی، تشکیل شد. این مجلس بافت عالمانه و اسلام شناسانه ای داشت و از علما و دانشمندان اسلامی و شخصیت های مذهبی و متدین پیرو خط امام، شکل گرفته بود. اصل ولایت فقیه به عنوان رکن و اساس قانون اساسی و نظام اسلامی در همین مجلس و با همت و تأکید عالمان روشنفکری چون شهید بهشتی، در قانون اساسی ایران، گنجانده شد.
از آنجا که بافت اسلامی و انقلابی مجلس خبرگان، مانع بزرگی بر سر راه روشنفکران غرب زده و شخصیت های ملی وابسته، به شمار می آمد، عناصر ضدانقلاب و گروههای منحرف سیاسی، تلاش زیادی کردند تا با تحریم این انتخابات و تضعیف آن و حتی مخالفت با مصوبات آن، از استمرار فعالیت آن جلوگیری کرده و این مانع بزرگ را از سر راه خود بردارند. اما رهبری امام (ره)، و هوشیاری مردم، فرصتی برای توطئه های دشمنان انقلاب باقی نمی گذاشت و کار مجلس خبرگان به خوبی پیش می رفت.
عناصر غرب زده و ملی گرای دولت موقت که در حقیقت نمایندگان نیروهای ملی و تشکیلاتی چون نهضت آزادی بودند، نقشه جدیدی را طراحی کردند، تا بر اساس آن، هیأت وزیران، طرح انحلال مجلس خبرگان را امضا کرده و بدون اطلاع امام، به آگاهی مردم برسانند و امام را در معرض عمل انجام شده قرار بدهند.
مجری و عامل اصلی این طرح، عباس امیرانتظام یعنی معاون مطبوعاتی نخست وزیر - بازرگان - و سخنگوی دولت بود.
در نامه ای که بعدها در دفتر کار امیرانتظام پیدا شد، جزئیات چگونگی طراحی توطئه انحلال مجلس خبرگان آمده است. در جلسه ای که به پیشنهاد امیرانتظام در خانه تقی انوری در تاریخ 18/7/1358 تشکیل شد، عناصر ملی گرا به این نتیجه رسیدند که نخست باید زمان بررسی قانون اساسی طولانی تر شود و ثانیاً به جای بررسی و رسیدگی به پیش نویس قانون اساسی، قانون اساسی جدیدی تهیه شود و ثالثاً مجلس خبرگان منحل گردد.
امیرانتظام، نتیجه تصمیمات این جلسه را فردای آن روز به مهندس بازرگان، نخست وزیر دولت موقت، گزارش کرد و پس از اصرار و پافشاری فراوان به ایشان قبولاند. قرار شد متنی در این زمینه تهیه شود و به امضای هیأت وزیران برسد. متن یاد شده، تهیه شد و پس از تغییرات مختصری که بازرگان در آن داد به امضای هفده تن از وزرای کابینه رسید. امیرانتظام برنامه را طوری چیده بود که این طرح، بی درنگ پس از تصویب توسط هیأت وزیران، از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات اعلام شود و همگان در جریان آن قرار گیرند. به همین خاطر به روزنامه ها اطلاع داده شده بود که مصوبه دولت را شبانه به طور فوق العاده چاپ کنند.
در متن مصوبه دولت که قرار بود به عنوان اعلامیه دولت، پخش شود، مسئله انحلال مجلس خبرگان بسیار معقول و طبیعی جلوه داده شده بود. با این استدلال که در لایحه قانونی اداره امور مجلس و نظامنامه داخلی مجلس، مدت بررسی قانون اساسی، محدود و معین گردیده و مدت زمان قانونی بررسی و تنظیم قانون اساسی، توسط مجلس خبرگان به پایان رسیده است و با توجه به این که طبق اصول و موازین شرعی و حقوقی، اگر وکالت و نمایندگی، محدود به زمان معین باشد، پس از انقضای آن، وکالت و نمایندگی زایل می گردد، بنابراین بعد از انقضای مدت و روال وکالت، ادامه کار مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، مخالف قانون و مصوبات آن فاقد اعتبار است و چون وکیل حق ندارد مدت وکالت خود را یک طرفه تمدید نماید، تمدید مهلت از طرف آن مجلس، وجهه شرعی و قانونی نداشته است. به این ترتیب، با استناد به اصول و قوانین فوق، انحلال مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، اعلام می گردد.
صورت ظاهری این مصوبه، چنان قانونی و شرعی جلوه داده شده بود که حتی برخی از وزرایی که از دایره همفکران بازرگان بیرون بودند و از خط امام پیروی می کردند نیز فریب خوردند و پای مصوبه را امضا کردند. بازرگان که عنوان نخست وزیر دولت موقت را یدک می کشید و مسئول مستقیم طرح و تصویب این مصوبه بود، از عواقب انتشار این مصوبه، بدون صلاح و مشورت با امام، وحشت کرد و سعی نمود تا به اعضای دولت بقبولاند که این مصوبه، نخست باید نزد امام مطرح و رضایت ایشان جلب شود. زیرا بازرگان می دانست که اگر این اعلامیه به شیوه ای که امیرانتظام پیش بینی کرده بود، انتشار می یافت، هیأت دولت به عنوان نماینده ملی گرایان و نهضت آزادی، کاملاً رویاروی امام قرار می گرفت و انتشار چنین اعلامیه ای در حقیقت، اعلان جنگ به امام و روحانیت بود و با توجه به پشتوانه محکمی که روحانیت در توده های مردم ایران داشت، نهضت آزادی و دیگر عناصر ملی گرا، با رسوایی بزرگی روبرو گشته و برای همیشه در گورستان انزوای سیاسی مدفون می شدند.
فردای آن روز، بازرگان و برخی از اعضای دولت، خدمت امام رسیدند. امام با هوشیاری و فراست همیشگی، عمق توطئه را درک نموده و قاطعانه با اعلام این مصوبه مخالفت کردند.
ایشان در یک سخنرانی، ضمن اشاره به مواضع بازرگان در دوران انقلاب، به موضوع طرح انحلال مجلس خبرگان پرداخته و چنین گفتند:
قضیه طرح آنکه مجلس خبرگان منحل بشود، که در زمان دولت موقت این طرح شد، بعد هم معلوم شد که اساسش از امیرانتظام بوده و آن مسائل آن وقت آمدند آقایان پیش ما، همین آقایان. آقای بازرگان و رفقایش و گفتند که ما خیال داریم این مجلس را منحلش کنیم. من گفتم شما چکاره هستید اصلش، که می خواهید این کار را بکنید؟ شما چه سمتی دارید که بتوانید مجلس را منحل کنید؟ پاشید بروید سراغ کارتان. وقتی دیدید محکم است مسئله، کنار رفتند.(32)